این جهان پیش راد مردِ حکیم
هست محنت فزایِ غم آباد
۱زن و مرد و شَه و گدا دارند
همه از دستِ این جهان فریاد
۲چَشمِ عِبرت گُشا ببین که چه سان
مَسنَدِ جَم بداد بر کَفِ باد
۳پیر زالی است نو عروس نُمای
کرده در زیرِ خاک بس داماد
۴همه ناکام از زمانه روند
هیچ کس نیست از جهان دل شاد
۵جامۀ مرگش آسمان دوزد
هر که اندر زمین ز مادر زاد
۶دخترِ خاک گت دخترِ شه
آن قمر طلعت فرشته نهاد
۷لقبش هم عزیز عُلیا بود
چون به عزت قدم به خُلد نهاد
۸بهر تاریخ فوتش ایرج گفت
جایش اندر بهشت ایزد داد
۹