باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
شمارهٔ ۸ عطار
جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
یک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشت
گفتم که ز دستِ تو کنم بر سرْ خاک
خود عشقِ رخت فرا زمینم نگذاشت
باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت
یک ذرّه گمانم و یقینم نگذاشت
گفتم که ز دستِ تو کنم بر سرْ خاک
خود عشقِ رخت فرا زمینم نگذاشت
این شعر در مجموعهٔ باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق (۷۶ شعر) قرار دارد.