باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
شمارهٔ ۱۷ عطار
ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو
بشناس که نیست جان تو در تن تو
این سر ز سر گزاف نتوان دانست
این جز به تفکّر نشود روشن تو
باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد
ای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن تو
بشناس که نیست جان تو در تن تو
این سر ز سر گزاف نتوان دانست
این جز به تفکّر نشود روشن تو
این شعر در مجموعهٔ باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد (۴۴ شعر) قرار دارد.