شعر یادم رفته!
چند واژه، نیمهٔ یک مصرع، املای ناقص یا حالوهوای شعر را بنویس؛ نزدیکترین شعرهای منتشرشده را با دلیل تطبیق میبینی.
۸ نتیجه نمایش داده شد؛ ۴۰ نتیجهٔ نخست نگه داشته شده است.
۸ نتیجه نمایش داده شد؛ ۴۰ نتیجهٔ نخست نگه داشته شده است.
… آن را حظیره میگفتند، و بر جانب مغربی این دیه درهای بود و در آن دره چشمه آبی بود پاکیزه که از سنگ بیرون میآمد و برابر چشمه بر سر سنگ مسجدی کردهاند و در آن مسجد دو خانه …
دیدن شعر کامل بخش ۲۷ - زیارت قبور انبیای بنی اسرائیل از ناصرخسرو قبادیانی… بوقلمون بافند که در همه عالم جای دیگر نباشد. آن جامه ای زرین است که به هروقتی از روز به لونی دیگر نماید و به مغرب و مشرق آن جامه از تنیس برند و شنیدم که سلطان روم کسی فرستاده …
دیدن شعر کامل بخش ۳۷ - رمله، عسقلان، طینه، تنیس از ناصرخسرو قبادیانی… عظیم پاکیزه و نیکو آراسته و حصین، و در ساحت مسجد قبّهای بزرگ ساخته و در زیر قبّه حوضیست از رخام و در میانش فوارهای برنجین برآمده، و در بازار مشرعهای ساخته است که به پنج نایژه …
دیدن شعر کامل بخش ۲۲ - عرقه، طرابلس و مردمان شیعهاش از ناصرخسرو قبادیانیمسخرهای میخواست که پادشاه را به طبع آورد و هر کسی به وی چیزی پذیرفتند که پادشاه عظیم رنجیده بود. بر لب جوی پادشاه سیران میکرد خشمگین مسخره از طرفی دیگر پهلوی پادشاه سیران …
دیدن شعر کامل فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود از جلال الدین محمد مولوی… مطلّع گردی؟. قحبه خواهرزن میگوید که «در آسمان نیست» ای سگ چون میدانی که نیست؟ آری آسمان را وژه وژه پیمودی؟ همه را گردیدی؟ خبر میدهی که درو نیست؟ قحبهٔ خود را که در خانه داری …
دیدن شعر کامل فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک از جلال الدین محمد مولوی… اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت دارید خدایرا و رسول را و اطاعت خداوندان فرمان دارید که ازو در میان شما اند پس گوئیم که او …
دیدن شعر کامل گفتار سی و ششم از ناصرخسرو قبادیانیاین سخن سخت رسواست؛ نه مدح شاه است و نه مدح خود. ای مردک! آخر تو را ازین چه ذوق باشد که او از تو مستغنی است؟ این خطاب دوستان نیست؛ این خطاب دشمنان است که دشمن خود گوید …
دیدن شعر کامل فصل بیستم - شریفِ پایسوخته گوید: از جلال الدین محمد مولوی… دویست مرد صراف بود و هر بازاری را دربندی و دروازه ای و همه محلتها و کوچهها را همچنین دربندها و دروازه های محکم و کاروانسراهای پاکیزه بود و کوچه ای بود که آن را کوطراز میگفتند …اینکه بارو نبود هوای شهر خوشتر از این بود و چون بارو ساختند متغییر شد چنانکهبعضی چیزها به زیان میآید اما روستا همچنان است که بود، و به سبب آن که کاروان دیرتر به راه میافتاد بیست روز در اصفهان بماندم.
دیدن شعر کامل بخش ۹۴ - اصفهان از ناصرخسرو قبادیانی
این ابزار چطور کار میکند؟
- فقط در شعرهای منتشرشدهٔ دیوانسرا که حق نشرشان بررسی و تأیید شده میگردد؛ هیچ شعری ساخته یا «کامل» نمیشود.
- تفاوت ک/ك، ی/ي، اعراب، کشیده و نیمفاصله نادیده گرفته میشود: «صاحبدلان»، «صاحبدلان» و «صاحب دلان» یکی هستند.
- هر نتیجه میگوید چرا نشان داده شده است: مصرع دقیق، عبارت موجود در شعر، عبارت نزدیک، واژههای مشابه (با یک غلط املایی) یا موضوع ثبتشده.
- جستوجوی مضمونی فقط به موضوعها، حالوهواها و مدخلهای دانشنامهٔ تأییدشده تکیه دارد و فهم معنایی یا هوش مصنوعی نیست؛ چنین نتیجهای هرگز «شعر دقیق شما» معرفی نمیشود.
- متن جستوجو ذخیره، ثبت یا برای آمار استفاده نمیشود و آدرس نتیجهها ایندکس نمیشود.
برای جستوجوی کلیدواژهای در متن اشعار از جستوجوی عمومی یا از فهرست شاعران استفاده کنید.
