باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شمارهٔ ۳ عطار
خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش
از پس منشین که کار داری در پیش
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
خون شد همه جانها و جگرها همه ریش
و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش
خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش
از پس منشین که کار داری در پیش
این شعر در مجموعهٔ باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر (۷۷ شعر) قرار دارد.