روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)

بخش ۱۷ جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی

میشی از جویی بجست، دنبه وی بالا افتاد. بز بخندید که عورت تو را دیدم! میش روی باز پس کرد که ای بی انصاف من سالها عورت تو را برهنه دیدم و هرگز نخندیدم و طعن تو نپسندیدم تو پس از عمری که یک بار مرا چنین دیده ای چه سرزنش من پیچیده ای؟

چون لئیمی با هزاران عیب و عار

روز و شب با خلق عالم آشکار

بیند اندک عیبی از صاحب کرم

برنیارد جز به طعن و لعن دم

آن به عیب این شود یکسر زبان

این به ذکر او نیالاید دهان

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) (۲۲ شعر) قرار دارد.