باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شمارهٔ ۲۵ عطار
چون نیست سری این غم بیپایان را
وقت است که فرش درنوردم جان را
ای جانِ به لب آمده ازتن بگسل
انگار ندیدی منِ سرگردان را
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
چون نیست سری این غم بیپایان را
وقت است که فرش درنوردم جان را
ای جانِ به لب آمده ازتن بگسل
انگار ندیدی منِ سرگردان را
این شعر در مجموعهٔ باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر (۷۷ شعر) قرار دارد.