ترا گفت آنگهی سلطان معنی
حقیقت نکته در برهان معنی
۱که میگویم خدایم درجهان بین
تو امروزم یقین گنج نهان بین
۲طلسمت بشکن آنگه گنج بردار
ترا میگویم از هستی خبردار
۳نمانده هیچ گنجت آشکار است
ترا منصور جان دیدار یار است
۴ترا منصور گنج است از حقیقت
مراورابین که هست امروز دیدت
۵قصاص شرع چون میرانی ای گنج
شود کل آشکارا بیغم و رنج
۶بساگفتیم اینجا شیخ از دید
بسی خواهیم گفتن هم زتوحید
۷تو فتوی ده ز گفتار من اینجا
که تا میبشنوی یار من اینجا
۸ز گفتار من اینجا ده تو فتوی
مکن سستی درین سر کان تقوا
۹که سر منصور را یابد در اینجا
بکشتن تا چه بنماید در اینجا
۱۰ز قول من بگو این کشتنی است
میان خاک و خون آغشتنی است
۱۱بباید کشت مر منصور رازار
بباید سوخت او را بر سردار
۱۲بباید کشتن او اینجا بزاری
بباید کردنش هر لحظه خواری
۱۳که سرّ کل بگفت اینجا حقیقت
نهانی کرد سر پیدا حقیقت
۱۴کجا دلدار کرد اینجایگه فاش
بباید کشتنش در نزد اوباش
۱۵حذر گیرند مردم زین حکایت
که جانان کرد از این کس شکایت
۱۶نباید گفت این کس گفت زنهار
وگرنه ما کشیمش اندرین دار
۱۷چنان کو گفت دیگر مینداند
وگرنه او روان را برفشاند
۱۸بترسان خلق را زین گفت شیخا
که جان تو چنین در سفت شیخا
۱۹شریعت گفتم این یک نکته خوب
که تا طالب پدید آید ز مطلوب
۲۰ترا اسرار با جانست امروز
نه با صورت پرستانست امروز
۲۱سخن از شرع میگویم کنون باز
حقیقت گویدت اینجای چون باز
۲۲بگو اکنون و فتوی ده حقیقت
که بس کس کشتنی آمد حقیقت
۲۳