باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شمارهٔ ۵ عطار
جانهاست در آن جهان بر انبار زده
تنهاست درین بر در و دیوار زده
تا چند ز جان و تن دری میباید
هر ذرّه دری است، لیک مسمار زده
باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
جانهاست در آن جهان بر انبار زده
تنهاست درین بر در و دیوار زده
تا چند ز جان و تن دری میباید
هر ذرّه دری است، لیک مسمار زده
این شعر در مجموعهٔ باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان (۵۲ شعر) قرار دارد.