غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۷ حافظ

شاعر
حافظ
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم

چرا نه خاکِ سرِ کویِ یارِ خود باشم

۱

غمِ غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم

به شهرِ خود رَوَم و شهریارِ خود باشم

۲

ز مَحرمان سراپردهٔ وصال شَوَم

ز بندگانِ خداوندگارِ خود باشم

۳

چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی

که روزِ واقعه پیشِ نگارِ خود باشم

۴

ز دستِ بختِ گران‌خواب و کارِ بی‌سامان

گَرَم بُوَد گِلِه‌ای، رازدارِ خود باشم

۵

همیشه پیشهٔ من عاشقی و رندی بود

دگر بکوشم و مشغولِ کارِ خود باشم

۶

بُوَد که لطفِ ازل رهنمون شود حافظ

وگرنه تا به ابد شرمسارِ خود باشم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خود باشمقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. باشمباشم
  2. نمی‌تابمباشم
  3. شومباشم
  4. اولیباشم
  5. بی‌سامانباشم
  6. بودباشم
  7. حافظباشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

تعبیر کوتاه این غزل (برداشتی ادبی، نه پیشگویی)

فال از خستگیِ غربت و میل به بازگشت به جایگاه و دلبستگیِ خویش می‌گوید. به‌جای پراکندگی، کار خود را پی بگیر و به عشق و لطفی که راهنماست دل ببند.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۵ شعر) قرار دارد.