غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۰ حافظشاعرحافظمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدی پیر میفروش که ذکرش به خیر بادگفتا شراب نوش و غمِ دل بِبَر ز یاد۱گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگگفتا قبول کن سخن و هر چه باد، باد۲سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستاز بهر این معامله غمگین مباش و شاد۳بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچدر معرضی که تخت سلیمان رَوَد به باد۴حافظ گرت ز پندِ حکیمان مَلالت استکوته کنیم قصه، که عمرت دراز باد۵