ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی · Abdul-Qadir Bedil (Bidel Dehlavi)
میرزا عبدالقادر بیدل، شاعر و صوفی فارسیگوی هند، بنا بر ایرانیکا در عظیمآباد (پتنه) زاده شد، از ۱۰۷۵ قمری (۱۶۶۴ م) در دهلی به سبک هندی شعر گفت و در همانجا درگذشت؛ سال مرگ در منابع ۱۷۲۰ یا ۱۷۲۱ آمده است. غزل و مثنویهایی چون «محیط اعظم» و «عرفان» و کتاب «چهار عنصر» از اوست. اثرش در افغانستان و ماوراءالنهر بسیار گسترده، اما خواندنش دشوار توصیف شده است.[^s1][^s8]
خلاصه
میرزا عبدالقادر بیدل (کنیه: ابوالمعانی) از شاعران و صوفیان فارسیگوی شبهقارهٔ هند است که ایرانیکا او را نمایندهٔ اصلی مرحلهٔ متأخر «سبک هندی» میشمارد.[1] بنا بر همین مدخل، او در عظیمآباد (پتنه) به دنیا آمد، خانوادهاش ترکتبار بود، در ۱۰۷۵ قمری (۱۶۶۴ م) به دهلی رفت و در همان شهر درگذشت.[1] سال تولد و مرگ او در منابع اندکی فرق میکند: ایرانیکا ۱۰۵۴ تا ۱۱۳۳ قمری (۱۶۴۴ تا ۱۷۲۱ م) را میآورد و دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ۱۰۵۴ تا ۴ صفر ۱۱۳۳ قمری (۱۶۴۴ تا ۲۴ نوامبر ۱۷۲۰ م) را.[1][8]
بیدل هم غزل و رباعی و قطعه گفته و هم مثنویهای بلند عرفانی و فلسفی، و نیز کتاب نثر و نظم آمیختهٔ «چهار عنصر» را نوشته که شرححالگونه است. «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان» از مثنویهای اویند و «نکات» مجموعهای از نثر مسجع و قالبهای گوناگون شعری است.[1][2] چاپ کابل (۱۳۴۱ تا ۱۳۴۴ خورشیدی) از کلیات او سه جلد شعر و یک جلد نثر دارد.[1]
اثر او در افغانستان و ماوراءالنهر بسیار گسترده بوده و در افغانستان خواندن گروهی شعر او («بیدلخوانی») سنتی زنده توصیف شده است.[1] در مقابل، منابع شعر او را دشوار و پیچیده میدانند.[1][9] این صفحه پیشنویس تحقیقی و هنوز بازبینی انسانی نشده است.
زندگی
خاندان و زادگاه. ایرانیکا زادگاه بیدل را عظیمآباد (پتنه) میداند و مینویسد خانوادهٔ او ترکتبار و از طایفهٔ ارلاس از قوم چغتای بود.[1] بریتانیکا نیز زادگاه او را پتنه و سال تولدش را ۱۶۴۴ میآورد، اما تبار او را «ازبک» وصف میکند (نک. بخش اختلاف منابع).[9] ویکیداده، با تکیه بر منابعی که در رکورد آن ذکر شده، سال ۱۶۴۴ را برای تولد ثبت کرده است.[12]
کودکی و سرپرستی. مدخل دائرةالمعارف بزرگ اسلامی میگوید بیدل پیش از پنجسالگی پدرش را از دست داد و نزد مادر خواندن قرآن و الفبای فارسی را آموخت؛ حدود یک سال و نیم بعد مادرش نیز درگذشت و عمویش، میرزا قلندر، سرپرست او شد.[8] ایرانیکا همین عمو را شاعری با استعداد اندک مینامد که بیدل را با چند تن از صوفیان نامور آن روزگار آشنا کرد.[1] هر دو منبع در اینکه عمو نقش مهمی در پرورش او داشت همداستاناند. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی میافزاید که پدر و عموی بیدل سنی بودند، ولی در آثار او دلبستگی ویژهای به مذهب پدران دیده نمیشود.[8] بریتانیکا نیز میگوید او از جوانی تحت تأثیر صوفیان بود.[9]
حامیان و خدمت نظامی. به گزارش دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، نخستین حامی او امیر کامگارخان، پسر جعفرخان (دایی و وزیر اورنگزیب)، بود و بیدل بعدها به دربار عاقلخان رازی در دکن پیوست.[8] ایرانیکا گزارش میکند که بیدل در سپاه محمد اعظم (شاهزادهٔ گورکانی) خدمت کرد، اما وقتی از او خواستند برای شاهزاده قصیدهٔ مدحی بسراید، از این کار کناره گرفت.[1] بریتانیکا در مقابل مینویسد بیدل از وابستگی به دربار پرهیز میکرد و در هند بسیار سفر کرد.[9] این دو توصیف در ظاهر با هم تفاوت دارند و شاید به دو جنبهٔ زندگی او اشاره کنند؛ در بخش اختلاف منابع بیشتر میآید.
دهلی. ایرانیکا نقل میکند که بیدل در ۱۰۷۵ قمری (۱۶۶۴ م) به دهلی رفت و پس از آن بیشتر به شیوهٔ هندی شعر گفت.[1] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دربارهٔ سالهای دهلی او میگوید خانهاش محل گردهمایی دوستان شاعر بود و آنان از عصر تا نیمهشب اشعار خود را میخواندند، و بیدل تا پایان عمر در رفاه زیست و به فراهمآوردن آثار منظوم و منثور خود مشغول بود.[8] همین مدخل میگوید پس از کشتهشدن فرخسیر (۱۱۳۱ قمری)، که از حامیان او بود، بیدل از بیم آزار دشمنان آن حاکم به لاهور گریخت؛ نزدیک به دو سال بعد، با پایان حکومت شورشیان، به دهلی بازگشت.[8] ایرانیکا در مدخل «چهار عنصر» این اثر خودنوشت را مطمئنترین منبع دربارهٔ زندگی بیدل میشمارد (نک. بخش آثار).[2]
درگذشت و آرامگاه. ایرانیکا میگوید بیدل در دهلی درگذشت و آرامگاهش پس از هجوم نادرشاه، مراتھاها و افغانها به دهلی بارها آسیب دید و غارت شد.[1] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تاریخ مرگ را ۴ صفر ۱۱۳۳ قمری، برابر ۲۴ نوامبر ۱۷۲۰ میلادی، مینویسد.[8]
دوره و زمینهٔ ادبی
بیدل در سدهٔ یازدهم و آغاز سدهٔ دوازدهم قمری در هند گورکانی میزیست. ایرانیکا در مدخل ادبیات فارسی هند یادآور میشود که ادبیات فارسی تولیدشده در شبهقاره تا سدهٔ نوزدهم از آنچه در خود ایران نوشته شد بیشتر بود و اوج آن را در دورهٔ شش پادشاه نخست گورکانی (۱۵۲۵ تا ۱۷۰۷) میداند.[4] گزارش گریز بیدل به لاهور پس از قتل فرخسیر در ۱۱۳۱ قمری نشان میدهد که سالهای پایانی عمر او با ناآرامی سیاسی دهلی همراه بود.[8]
ایرانیکا بیدل را نمایندهٔ اصلی مرحلهٔ متأخر سبک هندی و دشوارترین شاعر آن مینامد.[1][4] این سبک در همین مدخلها بهعنوان روش غالب شعر فارسی در هند معرفی میشود و مدخل افغانستان میگوید در آن روزگار سبک هندی در افغانستان، خراسان و ماوراءالنهر کاملاً چیره بود و بیدل را میتوان بنیانگذار مکتبی تازه در آن دانست.[5] یعنی گسترهای که او در آن شعر میگفت و خوانده میشد، از دهلی تا آسیای میانه، به هم پیوسته بود.
مثنویهای بیدل در سنت تعلیمی-عرفانی فارسی جای میگیرند. ایرانیکا در مدخل «ادبیات فارسی در هند» از «عرفان» و «طور معرفت» در کنار «طلسم حیرت» بهعنوان مثنویهایی یاد میکند که سنت تعلیمی را به فلسفه و علم گسترش دادند.[4] مدخل ساقینامه نیز «محیط اعظم» را آخرین دگرگونی بزرگ این گونه میشمارد که ساقینامه را به تأملات الهیاتی دربارهٔ پدیدههای فریبندهٔ جهان مادی تبدیل کرده است.[3] چنین گزارشهایی نشان میدهد بیدل از گونههای موجود (غزل، مثنوی، ساقینامه، رباعی) استفاده کرد و آنها را با مضمونهای فلسفی و عرفانی درآمیخت.
سبک و زبان
اندیشه و تصویر. مدخل ایرانیکا دربارهٔ بیدل غزلهای او را حاوی جریانی پیوسته از شکاکیت فکری میداند که شنونده را از وجد غزلهای مولوی دور میکند، و کار او را پایان روندی میشمارد که تصویرها را فکریتر و بیان را پوشیدهتر کرد؛ بسیاری از غزلها، بنا بر این مدخل، برای فهم هم به آموزش و هم به تخیل نیاز دارند.[1] مدخل «غزل» در ایرانیکا نیز، به نقل از گزیدهٔ دسترسپذیر، ساختهای بیدل را آرایشهایی چندرشتهای از تصویرهای متراکم توصیف میکند که دنبال کردنشان آسان نیست.[14] بریتانیکا هم شعر غنایی او را دشوار خوانده است.[9]
مثنوی. به گزارش ایرانیکا، مثنویهای بیدل بینش عرفانی را با بلاغت ماهرانه همراه میکنند.[1] «محیط اعظم»، به گفتهٔ مدخل ساقینامه، از آرای ابنعربی و مفهوم تجلیهای آفرینشگر الهی بهره میبرد.[3] پس شاعر نه فقط با واژه که با چارچوب مفهومی مشخصی از هستیشناسی صوفیانه کار میکرد.
نثر. «نکات» را ایرانیکا مجموعهای از نثر مسجع آمیخته با رباعی، قطعه، غزل، مثنوی و مخمس میداند که موضوعش بیشتر فلسفی و عرفانی است و گاه طنز اجتماعی هم در آن دیده میشود.[1] «چهار عنصر» نیز، چنانکه خواهد آمد، شرححال را با توصیف تجربههای عرفانی و مابعدالطبیعی درمیآمیزد.[2]
دشواری. وصف «دشوار» در چند منبع تکرار میشود: ایرانیکا او را دشوارترین شاعر سبک هندی و بریتانیکا شعر غناییاش را دشوار میخواند.[1][9] مقدمهٔ یک شمارهٔ ویژهٔ نشریهٔ Journal of South Asian Intellectual History (۲۰۱۹) بهطور خلاصه بیان میکند که آثار بیدل در خدمت یک الزام یگانه، یعنی تصوف، نوشته شده و همین به دشواری خواندنش دامن میزند (این مطلب را فقط از گزیدهٔ جستوجو دیدم و حکم پژوهشگران را بهطور مستقیم نقل نمیکنم).[13] مدخل ایرانیکا دربارهٔ سودو عبدالقدرخواجه (شاعر تاجیک) نیز شعر بیدل و پیروان او را «پیچیده و انتزاعی» وصف میکند، و مدخل دربارهٔ میرزا صدیقی منشی میگوید آن شاعر کوشید از سبک هندی فراگیر و مقلدان بیدل رها شود.[7][6] این دو نکته نشان میدهد که دشواری و تقلید گستردهٔ شعر او خود موضوع واکنشهای بعدی بود.
آثار
کلیات. ایرانیکا مینویسد آثار بیدل بهدقت حفظ شده و تازهترین چاپ کلیات او (کابل، ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۴ خورشیدی / ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ م) سه جلد شعر (۱۴۷٬۰۰۰ بیت) و یک جلد نثر دارد.[1] بریتانیکا هم در گزیدهٔ دسترسپذیر شعر او را حدود ۱۴۷ هزار بیت در ۱۶ کتاب وصف میکند.[9] این دو شمار همخواناند. در رکورد مرجع کتابخانهٔ کنگره عنوان فرعی «رقعات بیدل» (مکاتبات) نیز ثبت شده است.[11] با این حال «دیوان» مستقل شامل غزل و رباعی در منابع بازیابیشده نام برده نشد، و اینکه کلیات شعر را چگونه میان قالبها تقسیم میکند از این منابع روشن نشد.
چهار عنصر. ایرانیکا آن را شرححال خودنوشت بیدل مینامد که از مطمئنترین منابع دربارهٔ زندگی اوست و بسیاری از آشفتگیهای روایت تذکرهنویسان را برطرف میکند. کتاب یک مقدمهٔ کوتاه و چهار «عنصر» دارد که هر یک خاتمهای دارد؛ شرححال در سراسر آن با توصیف تجربههای عرفانی و مابعدالطبیعی درهمآمیخته و حدود ۱۸٬۰۰۰ بیت از شعر او در آن آمده است.[2] تاریخ تألیف در دو مدخل ایرانیکا یکسان نیست (نک. بخش اختلاف منابع).[1][2]
محیط اعظم. در ۱۰۷۸ قمری (۱۶۶۷ م) و در بحر متقارب مثمن مقصور سروده شده و بسته به نسخه ۲٬۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰ بیت است.[1] ایرانیکا در مدخل ساقینامه آن را آخرین دگرگونی بزرگ این گونه میداند.[3]
طلسم حیرت. مثنوی تمثیلی ۱۰۸۰ قمری (۱۶۶۹ م) دربارهٔ ذات و صفات خدا، طرح آفرینش و هستی جسمانی و روحانی انسان.[1]
طور معرفت. مثنوی ۱٬۱۰۰ بیتی در بحر هزج مسدس محذوف که در ۱۰۹۹ قمری (۱۶۸۷ تا ۱۶۸۸ م) در کوههای بایرات در مرکز هند، در زمانی که بیدل نزد دوست و همراه دیرینهاش نواب شکراللهخان، حاکم گورکانی، بود، نوشته شد.[1]
عرفان. ایرانیکا آن را بلندترین و نامورترین مثنوی بیدل میداند که در ۱۱۲۴ قمری (۱۷۱۲ م) سروده شد.[1] همین مدخل میگوید بیدل در «عرفان» و دیگر مثنویهایش حکایتهای بسیاری را از منابع هندی وارد کرده است؛ داستان عاشقانهٔ کامدی و مدن از «عرفان» را شاعران تاجیک بارها بازآفریدند و پژوهشگران شوروی آن را به تفصیل بررسی کردند.[1]
نکات. مجموعهای از نثر مسجع بههمراه رباعیات، قطعهها، غزلها، مثنویها و مخمسها (نک. بخش سبک).[1] این اثر تنها اشارهٔ مستقیم منابع بازیابیشده به رباعی در آثار بیدل است؛ دربارهٔ مجموعهٔ مستقل رباعیات او، که ممکن است در کلیات باشد، چیزی نمیتوان گفت.
جایگاه و تأثیر
افغانستان. ایرانیکا میگوید بیدل در افغانستان بیش از حافظ ارج دارد و گروههایی هفتگی برای خواندن و بحث دربارهٔ اشعار و نوشتههای فلسفی او تشکیل میشود، رسمی که «بیدلخوانی» نام دارد و نفوذ آن، به تعبیر مدخل، هم در محافل ادبی روستایی و هم شهری زنده است.[1] مدخل «افغانستان xii» مینویسد آثار او را شمار زیادی از شاعران بعدی الگو قرار دادند و از جمله سردار غلاممحمد طرزی و فرزندش محمدامین عندلیب را در شمار پیروان او نام میبرد؛ سردار مهردل مشرقی را نیز شاعری میشمارد که به شیوهٔ صائب و بیدل شعر میگفت.[5]
ماوراءالنهر و تاجیکستان. ایرانیکا میگوید تقلید از بیدل در شعر و نثر تا ربع آخر سدهٔ دوازدهم قمری (هجدهم میلادی) در سراسر ماوراءالنهر عادی شده بود، و میزان تأثیرش بر ادبیات هند و فارسی، اردو، افغان و تاجیک را سنجشناپذیر میخواند که ظاهراً با هر نسل شاعر آسیای میانه فزونی گرفت.[1] بریتانیکا نیز میگوید نفوذ او به افغانستان و آسیای میانه رسید.[10] آنچه دربارهٔ بازتاب بیدل در دورهٔ شوروی و پس از آن در تاجیکستان بازیابی شد جز بازآفرینی داستان کامدی و مدن و پژوهش شوروی دربارهٔ آن نیست؛[1] پس از خود نمیتوانم دربارهٔ برخوردهای ایدئولوژیک یا تحول دریافت او در تاجیکستان امروز مطلبی افزود.
هند و ادبیات دیگر. بریتانیکا میگوید اقبال از اندیشههای بیدل تأثیر پذیرفت.[10] ایرانیکا تأثیر او را بر ادبیات فارسی هند و اردو نیز وسیع میداند.[1]
ایران. ایرانیکا در کتابنامهٔ مدخل بیدل کتاب «شاعر آینهها: بررسی سبک هندی و شعر بیدل» از محمدرضا شفیعی کدکنی (تهران، ۱۳۶۶ خورشیدی / ۱۹۸۷) را ذکر کرده است (به نقل از گزیدهٔ دسترسپذیر).[1] وجود این پژوهش نشان میدهد که در ایران نیز بیدل موضوع بررسی انتقادی بود. اما ادعای رایج دربارهٔ «افول تدریجی از اواخر سدهٔ هجدهم و بازگشت در دههٔ ۱۹۸۰» را فقط در منابعی دیدم که شرط پژوهش این پروژه را ندارند (ویکیپدیا و منابع عمومی) و در متن نیاوردهام؛ نک. بخش اختلاف منابع.
رکورد کتابخانهای. کتابخانهٔ کنگره نام او را «Bīdil, ʻAbd al-Qādir» با سالهای «۱۶۴۴ یا ۱۶۴۵ تا ۱۷۲۰ یا ۱۷۲۱» ثبت کرده و صورتهای متعدد نام او را، از جمله «Bidel Dehlavi» و «Bedil, Abdulqodiri»، بهعنوان صورتهای دیگر آورده است.[11]
اختلاف منابع و نکات نامطمئن
سال تولد. ایرانیکا، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و بریتانیکا ۱۶۴۴ را میدهند (ایرانیکا و دائرةالمعارف: ۱۰۵۴ قمری).[1][8][9] کتابخانهٔ کنگره «۱۶۴۴ یا ۱۶۴۵» را ثبت کرده است. توضیح همین رکورد از منابع دیگر (از جمله ویکیپدیا ۲۰۰۷) سال ۱۶۴۲ را نیز نقل میکند و عنوان کوتاه ویکیداده نیز ۱۶۴۲ را دارد، ولی در دادهٔ ساختیافتهٔ همان رکورد سال تولد ۱۶۴۴ است.[11][12] در این متن ۱۶۴۴ مبنا قرار گرفته است.
سال مرگ. ایرانیکا ۱۱۳۳ قمری / ۱۷۲۱ را در مدخل اصلی آورده است؛ مدخل «چهار عنصر» در ایرانیکا، بنا بر گزیدهٔ جستوجو، بازهٔ ۱۰۵۴ تا ۱۱۳۸ قمری / ۱۶۴۴ تا ۱۷۲۰ را میآورد؛ ۱۱۳۸ قمری با ۱۷۲۰ یا ۱۷۲۱ میلادی هماهنگ نیست و ممکن است خطای ثبت یا گزیده باشد، و باید با متن کامل سنجیده شود.[1][2] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ۴ صفر ۱۱۳۳ / ۲۴ نوامبر ۱۷۲۰ را ثبت میکند و بریتانیکا در یک مدخل ۱۷۲۱ را میآورد.[8][10] ویکیداده برای مرگ دو مقدار دارد: ۵ دسامبر ۱۷۲۰ و سال ۱۷۲۱، هر کدام با ارجاعاتی که از منابع دستاول نیستند (از جمله یک گزارش روزنامهای).[12] کتابخانهٔ کنگره هر دو سال را آورده است.[11] مرحلهٔ ویراستاری باید تعیین کند کدام سال را در سرصفحه بیاورد؛ تا آن زمان صفحه هر دو را میآورد.
تبار. ایرانیکا خانواده را ترکتبار از طایفهٔ ارلاس چغتای میداند و بریتانیکا «ازبک» میگوید.[1][9] دو گزارش با هم ناسازگار نیستند یا دستکم ممکن است به یک پیشینهٔ ترکی-مغولی اشاره کنند، ولی منبع بازیابیشده این همارزی را تأیید نکرد.
وابستگی به دربار. ایرانیکا خدمت او در سپاه محمد اعظم را (و ترک آن) گزارش میکند و دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از حامیانی چون کامگارخان، عاقلخان و فرخسیر سخن میگوید، در حالی که بریتانیکا مینویسد او از وابستگی به دربار پرهیز داشت.[1][8][9] این توصیفها بیشتر دو دیدگاه متفاوتاند تا تناقض حتمی؛ جمعبندی دقیق به متن کامل مدخلها نیاز دارد.
تاریخ تألیف «چهار عنصر». یکی از مدخلهای ایرانیکا تألیف را میان ۱۶۸۰ و ۱۶۹۴ میلادی و به نثر مسجع میداند، و مدخل «چهار عنصر» میگوید احتمالاً کار را در ۱۰۹۴ قمری (۱۶۸۲) آغاز و در ۱۱۱۶ قمری (۱۷۰۴) تمام کرد؛ به گزیدهٔ دسترسپذیر شرح بیشتری نبود و این تفاوت حل نشد.[1][2]
ادعای احیای بیدل در ایران. چند نتیجهٔ جستوجو (ویکیپدیا و یک منبع عمومی) میگفتند بیدل از اواخر سدهٔ هجدهم در ایران رو به فراموشی رفت و در دههٔ ۱۹۸۰ دوباره شناخته شد و شفیعی کدکنی و شمس لنگرودی در این بازگشت نقش داشتند. چون هیچ منبع معتبر بازیابیشده اینها را بهطور مستقیم تأیید نکرد، از متن حذف شد و فقط وجود کتاب شفیعی کدکنی (۱۳۶۶) به نقل ایرانیکا آمده است.
آنچه حذف شد. ادعاهای یک منبع (که به نقل از گزیدهٔ جستوجو «فاروقی» و «حزین» را نام میبرد: اینکه بیدل در ایران تقریباً ناشناخته است و حزین او را بیمعنا شمرده) به متن نیاوردم، چون خود مقاله را نیافتم و نمیتوانم نام و صفحه را تأیید کنم. همچنین ادعای ویکیپدیایی دربارهٔ «بیدلشناسی» بهعنوان رشته و دربارهٔ موسیقی هندی-ایرانی آسیای میانه (از جمله ترانهخوانی غزلهای او)، و ادعای «زیارتگاه بودن آرامگاه» و نیز چاپ تاشکندی ۱۸۷۰ که در نتایج جستوجوی کتابخانهٔ کنگره دیده شد (چون رکورد آن را مستقیم نخواندم) حذف شد. از میان آثار، «رقعات» تنها از طریق نام در رکورد کتابخانهٔ کنگره دیده شد، و «دیوان» بهعنوان اثری مجزا با غزل و رباعی را نتوانستم تأیید کنم.
از کجا بخوانیم
این مسیر بر پایهٔ گونهها و عنوانهایی است که منابع نام بردهاند، نه بر محبوبیت آنها.
- برای شناخت زندگی در زبان خود او: «چهار عنصر»، که ایرانیکا آن را از مطمئنترین منابع دربارهٔ زندگی او میشمارد.[2]
- غزل: غزلهای کلیات، با توجه به اینکه ایرانیکا آنها را به آموزش و تخیل نیازمند میداند؛ بهتر است نخست با گزیدهای شرحدار شروع شود (کتابخانهٔ کنگره از یک «گزیدهٔ غزلیات بیدل دهلوی» چاپ ۱۹۹۹ یاد کرده است).[1][11]
- مثنوی فلسفی-عرفانی کوتاهتر: «طور معرفت» (۱٬۱۰۰ بیت) و «طلسم حیرت» (مثنوی تمثیلی دربارهٔ ذات و صفات خدا و آفرینش).[1]
- مثنوی بلند و روایی: «عرفان»، که ایرانیکا بلندترین مثنوی او میداند و حکایتهایی از منابع هندی دارد.[1]
- ساقینامه: «محیط اعظم»، همراه مدخل ساقینامهٔ ایرانیکا برای فهم جایگاه گونهای آن.[3]
- نثر آمیخته با شعر: «نکات»، برای دیدن نثر مسجع در کنار رباعی و قطعه.[1]
- پژوهش دربارهٔ سبک: کتاب «شاعر آینهها» از شفیعی کدکنی (۱۳۶۶) که در کتابنامهٔ ایرانیکا آمده است؛ محتوای آن را مستقیم ندیدهام.[1]
پرسشهای رایج دربارهٔ بیدل دهلوی
بیدل دهلوی کیست؟
میرزا عبدالقادر بیدل شاعر و صوفی فارسیگوی هند در سدهٔ هفدهم و آغاز سدهٔ هجدهم میلادی بود که ایرانیکا او را نمایندهٔ اصلی مرحلهٔ متأخر سبک هندی میداند.[1]
بیدل در کجا به دنیا آمد و کجا زندگی کرد؟
ایرانیکا و بریتانیکا زادگاه او را عظیمآباد/پتنه مینویسند.[1][9] به گزارش ایرانیکا او از ۱۰۷۵ قمری (۱۶۶۴ م) در دهلی بود و در همانجا درگذشت.[1]
مهمترین آثار او کداماند؟
مثنویهای «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان»، کتاب «چهار عنصر» و «نکات» در منابع نام برده شدهاند؛ کلیات چاپ کابل سه جلد شعر و یک جلد نثر دارد.[1][2]
چرا شعر بیدل دشوار شمرده میشود؟
ایرانیکا او را دشوارترین شاعر سبک هندی و پایاندهندهٔ روندی میشمارد که تصویر را فکری و بیان را پوشیده کرد؛ بریتانیکا نیز شعر غنایی او را دشوار میداند.[1][9]
«بیدلخوانی» چیست؟
ایرانیکا آن را رسم گردهمایی هفتگی گروهها در افغانستان برای خواندن و بحث دربارهٔ اشعار و نوشتههای فلسفی بیدل توصیف میکند.[1]
بیدل در ایران چه جایگاهی دارد؟
از منابع دسترسپذیر فقط میتوان گفت پژوهشی چون «شاعر آینهها» (۱۳۶۶) دربارهٔ او نوشته شده است؛ ادعای افول و احیا بدون تأیید معتبر در متن نیامد.[1]
منابع
- Encyclopaedia Iranica، «BĪDEL, ʿABD-AL-QĀDER»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «ČAHĀR ONṢOR»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «SĀQI-NĀMA»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «INDIA xiv. Persian Literature»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «AFGHANISTAN xii. Literature»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «SODIQI MUNŠI, Mirzo»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «SAVDO ABDULQODIRHOJAI»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «بیدل»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Britannica، «ʿAbdul Qādir Bēdil»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Britannica، «Islamic arts — Decentralization of Islamic literatures»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Library of Congress، «Bīdil, ʻAbd al-Qādir, 1644 or 1645-1720 or 1721 (Library of Congress Name Authority n81027797)»، Library of Congress Linked Data Service پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- Wikidata contributors، «Abdul-Qādir Bēdil (Q2355593)»، Wikimedia Foundation پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- Journal of South Asian Intellectual History 2(1), 2019، «Introduction: Framing Bedil, Arguing the Indo-Persian Self»، Brill پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «ḠAZAL ii. CHARACTERISTICS AND CONVENTIONS»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
بازگشت به صفحهٔ بیدل دهلوی و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوانسرا · گزارش خطا
