تحفة‌الاحرار

بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی
وزن
مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ای علم هستی ما با تو پست

نیست به خود هست به تو هر چه هست

۱

ذات تو هم هستی و هم هست کن

هست کن عالم نوی و کهن

۲

هست تویی هستی مطلق تویی

هست که هستی بود الحق تویی

۳

هر چه نه هستی به سرای مجاز

باشدش البته به هستی نیاز

۴

آنچه نه محتاج به کس هستی است

بر همه کس زانش زبردستی است

۵

نام و نشانت نه و دامن کشان

می گذری بر همه نام و نشان

۶

پست و بلند از کرمت بهره مند

با تو یکی نسبت پست و بلند

۷

با همه چون جان به تن آمیزناک

پاک ز آلایش ناپاک و پاک

۸

چشم مشبه ز جمال تو کور

عقل منزه ز کمال تو دور

۹

ناقه تنزیه چو تنها فتاد

پای ز معموره به صحرا نهاد

۱۰

حادی تشبیه چو محمل براند

رفت به معموره و در گل بماند

۱۱

ای ز تو معموره و صحرا همه

بود تو هم بی همه هم با همه

۱۲

در تو نیند این دو صفت جز به هم

چون ننمایند تجاوز به هم

۱۳

هست ز تنزیه تو تشبیه تو

نیست جز این غایت تنزیه تو

۱۴

نور بسیطی و غباریت نی

بحر محیطی و کناریت نی

۱۵

نیست کناریت ولی صد هزار

گوهرت از موج فتد بر کنار

۱۶

موج تو بود آن که شدی جلوه گر

در خود و بر خود به هزاران صور

۱۷

در تتق ذات تو هر سر که بود

روی در آیینه علمت نمود

۱۸

صورتشان عکس نما شد ز ذات

ذات ز تکرار صور شد ذوات

۱۹

انجمن جمع همه عالم است

رونق آن انجمن از آدم است

۲۰

با تو خود آدم که و عالم کدام

نیست ز غیر تو نشان غیر نام

۲۱

گرچه نمایند بسی غیر تو

نیست درین عرصه کسی غیر تو

۲۲

کیست به پیدایی تو در جهان

مانده ز پیدایی خویشی نهان

۲۳

تو همه جا حاضر و من جا به جای

می زنم اندر طبلت دست و پای

۲۴

چون فتم از پای مرا دستگیر

انت نصیری و الیک المصیر

۲۵

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ تحفة‌الاحرار (۶۲ شعر) قرار دارد.