غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۱ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خم قامت نبرد ابرام طبع‌ سخت‌کوش من

گران شد زندگی اما نمی‌افتد ز دوش من

۱

تسلی کشته‌ام چون مو‌ج گوهر لیک زین غافل

که خاکست اینکه می‌نوشد زبان بحر نوش‌ من

۲

غم عمر تلف گردیده تا کی بایدم خوردن

ز هر امروز شامی دارد استقبال دوش من

۳

چنین دیوانهٔ یاد بناگوش‌ که می‌باشم

که گوش صبح محشر پنبه دارد از خروش من

۴

گریبان بایدم چون گل درید از لب‌گشودن‌ها

ز وضع غنچه حرف عافیت نشنید گوش من

۵

چه می‌کردم اگر بی‌پرده می‌کردم تماشایت

ترا در خانهٔ آیینه دیدم رفت هوش من

۶

نشاندن نیست آسان همچو موج‌ گوهر از پایم

محیط ازسرگذشت آسود تا یکقطره جوش من

۷

به رنگی بی‌زبانم در ادبگاه نگاه او

که ‌گرد سرمه فریادی است از وضع خموش من

۸

قیامت بود اگر خود را چنین آلوده می‌دیدم

مرا ازچشم خود پوشید فضل عیب پوش من

۹

نمی‌دانم شکفتن تا کجا خرمن‌ کنم بیدل

سحر در جیب می‌آید تبسم‌گلفروش من

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: منقافیه: ـوش۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. منمن
  2. غافلمن
  3. خوردنمن
  4. می‌باشممن
  5. لب‌گشودن‌هامن
  6. تماشایتمن
  7. پایممن
  8. اومن
  9. می‌دیدممن
  10. بیدلمن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.