باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شمارهٔ ۷ عطار
آن رفت که گفتمی من از زهد سخن
اکنون من و دَردِ نو و دُردی کهن
دی سر و بُنِ صومعهٔ دین بودم
و امروز به میخانه شدم بی سر و بن
باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
آن رفت که گفتمی من از زهد سخن
اکنون من و دَردِ نو و دُردی کهن
دی سر و بُنِ صومعهٔ دین بودم
و امروز به میخانه شدم بی سر و بن
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات (۷۷ شعر) قرار دارد.