قطعه‌ها

شمارهٔ ۷۵ - مزاح با مقبل دیوان ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه

قنبل الدوله مقبل دیوان

آن که نبْوَد مثال او شیطان

۱

قد او نیست جز چهار وجب

نصف او گشته در زمین پنهان

۲

هیچ سروی به قامتش نرسد

در زمانه به هیچ سروستان

۳

نبُوَد همچو قد او سروی

نه به تهران و نه به تویسرکان

۴

در طفولیت او گذر می کرد

یکشب از راه رشت زی زنجان

۵

این شنیدم که بچۀ گرگی

کون او را درید با دندان

۶

لیک گویند زخم کیرست این

زده او بچه گرگ را بهتان

۷

رفته تا در ادارۀ اوقاف

کرده او کون خویش وقف جهان

۸

ای بسا خورده وقف مردم را

حال از کون خود دهد تاوان

۹

در میان تمام مأکولات

میل دارد بسی به بادمجان 

۱۰

بیند ار عکس کیر در دریا

دل به دریا زند بدون گمان

۱۱

خایه اش دانی از چه پاره شده

بس زَدستند زیر او رندان

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. دیوانشیطان
  2. وجبپنهان
  3. نرسدسروستان
  4. سرویتویسرکان
  5. کردزنجان
  6. گرگیدندان
  7. اینبهتان
  8. اوقافجهان
  9. راتاوان
  10. مأکولاتبادمجان
  11. دریاگمان
  12. شدهرندان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.