اعتقادنامه

بخش ۷ - اشارت به ارادت جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

وز پی آن بود ارادت و خواست

خواستی لایزال بی کم و کاست

۱

فعل هایی که از همه اشیا

نو به نو در جهان شود پیدا

۲

گر ارادی بود چو فعل بشر

ور طبیعی بود چو سیل و حجر

۳

منبعث جمله از مشیت اوست

مبتنی بر کمال حکومت اوست

۴

نخلد بی ارادتش خاری

نگسلد بی مشیتش تاری

۵

فی المثل گر جهانیان خواهند

که سر مویی از جهان کاهند

۶

گر نباشد چنان ارادت او

نتوان کاستن سر یک مو

۷

ور همه در مقام آن آیند

که بر آن ذره ای بیفزایند

۸

ندهد بی ارادت او سود

نتوانند ذره ای افزود

۹

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اعتقادنامه (۳۲ شعر) قرار دارد.