غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰ حافظ

شاعر
حافظ
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی

سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی

۱

دردمندان بلا زهر هلاهل دارند

قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی

۲

رنج ما را که توان برد به یک گوشهٔ چشم

شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی

۳

دیدهٔ ما چو به امید تو دریاست، چرا

به تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟

۴

نقل هر جور که از خلق کریمت کردند

قول صاحب غرضان است تو آن‌ها نکنی

۵

بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد

از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی

۶

حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر

که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نکنیقافیه: ـا۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نکنینکنی
  2. دارندنکنی
  3. چشمنکنی
  4. چرانکنی
  5. کردندنکنی
  6. زاهدنکنی
  7. برنکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

تعبیر کوتاه این غزل (برداشتی ادبی، نه پیشگویی)

این فال به مهربانی، انصاف و پرهیز از داوری بر پایهٔ حرف بدخواهان دعوت می‌کند. خواسته‌ات را صادقانه و با امید بیان کن و در برابر رنج، راه گفت‌وگو و آشتی را باز بگذار.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۵ شعر) قرار دارد.