غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن

من و پرفشانی حسرتی ‌که ‌گم است مقصد بسملش

ز صدای خون برسی مگر به زبان خنجر قاتلش

۱

ستم است ذوق گذشتنت ز غبارکوچهٔ عاجزی

اثری اگر نکشد به خون ز شکست آبله‌کن‌گلش

۲

به هزار یاس ستم کشی زده‌ایم بر در عافیت

چو سفینه‌ای‌ که شکستگی فکند به دامن ساحلش

۳

خوشت‌ آنکه خط به فنون‌ کشی سر عقل غره به خون‌ کشی

که مباد ننگ جنون‌ کشی ز توهم حق و باطلش

۴

به شهید تیغ وفاکرا رسد ازهوس دم همسری

که‌گسیخت منطقهٔ فلک ز شکوه زخم حمایلش

۵

دل ذره و تب جستجو سر مهر و گرمی آرزو

چه هوس ‌که تحفه نمی‌کشد به نگاه آینه مایلش

۶

به خیال آینهٔ دل از دو جهان ستمکش خجلتم

به چه جلوه‌ها شبخون برم که نفس‌کشم به مقابلش

۷

به هوای مطلب بی‌نشان چو سحر چه واکشم از نفس

که ز چاک پیرهن حیا عرقیست‌در دم سایلش

۸

نه سری‌که ساز جنون‌کنم نه دلی‌که نالم و خون کنم

من بینوا چه فسون‌کنم‌که رود فرامشی از دلش

۹

کسی از حقیقت بی‌اثر به چه آگهی دهدت خبر

به خطی‌ که وا نرسد نظر بطلب ز نامهٔ بیدلش

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـلش۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بسملشقاتلش
  2. عاجزیآبله‌کن‌گلش
  3. عافیتساحلش
  4. کشیباطلش
  5. همسریحمایلش
  6. آرزومایلش
  7. خجلتممقابلش
  8. نفسسایلش
  9. کنمدلش
  10. خبربیدلش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.