باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شمارهٔ ۱۸ عطار
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
یعنی نتوان گفت که پایان داری
ای صبح مرا جان به لب آمد امشب
آخر نَفَسی بزن اگر جان داری
باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
ای شب تو طریقِ زلفِ جانان داری
یعنی نتوان گفت که پایان داری
ای صبح مرا جان به لب آمد امشب
آخر نَفَسی بزن اگر جان داری
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد (۴۴ شعر) قرار دارد.