قطعه‌ها

شمارهٔ ۲۵ - ماکیان و شیر ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه

در بُن یک بیشه ماکیانی هر روز

بیضه نهادی و بردی آن را یک کُرد

۱

بس که ز راه آمد و ندید به جا تخم

خاطرش از دست برد کُرد بیازرد

۲

بود در آن بیشه پادشاه یکی شیر

داوری از کُرد پیش شیر همی بُرد

۳

داد بدو پاسخی چنین که بباید

پاسخ شاهانه اش به حافظه بسپرد

۴

گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر

تا نتواند خَلق تخم ترا خورد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـرد۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. روزکرد
  2. تخمبیازرد
  3. شیربرد
  4. ببایدبسپرد
  5. شیرخورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.