اشعار منتسبشمارهٔ ۴۲ حافظشاعرحافظمجموعهاشعار منتسبقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)منبعحمیدرضا محمدیمنسوب به شاعرانتساب این شعر به شاعر قطعی نیست.آاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلاجان و دل افتاده اندر زلف و خالت در بلا۱آنچه جان عاشقان از دست هجرت مىکشدکس ندیده در جهان جز کشتگان کربلا۲ترک ما گر مىکند رندى و مستى جان منترک مستورى و زهدت کرد باید اولا۳وقت عیش و موسم شادى و هنگام طربپنجروز ایّام عشرت را غنیمت دان دلا۴حافظا گر پایبوس شاه دستت مىدهدیافتى در هر دو عالم رتبت عز و علا۵