باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
شمارهٔ ۱۸ عطار
جانا جانم غرقهٔ دریای تو بود
پیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود
باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
جانا جانم غرقهٔ دریای تو بود
پیوسته چو قطره بی سر وپای تو بود
من حوصله ای نداشتم، این همه کار،
از حوصله بخشیدن سودای تو بود
این شعر در مجموعهٔ باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به (۳۰ شعر) قرار دارد.