شمسالدین محمد حافظ شیرازی · Hafez of Shiraz (Shams al-Din Muhammad Hafez)
حافظ، شاعر غزلسرای سدهٔ هشتم هجری و اهل شیراز، دیوانی بر پایهٔ غزل برجای گذاشته است. سال تولد او در منابع میان حدود ۷۱۵ و ۷۲۷ هجری قمری محل اختلاف است و درگذشت او را حدود ۷۹۱ یا ۷۹۲ میدانند. زندگینامهٔ او بر پایهٔ مدارک کم و روایتهای متأخر نوشته شده و متن دیوان نیز در چاپها یکسان نیست.
خلاصه
حافظ شیرازی (شمسالدین محمد) شاعر غزلسرای شیراز در سدهٔ هشتم هجری است. دانشنامهٔ ایرانیکا او را با نشانی «حدود ۷۱۵ تا ۷۹۲ هجری قمری (۱۳۱۵ تا ۱۳۹۰ میلادی)» معرفی میکند[1]؛ در منابع دیگر بازهٔ تولد و مرگ اندکی متفاوت داده شده است و همین اختلاف در بخش مربوط بررسی میشود. نام حافظ تقریباً بهطور کامل با غزل گره خورده است[2]. دیوان او حدود پانصد غزل را در بر میگیرد که شمار دقیقش به تصحیح بستگی دارد[6]. اطلاعات مطمئن دربارهٔ زندگی او اندک است و بسیاری از حکایتهای رایج به منابع متأخر بازمیگردند که به گفتهٔ ایرانیکا نمیتوان آنها را واقعیت مسلم شمرد[3]. در این صفحه، آنچه با منبع مشخص تأیید شده از آنچه فقط روایت است جدا میشود.
زندگی
نام و جایگاه. نام کامل او در منابع «شمسالدین محمد» است و «حافظ» تخلص شاعرانه و نام آشناتر اوست؛ در دیباچهٔ کهن دیوان نیز او با عبارت «شمس الملّة و الدّین محمّد الحافظ الشیرازی» یاد میشود[20]. کتابخانهٔ کنگره در رکورد نامها شکلهای گوناگون نام او را از Ḥāfiẓ تا Hafis و Hâfez de Chiraz گرد آورده و او را فقط با عبارت «فعال در سدهٔ چهاردهم میلادی» توصیف میکند، یعنی بدون سال دقیق تولد و مرگ[18]. این نکته خود نشانهای از همان کمبود اطلاعات است.
تولد و مرگ. ایرانیکا شیراز را زادگاه و محل مرگ او میداند و مرگش را حدود ۷۹۱–۷۹۲ هجری (۱۳۸۹–۱۳۹۰ میلادی) میآورد؛ دربارهٔ سال تولد به اختلاف دانشوران اشاره میکند: قاسم غنی ۷۱۷ قمری (۱۳۱۷) را ترجیح داده و محمد معین ۷۱۵ (۱۳۱۵) را[3]. بریتانیکا تولد را حدود ۱۳۲۵–۱۳۲۶ و مرگ را حدود ۱۳۸۹–۱۳۹۰ در شیراز ثبت میکند[15]. دیباچهٔ کهن دیوان که پس از مرگ شاعر نوشته شده، سال مرگ را «اثنی و تسعین و سبعمائة» یعنی ۷۹۲ هجری مینویسد و مادهتاریخی نیز برای آن میآورد[20]. جزئیات این اختلافها در بخش «اختلاف منابع» آمده است.
اطلاعات اندک. خرمشاهی در ایرانیکا یادآور میشود که کمبود اطلاعات، برخی پژوهندگان بعدی را به این سو برده است که از خود اشعار حافظ بهعنوان معدنی برای واقعیتهای زندگی او بهره بگیرند، و کهنترین سند موجود دربارهٔ او دیباچهای است که یکی از معاصرانش بر دیوان نوشته و ایرانیکا نام او را احتمالاً «محمد گلندام» میآورد[3]. همین مقاله هشدار میدهد که روایتهای متأخرتری مانند حبیبالسیر، روضةالصفا و تذکرهٔ دولتشاه اغلب در قالب حکایتهای مشکوکاند و نمیتوان آنها را واقعیت مسلم شمرد[3]. بنا بر خلاصهٔ مدخل «حافظ» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز با وجود شهرت فراوان شاعر، جزئیات زندگی او کمشناخته است و حتی نویسندگان همعصرش اطلاع چندانی ندادهاند؛ آن خلاصه پدر او را بازرگانی به نام بهاءالدین و دربارهٔ نوجوانی او روایتی از شاگردی در نانوایی نقل میکند[17]. چون این بخشها فقط از چکیدهٔ جستجو برداشته شده، آنها را باید روایتهای زندگینامهای شمرد و نه واقعیتهای مسلم.
آموزش. نویسندهٔ دیباچهٔ کهن دیوان میگوید حافظ به سبب مواظبت بر درس قرآن، پرهیزگاری و نیکوکاری، بحث دربارهٔ کتابهای درسی آن زمان مانند کشاف و مفتاح و مطالعهٔ علوم ادب و دیوانهای عربی، به گردآوری پراکندهٔ غزلهایش نپرداخت[20]. همان نویسنده مینویسد که خودش در درسگاه استادی به نام قوامالدین عبدالله شرکت میکرده و آن استاد بارها از ضرورت گرد آوردن این غزلها در یک رشته سخن میگفته است[20]. خلاصهٔ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز از حضور حافظ در درس قوامالدین عبدالله شیرازی (درگذشتهٔ ۷۷۲ ق) سخن میگوید[17].
سیاست و حامیان. ایرانیکا مینویسد حافظ در دورهای میزیست که پادشاهیهای کوچک پیاپی برمیآمدند و فرومیافتادند، اما همان دوره از نظر فرهنگی نیز پربار بود[3]. ابواسحاق از ممدوحان او بود، هرچند غنی هشدار داده که همهٔ شعرهایی که به او نسبت داده میشود بهروشنی دربارهٔ او نیستند؛ شاه شجاع حامی بیشترین شمار شعرهاست، چنانکه از هفتاد اشارهٔ حافظ به فرمانروایان زمانه، سیونه اشاره دربارهٔ او است[3]. وزیر جلالالدین تورانشاه نیز در شمار حامیان نام برده شده است[3]. امیر مبارزالدین که فرمان کشتن ابواسحاق را داد، به سال ۷۵۹ ق / ۱۳۵۸ م به دست پسرش شاه شجاع از قدرت برکنار و نابینا شد[3]. عبید زاکانی نیز بنا بر ایرانیکا پس از شکست ابواسحاق اینجو از مبارزالدین محمد (۱۳۵۷) شیراز را ترک کرد و در زمان شاه شجاع (۷۶۴–۷۸۴ ق / ۱۳۶۴–۱۳۸۴) بازگشت؛ شاه شجاع حامی حافظ هم بود[13].
دوری از دربار. بریتانیکا مینویسد حافظ حدود سالهای ۱۳۶۸–۱۳۶۹ از چشم دربار افتاد و نزدیک بیست سال بعد، اندکی پیش از مرگ، جایگاه خود را بازیافت[15]. جزئیات علت این افتادن از نتایج بازیابیشده برنمیآید و در اینجا نیامده است.
سفر. بنا بر خلاصهٔ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، حافظ به شیراز وابستگی شدید داشت و سفرهایش اندک بود[17]. ایرانیکا (مدخل دکن) نقل میکند که طباطبایی گزارش داده محمد شاه بهمنی (۷۸۰–۷۹۹ ق) کوشید او را از شیراز بربایید و موفق نشد، اما اعتبار این روایت را مورد تردید میداند[14]. بنابراین دعوت دکن را باید روایتی نامطمئن شمرد.
آرامگاه. ایرانیکا تاریخچهٔ حافظیه را شرح میدهد: در سال ۱۴۵۲ م ابوالقاسم میرزا بابر، حاکم تیموری، بنایی گنبدمانند بر مزار ساخت (حدود شصت سال پس از مرگ شاعر)؛ بنا در دورهٔ شاه عباس اول و نادرشاه، هر دو پس از فالگشایی از دیوان، مرمت شد؛ کریمخان زند حدود ۱۷۷۲–۱۷۷۳ مجموعه را گسترش داد و تالاری طاقدار با چهار ستون سنگی ساخت؛ و در سالهای ۱۹۳۵–۱۹۳۸ مجموعه به طرح آندره گدار بازسازی شد[8].
دوره و زمینهٔ ادبی
بریتانیکا در بخش شعر کلاسیک فارسی، دورهٔ مغول و تیموری را با سعدی و حافظ آغاز میکند: سعدی حدود ۱۲۵۸ میلادی، همان سالی که سپاه هلاکو بغداد را گرفت، به شیراز بازگشت و غالباً او را پایهگذار شکل کلاسیک غزل فارسی میشمارند؛ حافظ در سدهٔ چهاردهم قلهای در همین قالب است[16]. ایرانیکا نیز حافظ را جانشین سعدی در هنر غزل میداند و دیدگاه آربری را نقل میکند که حافظ پس از آنکه سعدی شکل متعارف غزل را از نظر هنری تمام کرده بود، به دنبال تصوری تازه از غزل رفت[4]. خواجوی کرمانی در همین مدخل بهعنوان پیشگام مهمی معرفی میشود که غزل بسیار سروده و تأثیرش در دیوان حافظ آشکار است؛ حافظ به برخی از سرتاسر شعرهای خواجو پاسخ (جواب) گفته و بسیاری از عبارتها، اشارهها و استعارههای «حافظانه» پیشتر در شعر خواجو دیده میشود[12].
زمینهٔ شیراز نیز ویژگی خود را داشت. بنا بر ایرانیکا، عبید زاکانی در همان دوره و همان شهر آثار طنز و فرهنگنامهٔ شوخی خود را نوشت[13]، و بُسحاق اطعمه که در اواخر سدهٔ هشتم در شیراز زاده شد، احتمالاً حافظ را از نزدیک میشناخت و بخش بزرگی از دیوانش تقلید از حافظ، سعدی و سلمان ساوجی است[13]. ایرانیکا همچنین از غزلی از سلمان ساوجی یاد میکند که حافظ با همان قافیه و ردیف از آن پیروی کرده است[9]. این اشارهها نشان میدهد حافظ در فضایی از رقابت و تقلید و پاسخگویی میان شاعران همروزگار و پیشینیان کار میکرد.
بریتانیکا نوآوری مهم منسوب به حافظ را استفاده از غزل بهجای قصیده در ستایشها (مدح) میداند و مینویسد پس از او غزل مهمترین قالب شعر غنایی فارسی ماند[16]. ایرانیکا نیز میافزاید که او به احتمال زیاد به حمایت توانگران و صاحبقدرتان وابسته بود و نشانهای نیست که بخش مهمی از آثارش از میان رفته باشد[4].
سبک و زبان
قالب. ایرانیکا مینویسد حافظ تقریباً منحصراً با غزل شناخته میشود[2]. غزلهای او بهطور معمول حدود هفت تا نه بیتاند و با یک وزن و یک قافیه، و اغلب با ردیف، به هم پیوند میخورند؛ افزون بر این وحدت صوری، مقاله از چارچوب موضوعی گستردهتری سخن میگوید که حافظ از غزلی به غزل دیگر آن را دگرگون میکند[2]. بریتانیکا غزل را شعری شش تا پانزدهبیتی میداند که یگانگی آن بیشتر از وحدت موضوع و نماد میآید تا توالی منطقی اندیشهها[15]. ایرانیکا در مدخل ویژهٔ غزل میگوید حافظ در غزل خود اندیشهورزی فلسفی، شور باده و مستی و نیشخندهای طنزآمیز به چهرههای ریاکار نهاد دینی را با هم درمیآمیزد[2].
عناصر ثابت. در گزارش ایرانیکا، حافظ از وجد عشق، زیبایی بیهمتای معشوق، درد جدایی، لذت کمیاب وصال و بیاعتنایی سخت معشوق میسراید[2]. در شمار شخصیتهای تکرارشوندهٔ این جهان، معشوق، شاعر-عاشق و ساقی (جوانی که در بزمهای میگساری شراب میدهد) نام برده میشود[2]. همین مدخل مینویسد حافظ میکوشد ریاکاری همهٔ کسانی را بنماید که خود را نگهبان و قاضی و نمونهٔ اخلاق ساختهاند، و محتسب را در فهرست پارسایان دروغین میآورد و زاهدنما را نشانه میرود[4]. او همان شور را در پردهبرداری از دورویی نهادهای مالاندوز و فاسد تصوف نیز به کار میبرد[2].
رندی و صوفیگری. مدخل «حافظ و رندی» میگوید شراب در بوطیقای حافظ نوشیدنیای است با بار سیاسی و عرفانی و همزمان حرام[7]. این مقاله میافزاید برخی شارحان معتقدند او اصول ملامتی را در شعرش بازتاب میدهد، و برخی دیگر رند را همزاد انتقادگر خود شاعر میدانند که او را از خودپسندی دینی در امان میدارد[7]. بریتانیکا نیز مینویسد تصوف تأثیر مرکزی بر زندگی و کار او داشته و شعرش اغلب جستوجوی عارف برای وصل خدا خوانده میشود، و در عین حال پژوهشگران هنوز دربارهٔ اینکه سخنش به عشق عرفانی اشاره دارد یا عشق زمینی بحث دارند[15]. ایرانیکا نیز هشدار میدهد که برخی مفسران و حتی برخی مترجمان غربی، مانند ویلبرفورس کلارک، هر واژهٔ حافظ را معنایی عرفانی دادهاند، تا حد گزافه[2]. در این صفحه هیچیک از دو خوانش بر دیگری ترجیح داده نمیشود.
موسیقی و ساختار آوایی. ایرانیکا در مدخل «حافظ و موسیقی» غزلی از سلمان ساوجی را که حافظ با همان قافیه و ردیف تقلید کرده با غزل حافظ مقایسه میکند و در آن نمونه، ناهمگونیهای آوایی بیشتری در شعر ساوجی مییابد[9]. این مقایسه فقط دربارهٔ یک نمونه است و نباید به همهٔ شعر دو شاعر تعمیم داده شود.
آثار
دیوان. اثر برجایماندهٔ حافظ دیوان اوست. ایرانیکا مینویسد دیوان بیشتر غزل است و قالبهای دیگر مانند قصیده، قطعه (شعر مناسبتی)، مثنوی و رباعی هستند اما کمشمار و عموماً کماهمیتترند، بهجز ساقینامه[4]. بریتانیکا دربارهٔ حدود چهارصد غزل سخن میگوید[15] و ایرانیکا از «نزدیک پانصد غزل» یاد میکند[4]؛ شمار دقیق به تصحیح بستگی دارد. در ایرانیکا شمار غزلهای پذیرفتهشده چنین آمده است: ۴۹۵ در چاپ قزوینی و غنی، ۴۸۶ در چاپ دوم خانلری، و ۴۸۴ در چاپ سایه[6].
شکلگیری مجموعه. به گفتهٔ دیباچهٔ کهن، حافظ خود غزلهایش را یکجا گرد نیاورد و پس از مرگ او، شاگردی که در درس قوامالدین عبدالله حاضر بوده این کار را به عهده گرفت[20]. ایرانیکا میگوید این دیباچه را معاصری نوشته که احتمالاً نامش محمد گلندام بوده و در ۱۸۲۷ در کلکته چاپ شده است[3][6]. این دیباچه میگوید غزلهای حافظ بهسرعت پراکنده شد و در مجالس سماع صوفیان و بزمهای میگساری تقریباً ضرورت داشت[3]؛ در متن دیباچه نیز آمده است که سماع صوفیان بدون غزل او گرم نمیشد و مجلس میپرستان بدون نقل سخن او رونق نمییافت[20].
نسخهها. ایرانیکا کهنترین نسخهٔ تاریخدار شناختهشده را نسخهای در تاشکند به سال ۸۰۳ ق / ۱۴۰۰–۱۴۰۱ م به کتابت برهان بن غیاث کرمانی میداند. افزون بر آن نسخهٔ ایاصوفیا شمارهٔ ۳۹۴۵ و نسخهٔ سلیمانیه به سال ۸۱۳ و نسخهٔ دوشنبه (۸۰۷) و کوپرولو (۸۱۱) از نسخههای کهناند و دو نسخهٔ اخیر را از معتبرترینها میشمارند[5]. نسخهٔ خلخالی (۸۲۷ ق / ۱۴۲۴ م) تا سال ۱۹۷۰ کهنترین نسخهٔ شناختهشده بود و مبنای چاپ قزوینی–غنی شد[5][6].
چاپهای امروزی. به نوشتهٔ ایرانیکا، چاپ خلخالی (تهران ۱۹۲۷) تا ۱۹۴۱ معتبرترین چاپ بود؛ چاپ قزوینی–غنی (۱۹۴۱) نقطهٔ عطفی در تاریخ چاپهای دیوان است و هنوز از بهترینها شمرده میشود[6]. پرویز ناتل خانلری در ۱۹۸۰ با استفاده از دوازده نسخهٔ کهن غزلیات را منتشر کرد که بعدها در دو جلد تجدید نظر و چاپ شد[6]. ایرانیکا چاپ سایه (هوشنگ ابتهاج، تهران ۱۹۹۳) و چاپ نیساری را نیز در کنار قزوینی–غنی و خانلری در میان چهار چاپ بهتر نام میبرد و تأکید میکند که متن اصلی قطعی و یگانهای از دیوان در دست نیست و ویراستاران در اصالت برخی شعرها اختلاف دارند[6].
جایگاه و تأثیر
فال و لقب لسانالغیب. ایرانیکا مینویسد از دیوان حافظ برای فال بهطور گسترده استفاده میشود و داستانهای فراوانی دربارهٔ پیشبینیهای الهامشدهٔ او هست که با لقب مردمی «لسانالغیب» توجیه میشود[9]. روش ساده است: کتاب را بهطور تصادفی باز میکنند و نخستین غزل صفحه فال خواننده است؛ سپس یک یا سه بیت از همان غزل یا غزل بعدی بهعنوان «شاهد» خوانده میشود[9]. همان مدخل مینویسد یکی از قدیمیترین اشارهها به استفادهٔ فالی از حافظ در «کتاب دیاربکریه» ابوبکر طهرانی (نگارش میان ۸۷۵ و ۸۸۳ ق / ۱۴۶۹–۱۴۷۸ م) است و لقب «لسان غیب» در آنجا دیده میشود، و در برخی اشارههای کهن این لقب به دیوان داده شده است نه شاعر[9]. فال حافظ از حیث ادبی تفسیر ویژهای از شعر او نیست؛ آنچه در این صفحه آمده فقط گزارشی از پیشینهٔ فالگیری به نقل از منبع است.
آرامگاه بهعنوان مکان فرهنگی. ایرانیکا یادآور میشود که در حافظیه کتابخانهای حدود دههزار جلدی برای پژوهش دربارهٔ حافظ هست[8].
ترجمه و بازتاب در اروپا. ایرانیکا مینویسد ویلیام جونز در ۱۷۷۱ نخستین ترجمهٔ انگلیسی از یک غزل حافظ («سرود فارسی») را منتشر کرد[10]. ترجمهٔ هامر-پورگشتال (۱۸۱۲–۱۸۱۳) نخستین ترجمهٔ کامل دیوان حافظ به یک زبان غربی بود و مواد لازم برای «دیوان غربی-شرقی» گوته (۱۸۱۸) را فراهم کرد؛ همین مدخل میگوید همهٔ ترجمههای آلمانی نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم وامدار گوته بودند[10].
اختلاف منابع و نکات نامطمئن
سال تولد. ایرانیکا (مدخل اصلی) تولد را حدود ۷۱۵ ق / ۱۳۱۵ م میآورد[1]؛ در مدخل زندگی، غنی ۷۱۷ ق / ۱۳۱۷ و معین ۷۱۵ ق / ۱۳۱۵ را ترجیح دادهاند[3]؛ ایرانیکا در مدخل ادبیات کلاسیک «حدود ۱۳۲۵» را مینویسد[11]؛ بریتانیکا حدود ۱۳۲۵–۱۳۲۶[15]؛ ویکیداده دو مقدار ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ را دارد[19]. بنا بر خلاصهٔ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، نویسندهٔ مدخل بر پایهٔ محاسبه تولد را حدود ۷۱۳ ق میداند و در همان خلاصه بازهٔ ۷۲۷ تا ۷۹۲ ق نیز دیده میشود[17]. چون این مورد فقط از چکیدهٔ جستجو آمده، ویراستار باید آن را با متن اصلی بسنجد.
سال مرگ. ایرانیکا مرگ را حدود ۷۹۱–۷۹۲ ق میداند[3]؛ ایرانیکا (مدخل اصلی) ۷۹۲ ق / ۱۳۹۰ م[1]؛ بریتانیکا ۱۳۸۹/۹۰ م[15]؛ ویکیداده ۱۳۸۹ م[19]؛ دیباچهٔ کهن ۷۹۲ ق[20].
روایتهای زندگینامهای. ایرانیکا هشدار میدهد که حکایتهای حبیبالسیر، روضةالصفا و تذکرهٔ دولتشاه نمایانگر برداشت دورههای بعد از شاعر و شعر اویند و واقعیت مسلم نیستند[3]. افزون بر آن، جستوجوی ما سندی معتبر دربارهٔ دیدار حافظ با تیمور یا دعوت دکن نیافت؛ دربارهٔ دعوت دکن، خود ایرانیکا اعتبار آن را مورد تردید میداند[14]. حکایت نانوایی نیز در منبع دستاول بازیابیشده نیامد و فقط در خلاصهٔ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دیده شد[17]. بنابراین در این صفحه همه را در حد «روایت» نگه داشتهایم.
تعداد و اصالت غزلها. عدد ۴۹۵، ۴۸۶ و ۴۸۴ برای سه چاپ مختلف آمده است[6]. بریتانیکا از حدود چهارصد غزل سخن میگوید[15]؛ ایرانیکا (مدخل هنر شاعری) از حدود پانصد[4]. تفاوت را باید ناشی از تفاوت چاپها و شیوهٔ شمارش دانست؛ منابع همهجا توضیح نمیدهند کدام را مبنا گرفتهاند.
معنای شعر. رابطهٔ حافظ با عرفان، و اینکه رندی را باید ملامتی، انتقادی یا زمینی خواند، میان پژوهشگران محل بحث است و نباید با یک تفسیر بسته شود[7][15][2].
از کجا بخوانیم
برای آشنایی با متن، میتوان از غزلها شروع کرد، چون جان دیواناند؛ خواننده میتواند با یکی از چاپهای انتقادی که ایرانیکا نام میبرد (قزوینی–غنی، خانلری، سایه یا نیساری) کار کند و به یاد داشته باشد که شمار غزلها و ترتیب آنها در چاپها فرق دارد[6]. سپس سراغ قالبهای کمشمارتر دیوان، یعنی قصیدهها و قطعههای مناسبتی، مثنویها و رباعیها و ساقینامه برود[4]. برای شناخت چگونگی گردآوری، دیباچهٔ کهن دیوان در چاپ قزوینی–غنی خواندنی است[20]. برای فهم زمینهٔ ادبی، مقایسهٔ غزلهای سعدی و خواجوی کرمانی با غزل حافظ، که در منابع بالا به رابطهٔ آنها اشاره شده، میتواند سودمند باشد[12][4]. برای آنان که با فال حافظ آشنا شدهاند، یادآوری میشود که فال راهی برای خواندن تصادفی غزلهاست و جای مطالعهٔ مستمر را نمیگیرد[9]. برای آشنایی با پیشینهٔ ترجمهها و رویکردهای غربی، مدخلهای ایرانیکا دربارهٔ ترجمههای حافظ به انگلیسی، آلمانی و فرانسوی نقطهٔ شروعاند[10]. هنگام کار با هر گزینهای، پایبندی به یک چاپ مشخص و ذکر آن در ارجاع، ناهمگونی میان چاپها را کمخطر میکند.
پرسشهای رایج دربارهٔ حافظ
حافظ در چه سالی زاده شد و درگذشت؟
منابع بر سال تولد توافق ندارند: ایرانیکا از ۷۱۵ ق (۱۳۱۵ م) یاد میکند و غنی ۷۱۷ ق را ترجیح دادهاند، در حالی که بریتانیکا حدود ۱۳۲۵–۱۳۲۶ م را میآورد. مرگ او را حدود ۷۹۱–۷۹۲ ق (۱۳۸۹–۱۳۹۰ م) در شیراز دانستهاند.[1][3][15]
حافظ اهل کجا بود و کجا به خاک سپرده شد؟
ایرانیکا و بریتانیکا شیراز را زادگاه و محل مرگ او میدانند، و آرامگاهش در همان شهر، حافظیه، است که بنایی از سدهٔ پانزدهم میلادی و بازسازیهای بعدی دارد.[3][15][8]
دیوان حافظ شامل چه قالبهایی است؟
بیشتر غزل است؛ قصیده، قطعه، مثنوی و رباعی نیز دارد اما کمشمارند. شمار غزلها بسته به چاپ حدود ۴۸۴ تا ۴۹۵ است.[4][6]
«لسانالغیب» یعنی چه و چرا به حافظ گفته میشود؟
لقبی است به معنی «زبان غیب» که ایرانیکا آن را به فالگیری از دیوان مرتبط میداند؛ نخستین اشارهها به آن در سدهٔ پانزدهم میلادی دیده میشود و گاه به خود دیوان اطلاق شده است.[9]
آیا شعر حافظ عرفانی است یا زمینی؟
پژوهشگران بر سر این پرسش اختلاف دارند. بریتانیکا از بحث میان خوانش عرفانی و زمینی یاد میکند، و ایرانیکا دربارهٔ رند و اصول ملامتی دیدگاههای مختلفی را گزارش میدهد. این صفحه میان آنها داوری نمیکند.[15][7]
آیا همهٔ غزلهای منسوب به حافظ از اوست؟
چاپهای انتقادی همه شمار یکسانی نمیپذیرند و ایرانیکا تأکید میکند که متن قطعی و یگانهای از دیوان در دست نیست.[6]
حافظ چگونه به اروپا معرفی شد؟
بنا بر ایرانیکا، ویلیام جونز در ۱۷۷۱ یک غزل او را به انگلیسی درآورد و هامر-پورگشتال در ۱۸۱۲–۱۸۱۳ نخستین ترجمهٔ کامل دیوان را به آلمانی منتشر کرد که مایهای برای «دیوان غربی-شرقی» گوته بود.[10]
منابع
- گروه نویسندگان، «HAFEZ (مدخل اصلی)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ i. AN OVERVIEW»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Bahāʾ-al-Din Khorramshāhi، «HAFEZ ii. HAFEZ'S LIFE AND TIMES»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ iii. HAFEZ'S POETIC ART»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ v. MANUSCRIPTS OF HAFEZ»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ vi. PRINTED EDITIONS OF THE DIVĀN OF HAFEZ»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ viii. HAFEZ AND RENDI»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ xiii.–xiv. HAFEZ'S TOMB (ḤĀFEẒIYA)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «FĀL-NĀMA و HAFEZ i (دربارهٔ فال و لقب «لسانالغیب»)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «HAFEZ xi. TRANSLATIONS OF HAFEZ IN GERMAN / HAFEZ x. TRANSLATIONS IN ENGLISH»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «IRAN viii. PERSIAN LITERATURE (2) Classical»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «ḴᵛĀJU KERMĀNI»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «ʿOBAYD ZĀKĀNI و BOSḤĀQ AṬʿEMA»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «DECCAN i. Political and literary history»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Hafez»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Persian literature – Classical poetry»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- فتحالله مجتبایی (نویسندهٔ مدخل بنا بر خلاصهٔ جستجو)، «حافظ (مدخل) و نوشتههای مرتبط در پایگاه مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Ḥāfiẓ, active 14th century (رکورد مرجع نامها)»، Library of Congress Name Authority File (id.loc.gov) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Hafez (Q6240)»، Wikidata پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «دیوان حافظ، تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی – مقدّمهٔ جامع دیوان حافظ»، ویکینبشته (فارسی) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
بازگشت به صفحهٔ حافظ و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوانسرا · گزارش خطا
