باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شمارهٔ ۳۹ عطار
آنها که درین درد مرا میبینند
در درد و دریغای منِ مسکینند
چون یک سر موی از تو خبر نیست رواست
گر هر موئی به ماتمی بنشینند
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
آنها که درین درد مرا میبینند
در درد و دریغای منِ مسکینند
چون یک سر موی از تو خبر نیست رواست
گر هر موئی به ماتمی بنشینند
این شعر در مجموعهٔ باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان (۵۲ شعر) قرار دارد.