باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شمارهٔ ۴۸ عطار
روزی که بود روز هلاک من و تو
از تن برهد روانِ پاک من و تو
ای بس که نباشیم وزین طاق کبود
مه میتابد بر سر خاک من و تو
باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
روزی که بود روز هلاک من و تو
از تن برهد روانِ پاک من و تو
ای بس که نباشیم وزین طاق کبود
مه میتابد بر سر خاک من و تو
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات (۷۷ شعر) قرار دارد.