نورالدین عبدالرحمان بن نظامالدین احمد جامی · Jami
جامی (عبدالرحمان جامی) شاعر، عارف و دانشمند سدهٔ نهم هجری بود که به گزارش ایرانیکا در ۷ نوامبر ۱۴۱۴ میلادی در خرجرد جام زاده شد و در ۹ نوامبر ۱۴۹۲ در هرات درگذشت. او بیشتر عمر را در هرات تیموری گذراند، به طریقت نقشبندیه پیوست و افزون بر سه دیوان و «هفت اورنگ»، آثاری مانند «بهارستان»، «لوایح» و «نفحاتالانس» پدید آورد.[^s1][^s2][^s12]
خلاصه
نورالدین عبدالرحمان جامی، معروف به جامی، شاعر، عارف و دانشمند سدهٔ نهم هجری است. بر پایهٔ ایرانیکا او در ۷ نوامبر ۱۴۱۴ میلادی در خرجرد جام زاده شد و در ۹ نوامبر ۱۴۹۲ در هرات درگذشت.[1][2] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دورهٔ زندگی او را ۸۱۷ تا ۸۹۸ قمری (۱۴۱۴ تا ۱۴۹۳ میلادی) ثبت کرده است.[12] او جز دو سفر کوتاه به مشهد و حجاز، بیشتر عمر خود را در هرات گذراند.[2][9]
نام جامی در تاریخ ادبیات فارسی با چند اثر پیوند خورده است: «هفت اورنگ» (هفت مثنوی بلند)، سه دیوان غزل و قصیده و قطعه، «بهارستان» که بهشیوهٔ «گلستان» سعدی نوشته شد، و آثار صوفیانهای چون «لوایح» و «نفحاتالانس». او مرید طریقت نقشبندیه بود.[1][3][9] بریتانیکا او را «واپسین شاعر بزرگ عارف ایران» میشمارد؛ ادوارد براون نیز، به گزارش مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، او را آخرین شاعر بزرگ پارسیگوی دانسته است. اینها داوریهای منسوب به منابع مشخصاند.[9][13]
این صفحه پیشنویس تحقیقی است و هنوز بازبینی انسانی نشده است؛ آنچه در ادامه میآید فقط بر منابعی تکیه دارد که در بخش منابع فهرست شدهاند.
زندگی
زادگاه و نام. جامی در خرجرد جام، از توابع خراسان، به دنیا آمد.[1] ایرانیکا یادآور میشود که تخلص او از روستای نزدیک «جام» گرفته شده است،[2] و دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزون بر این، نام را به ارادت او به احمد جام نیز مرتبط میداند.[12] نام کامل او در این دانشنامه «عبدالرحمان بن نظامالدین احمد» و زادروزش ۲۳ شعبان ۸۱۷ قمری آمده است.[12] ایرانیکا همان زادروز را ۷ نوامبر ۱۴۱۴ میلادی مینویسد.[1] دادههای ویکیداده نیز با ارجاع به بریتانیکا همین روز را دارد.[16]
آموزش. به گزارش ایرانیکا، جامی در آستانهٔ نوجوانی همراه پدر به هرات رفت و در آنجا الهیات، صرف و نحو عربی و ادبیات آموخت.[1] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تحصیل او را در سه مرکز خرجرد، هرات و سمرقند گزارش میکند؛ در هرات در مدرسهٔ نظامیه اقامت داشت و در سمرقند نزد قاضیزادهٔ رومی درس خواند.[12]
گرایش به تصوف. ایرانیکا میگوید جامی در سیسالگیها دچار بحرانی معنوی شد؛ در خوابی شیخ نقشبندی سعدالدین کاشغری را دید که به او فرمان داد درس را رها کند، به هرات بازگردد و راه تصوف را در پیش گیرد.[1] مدخل ایرانیکا دربارهٔ تصوف جامی روایتی مفصلتر دارد: جامی در حالی که به دلبستگی عاشقانهای پیشین میاندیشید، کاشغری را در خواب دید که به او گفت خدا را معشوق و یگانه همدم ضروری خویش بگیرد؛ او شتابان به هرات بازگشت و خود را به کاشغری سپرد.[3] (دربارهٔ تفاوت دو روایت نک. بخش اختلاف منابع.) سعدالدین کاشغری، بنا بر ایرانیکا، در سال ۸۶۰ قمری (۱۴۵۶ م) درگذشت و نقش او گسترش نقشبندیه در هرات تیموری بود.[6]
پس از کاشغری. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی مینویسد جامی پس از مرگ کاشغری به خواجه ناصرالدین عبیدالله احرار ارادت ورزید.[12] ایرانیکا هم تأثیر دیدار با خواجه احرار را در آغاز نخستین اثر بزرگ منظوم او، دفتر اول «سلسلةالذهب»، برجسته میکند،[1] اما یادآور میشود که رابطهٔ جامی و احرار رابطهٔ رودررو و معمولِ مرید و مراد نبود.[3]
سفرها و دربار. جامی در هرات میزیست و جز دو سفر کوتاه، یکی به مشهد و دیگری به حجاز، از آنجا بیرون نرفت.[2][9] ایرانیکا سفر حج او را در ۱۴۷۲ و پذیرایی گرم شاه منوچهر، فرمانروای همدان، را از او در همین سفر ذکر میکند.[1] بریتانیکا میافزاید که او بیشتر پیشنهادهای حمایت درباری را نپذیرفت و زندگی ساده عارف و دانشمند را برگزید.[9] با این همه، ایرانیکا میگوید در پانزده سال پایانی عمر او، سلطان حسین بایقرا و علیشیر نوایی با او نوعی «سهگانهٔ» دینی، نظامی و اداری در حکومت خراسان بودند.[2] آغاز حکومت سلطان حسین در هرات را ایرانیکا ۱۴۷۰ مینویسد.[1]
درگذشت. جامی به گزارش ایرانیکا پس از بیماری کوتاهی در ۹ نوامبر ۱۴۹۲ درگذشت و در کنار آرامگاه کاشغری، در گورستانی که برادر و یکی از شاگردان او نیز در آن بود، به خاک رفت.[1] مدخل ایرانیکا دربارهٔ دربارها و درباریان تیموری، به نقل از «حبیبالسیر»، میگوید سلطان حسین و همهٔ درباریان در مراسم تشییع او حاضر بودند.[8]
دوره و زمینهٔ ادبی
جامی در دوران تیموریان خراسان زندگی میکرد. ایرانیکا مینویسد در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۱۴۷۰ تا ۱۵۰۶)، هرات به مرکز ادبیات و کتابآرایی در جهان ایرانی بدل شد.[1] این محیط برای فهم جامی اهمیت دارد، زیرا او در همین شهر و در همراهی با سلطان حسین و علیشیر نوایی میزیست؛[2] ایرانیکا همچنین آثار او را، از جمله «هفت اورنگ» و رسالهٔ «لوایح»، در شمار نوشتههایی میآورد که برای تصویرگری برگزیده شدند.[4]
از نظر رابطه با سنت پیش از خود، بریتانیکا «هفت اورنگ» را الگوگرفته از آثار نظامی میداند، اما یادآور میشود که اثر جامی نشان ابتکار و نیروی فکری خود او را دارد.[10] در مقالهٔ بریتانیکا دربارهٔ ادبیات فارسی نیز آمده که جامی افزون بر منظومههای اخلاقیتر، موضوعات تازهای را هم وارد کرد: داستان عشق یوسف و زلیخا از سورهٔ ۱۲ قرآن، و داستان سلامان و ابسال که از منابع یونانی گرفته شده است.[11]
ایرانیکا ارزیابی کلی خود را چنین بیان میکند: کار جامی بیشتر تحکیم و جمعبندی بود تا نوآوری، و بوطیقای او پروژهای عمدتاً محافظهکار است که شاید «نوکلاسیک» توصیفاش مناسب باشد.[2] این تعبیر ارزیابی یک دانشنامه است و نه حکم قطعی؛ اهمیت جامی در این تصویر در جایگاه او بهعنوان جامع سنت ادبی و عرفانی پیش از خود است.
بُعد دیگر زمینهٔ ادبی او، پیوندش با طریقت نقشبندیه است. ایرانیکا در مدخل تصوف جامی (نوشتهٔ حمید الگار، بنا بر گزیدهٔ بازیابیشده) او را پیش از هر چیز صوفی میداند و از قول شاگردش عبدالغفور لاری نقل میکند که جامی دانش و شاعری را پردهای بر احوال درونی خود میدانست، چون نقشبندیه پنهانداشتن جذبهٔ باطنی را میطلبید. همین مدخل میگوید جامی با اصل «خلوت در انجمن» سازگار بود و بهزودی به فعالیت اجتماعی، فکری و سیاسی در هرات و فراتر از آن بازگشت.[3] ایرانیکا همچنین میگوید او مضامین اصلی آموزهٔ نقشبندی را با مفاهیم ابنعربی درآمیخت.[3]
سبک و زبان
منابع بازیابیشده دربارهٔ سبکشناسی دقیق جامی (وزنها، بسامد واژگان، ساختار تصویر) تفصیلی نداشتند و این بخش ناچار به همان مقدار محدود است.
مثنوی و تنوع وزن. «هفت اورنگ» از هفت مثنوی بلند فراهم آمده است.[1][7] ایرانیکا دربارهٔ «سبحةالابرار» میگوید از وزنی بهره میبرد که پیش از آن در مثنوی فارسی سابقه نداشت،[7] نکتهای که نشان میدهد جامی در چارچوب سنت، به آزمودن امکانهای وزنی هم دست میزد.
آموزه و رمز. بریتانیکا دربارهٔ «یوسف و زلیخا» مینویسد معانی تمثیلی داستان را خود شاعر آشکار میکند.[10] نیز مثنویهای جامی، بنا بر ایرانیکا، محل بیان آموزههای نقشبندی و ابنعربیاند؛ جامی رسالهای دربارهٔ «وحدت وجود» («رساله فیالوجود») و شرحی بر رباعیات خود دارد که از مکتب ابنعربی و پیروان نقشبندی او بهره میگیرد.[3]
نظم و نثر آمیخته. در «بهارستان» جامی نثر ساده، نثر مسجع و نظم را کنار هم میآورد.[5] نثر او در آثار صوفیانه، بنا بر بریتانیکا، از تفسیر قرآن تا رسالههای تصوف و موسیقی گسترده است.[11]
ارزیابی منتقدان. ایرانیکا در مدخل «بهارستان» جامی را شاعر و نویسندهای مستعد و همهفنحریف، اما تا اندازهای بازپردازنده مضمونهای کهن میخواند.[5] این داوری به همان ارزیابی کلی «نوکلاسیک» میخورد که پیشتر آمد.[2]
آثار
آثار جامی را در این پیشنویس بهتفکیک گونه مرور میکنیم. فهرست کامل آثار او در گزیدههای بازیابیشده نبود و ادعای جامعیت نمیشود. کتابخانهٔ کنگره در فهرست عنوانهای مرتبط با نام او، افزون بر مواردی که در ادامه میآید، عنوانهایی چون «رسالهٔ موسیقی» (ترجمهٔ روسی)، «فوائد ضیائیه»، «مناقب شیخالاسلام عبدالله انصاری»، «رباعیات» (گزینه) و «الدرة الفاخرة» (ترجمهٔ ایتالیایی) را نشان داد؛ این فهرست نتایج جستوجو فقط حضور این عنوانها را در کاتالوگ میرساند و دربارهٔ محتوا و تاریخ آنها چیزی نمیگوید.[15]
هفت اورنگ
«هفت اورنگ» (در ترجمهٔ بریتانیکا: «هفت تخت» یا «دب اکبر») مجموعهای از هفت مثنوی بلند است.[10] بر پایهٔ شمارش پژوهشی که در نتایج جستوجو آمده، این هفت: «سلسلةالذهب»، «سلامان و ابسال»، «تحفةالاحرار»، «سبحةالابرار»، «یوسف و زلیخا»، «لیلی و مجنون» و «خردنامهٔ اسکندری» است.[1][7][10][12] ایرانیکا یادآور میشود که شش مثنوی دیگر، جز «سلسلةالذهب»، در یک دورهٔ خلاقیت فشرده در حدود پنج سال و اندی تمام شد.[1]
- سلسلةالذهب («زنجیرهٔ زر»)، بلندترین مثنوی این مجموعه است و بیش از بقیه طول کشید.[1] ایرانیکا آغاز دفتر اول را پس از دیدار با خواجه احرار میداند؛ دفتر دوم بیش از یک دهه بعد، در ۱۴۸۵، و دفتر سوم یک سال پس از آن سروده شد و به سلطان بایزید دوم عثمانی تقدیم شد.[1]
- سلامان و ابسال به سلطان یعقوب آققویونلو تقدیم شد. تاریخ سرایش آن معمولاً ۱۴۸۰ ذکر میشود، اما مایل هروی (بنا بر ایرانیکا) تاریخی تا ۱۴۸۴ را پیشنهاد میکند.[1][7] بریتانیکا این منظومه را از منابع یونانی میداند.[11]
- تحفةالاحرار پاسخی به «مخزنالاسرار» نظامی است و به احرار تقدیم شده است. ایرانیکا میگوید جامی احرار را بهسبب مهارت در بیان روان اصول نقشبندی ستود.[1] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هم تقدیم آن را به عبیدالله احرار تأیید میکند.[12]
- سبحةالابرار را ایرانیکا مرکز و محور «هفت اورنگ» میخواند؛ وزن آن در سنت مثنوی بیسابقه است.[7]
- یوسف و زلیخا را ایرانیکا مشهورترین مثنوی جامی مینامد و میگوید جامی در ۱۴۸۳ بار دیگر به روایتی پیوسته روی آورد.[1] بریتانیکا داستان را برگرفته از سورهٔ ۱۲ قرآن میداند.[11]
- لیلی و مجنون ششمین دفتر است و بنا بر ایرانیکا در ۱۴۸۴ به پایان رسید.[1]
- خردنامهٔ اسکندری در ایرانیکا تمرینی شعری موفق در گونهٔ اندرز شاهان وصف شده و بعد از تکمیل دفترهای «سلسلةالذهب» نوشته شده است.[1]
این مجموعه در نگارگری هم جایگاه ویژهای داشت: ایرانیکا مینویسد «هفت اورنگ» از میان آثار جامی بیشترین کاربرد را برای تصویرگری داشته و دستکم دویست نسخه از آن در مجموعههای جهان موجود است. همین مدخل نسخهٔ گالری فریر را با بیستوهشت نگاره که میان ۱۵۵۶ و ۱۵۶۵ کشیده شده، نمونه میآورد.[4]
دیوانها
ایرانیکا گزارش میکند که جامی نخستین نسخهٔ دیوان خود را (بیعنوان) در ۱۴۶۳ برای سلطان ابوسعید فراهم آورد و صورت نهاییای در ۱۴۷۹ با مقدمهای تازه به سلطان حسین بایقرا تقدیم شد.[1] در تحریر پایانی که به درخواست علیشیر نوایی در ۱۴۹۱ آماده شد، دیوان سه بخش با عنوانهای جداگانه دارد: «فاتحةالشباب»، «واسطةالعقد» و «خاتمةالحیاة».[1] ایرانیکا هشدار میدهد عنوانها گمراهکنندهاند: «فاتحةالشباب» غزلهای جامی از آغاز شاعری تا حدود میانهٔ دههٔ شصت عمر او را در بر دارد و از دو بخش دیگر روی هم بلندتر است. دیوان دوم ظاهراً حدود ۱۴۸۹ و سوم یکی دو سال بعد گردآوری شد؛ سوم غزل، قطعه، چند قصیده و ترکیببندی در سوگ خواجه احرار را شامل است.[1] ایرانیکا از «دیوان کامل» به تصحیح هاشم رضی (تهران، ۱۹۶۲) و چاپ مسکو (۱۹۷۸ و ۱۹۸۰) نام میبرد که بعدها در تهران (۱۹۹۹) در دو جلد بازنگری و منتشر شد.[1]
بهارستان
«بهارستان» بنا بر ایرانیکا اثری حکایی و اخلاقی از ادبپژوهی، آمیخته از نثر (ساده و مسجع) و نظم است که صریحاً به تقلید از «گلستان» سعدی نوشته شده است.[5] ایرانیکا سال ۸۹۲ قمری (۱۴۸۷) را برای تألیف نام میبرد و آن را راهنمایی برای تربیت پسر جامی میداند.[1][5] ساختار آن در هشت «روضه» است، همان شمار بابهای «گلستان»، اما محتوا و شیوهٔ پرداخت اغلب تفاوت زیادی با آن دارد؛ موضوعها شامل صوفیان، سیاستورزی، عشق، شوخی، شعر و حکایتهای حیوانات است.[5] ایرانیکا این اثر را زیرکانه، ولی نه بهترین کار جامی میشمارد و در عین حال برای آن جایگاهی ویژه در ادبیات فارسی قائل است.[5] از ویرایشها و ترجمهها، همین مدخل چاپ شلشتا-وسرد (وین، ۱۸۴۶)، ترجمهٔ انگلیسی ویلسون (۱۸۸۳)، ترجمهٔ فرانسوی ماسه (۱۹۲۵) و چاپ افصحزاد (تهران، ۲۰۰۰) را نام میبرد، و یک نسخهٔ مصور مغولی لاهور (۱۵۹۵) را مهم میشمارد.[5] فهرست کتابخانهٔ کنگره هم ترجمههای تاجیکی و ترکمنی «بهارستان» را در شمار عنوانهای مرتبط نشان میدهد.[15]
آثار صوفیانهٔ منثور
لوایح. بریتانیکا آن را رسالهٔ عرفانی شناختهشدهٔ جامی میداند که با عنوان «Flashes of Light» ترجمه شده و آموزهٔ «وحدت وجود» را شرح میدهد.[9][11] ایرانیکا از تقدیم «لوایح» به شاه منوچهر، فرمانروای همدان، در سفر ۱۴۷۲ یاد میکند (برای ابهام در این مورد نک. بخش اختلاف منابع).[1]
نفحاتالانس. بنا بر ایرانیکا، «نفحاتالانس من حضرات القدس» مجموعهٔ بزرگی از زندگینامههای صوفیان است که جامی پس از بازگشت از حج نوشت؛ در آن گروههایی از شرح حالها دربارهٔ طریقتهای اصلی سنی ناحیهٔ هرات و نیز چهرههایی مثل مولوی و ابنعربی گرد آمده است.[1][3] مقالهٔ بریل (Oriente Moderno) که «نفحات» را با «تذکرةالاولیا»ی عطار مقایسه میکند، میگوید جامی کاملنگاری را برگزید و شمار زیادی شرح حال گرد آورد، بهویژه از شیوخ نقشبندی.[14] بریتانیکا آن را از مجموعههای سرگذشت صوفیه میشمارد که کل سنت تصوف را در بر میگیرد.[11]
آثار دیگر. بریتانیکا گستردگی نثر جامی را از تفسیر قرآن تا رسالههای تصوف و موسیقی میداند.[11]
جایگاه و تأثیر
بریتانیکا جامی را «واپسین شاعر بزرگ عارف ایران» میخواند،[9] و مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در گزارشی خبری به نقل از ادوارد براون عنوان «آخرین شاعر پارسیگوی بزرگ جهان» را برای او آورده است.[13] هر دو ارزیابیاند و نه واقعیت تاریخی مسلم؛ ایرانیکا برعکس بر وجه جامع و محافظهکارانهٔ کار او تأکید دارد.[2]
در عرصهٔ هنر، رواج نسخههای مصور «هفت اورنگ» در جهان نشان میدهد که این اثر دیرزمانی بعد از او نیز خوانده و تصویر میشد.[4] برای «بهارستان» نیز ایرانیکا یک نسخهٔ مصور مهم (۱۵۹۵، کارگاه سلطنتی لاهور) را نام میبرد.[5] مدخل دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هم جامی را «خاتمالشعرای پارسیگوی سدهٔ نهم» مینامد.[12]
بر کنار از نقش ادبی، جامی در سنت نقشبندی چهرهای کلیدی است. ایرانیکا مینویسد او بسیاری از آثار منثور خود را با توجه به آموزش و عمل تصوف نوشت، که با پیوند دیرینه و جایگاه بلندش در این طریقت سازگار است.[3][11] از سوی دیگر، ایرانیکا پیوند نقشبندیه با خاندان تیموری را در شکلدادن به بقیهٔ زندگی او تعیینکننده میداند.[1]
کتابخانهٔ کنگره نام او را با صورت «Jāmī, 1414-1492» در فهرست نامهای معتبر خود دارد و رکوردهای مرتبط با ترجمههای آثارش به زبانهای گوناگون (از جمله فرانسوی-فارسی «نفحاتالانس»، آلمانی، ایتالیایی، تاجیکی و ترکمنی) در آن دیده میشود.[15]
اختلاف منابع و نکات نامطمئن
سال مرگ. ایرانیکا و بریتانیکا مرگ جامی را ۹ نوامبر ۱۴۹۲ مینویسند؛[1][9] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دوره را ۸۱۷ تا ۸۹۸ قمری و «۱۴۱۴ تا ۱۴۹۳ میلادی» ثبت کرده است.[12] این اختلاف عمدتاً به تبدیل تقویم قمری به میلادی برمیگردد؛ در این متن تاریخ ایرانیکا و بریتانیکا ملاک است.
تاریخ تولد. ایرانیکا ۷ نوامبر ۱۴۱۴ و دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ۲۳ شعبان ۸۱۷ قمری را گزارش میکنند؛[1][12] تبدیل این دو به یکدیگر در این پیشنویس بازبینی نشده است. ویکیداده دو مقدار برای تولد دارد: ۷ نوامبر ۱۴۱۴ (با ارجاع به بریتانیکا) و صرفاً سال ۱۴۱۴؛ مقدار دقیقتر با منابع بالا هماهنگ است.[16]
روایت خواب و کاشغری. در گزیدهٔ مدخل «زندگی و آثار»، شیخ در خواب به جامی گفت درس را رها کند و به هرات بازگردد؛[1] در مدخل «جامی و تصوف» تأکید بر دستور برگزیدن خدا بهعنوان معشوق است و میگوید جامی شتابان به هرات بازگشت.[3] یکی از گزیدههای جستوجو محل خواب را سمرقند نوشت، اما چون متن کامل را ندیدم، آن را قطعی نمیشمارم. این دو روایت لزوماً ناسازگار نیستند و ممکن است بخشهای مختلف یک گزارش باشند.
زمان سرایش «سلامان و ابسال». معمولاً ۱۴۸۰، ولی مایل هروی تا ۱۴۸۴ را پیشنهاد میکند.[1][7]
تاریخ و مخاطب «لوایح». گزیدههای جستوجو دربارهٔ تقدیمنامهٔ «لوایح» ناهمخوان بودند: یک گزیده تقدیم آن به شاه منوچهر، فرمانروای همدان، در سفر ۱۴۷۲ را از ایرانیکا آورد،[1] و گزیدهای دیگر آن را به سالهای ۱۴۶۵ تا ۱۴۶۶ و به جهانشاه قراقویونلو نسبت داد. چون متن کامل را ندیدم، بر دومی تکیه نکردم و حتی دربارهٔ اولی هم باید پیش از انتشار تطبیق با متن کامل انجام شود.
رابطهٔ جامی و احرار. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی میگوید جامی به احرار ارادت ورزید،[12] ولی ایرانیکا یادآور میشود این رابطه از نوع رودررو و معمول مرید و مراد نبود.[3] بنابراین واژهٔ «مرید» دربارهٔ احرار باید با احتیاط به کار رود.
داوریهای ارزشی. عباراتی مانند «آخرین شاعر بزرگ» (بریتانیکا، براون) و «نوکلاسیک» (ایرانیکا) نظر منبع مشخصاند.[2][9][13]
آنچه حذف شد. نام فرزند جامی و جزئیات خانوادگی، که یکی از منابع غیرمعتبر آورده بود، تأیید نشد و حذف شد. تفسیر رمزی «سلامان و ابسال» به نقل از گزارشی خبری و گزیدهٔ جستوجو هم چون از متن اصلی تأیید نشد، حذف شد.
از کجا بخوانیم
پیشنهادهای زیر بر اساس گونه و اثرند و به محبوبیت اشارهای ندارند.
- مثنوی عاشقانه و قرآنی: «یوسف و زلیخا» که ایرانیکا آن را مشهورترین مثنوی جامی مینامد و بریتانیکا آن را برگرفته از سورهٔ ۱۲ قرآن میداند، مدخل مناسبی برای آشنایی با روایت منظوم اوست.[1][11] «لیلی و مجنون» را میتوان در کنار آن و برای مقایسه با روایت نظامی خواند.[1][10]
- مثنوی تمثیلی: «سلامان و ابسال» با خاستگاه یونانی و تقدیم به یعقوب آققویونلو.[7][11]
- مثنوی اخلاقی-عرفانی: «تحفةالاحرار» و «سبحةالابرار» برای دیدن آموزههای نقشبندی و اخلاق در قالب مثنوی؛ «سلسلةالذهب» برای کسانی که به مثنوی بلند صبر دارند.[1][7]
- اندرز شاهان: «خردنامهٔ اسکندری» در گونهٔ آیین کشورداری.[1]
- نثر و نظم آمیخته: «بهارستان» برای مقایسه با «گلستان» سعدی؛ یادآوری که ایرانیکا آن را الگوبرداری با تفاوتهای فراوان میداند.[5]
- غزل و قصیده: دیوانها، با شروع از «فاتحةالشباب» و توجه به چاپهای انتقادی (هاشم رضی؛ تهران ۱۹۹۹).[1]
- تصوف: «لوایح» برای وحدت وجود و «نفحاتالانس» برای تذکرهٔ بزرگ صوفیان؛ مقالهٔ بریل مقایسهای با «تذکرةالاولیا» ارائه میدهد.[11][14]
پرسشهای رایج دربارهٔ جامی
جامی کی و کجا به دنیا آمد؟
بر پایهٔ ایرانیکا، در ۷ نوامبر ۱۴۱۴ میلادی در خرجرد جام.[1] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی زادروز را ۲۳ شعبان ۸۱۷ قمری مینویسد.[12]
چرا او را «جامی» مینامند؟
ایرانیکا تخلص او را برگرفته از روستای نزدیک «جام» میداند،[2] و دائرةالمعارف بزرگ اسلامی این نام را به زادگاه و ارادت او به احمد جام نیز مرتبط میداند.[12]
«هفت اورنگ» چیست؟
مجموعهٔ هفت مثنوی بلند جامی است که بریتانیکا آن را «هفت تخت» یا «دب اکبر» ترجمه میکند و الگوگرفته از آثار نظامی میداند.[10] «سلسلةالذهب»، «سلامان و ابسال»، «تحفةالاحرار»، «سبحةالابرار»، «یوسف و زلیخا»، «لیلی و مجنون» و «خردنامهٔ اسکندری» اجزای آناند.[1][7][12]
جامی دیوان هم دارد؟
بله؛ بنا بر ایرانیکا، دیوان او در تحریر پایانی سه بخش دارد: «فاتحةالشباب»، «واسطةالعقد» و «خاتمةالحیاة».[1]
«بهارستان» چه کتابی است؟
اثری آمیخته از نثر و نظم و حکایت و پند در هشت «روضه» که به تقلید از «گلستان» سعدی در ۱۴۸۷ نوشته شد.[5]
جامی با طریقت نقشبندیه چه نسبتی داشت؟
بنا بر ایرانیکا، به راهنمایی سعدالدین کاشغری به این راه آمد و بعدها به خواجه احرار ارادت ورزید، هرچند ایرانیکا نوع رابطه با احرار را رودررو و معمول نمیداند.[1][3][12]
جامی کجا به خاک سپرده شد؟
بر پایهٔ ایرانیکا، در هرات و در کنار آرامگاه کاشغری.[1]
منابع
- Encyclopaedia Iranica، «JĀMI i. Life and Works»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «JĀMI (مدخل اصلی)»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica (به نقل از گزیدهٔ نتایج، نوشتهٔ Hamid Algar)، «JĀMI ii. And Sufism»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «JĀMI iii. And Persian Art»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «BAHĀRESTĀN»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «KĀŠḠARI, SAʿD-AL-DIN»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «HAFT OWRANG»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Iranica، «COURTS AND COURTIERS v. Under the Timurid and Turkman dynasties»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Britannica، «Jāmī»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Britannica، «Haft Awrang»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Encyclopaedia Britannica، «Persian literature (بخش Classical prose و مقالات مرتبط)»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، «جامی، نورالدین»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (گزارش خبری)، «ادوارد براون: جامی آخرین شاعر پارسیگوی بزرگ جهان است»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Oriente Moderno 96(2), 2016، «ʿAṭṭār’s Taḏkirat al-awliyāʾ and Jāmī’s Nafaḥāt al-uns»، Brill پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Library of Congress، «Jāmī, 1414-1492 (Library of Congress Name Authority n79068673)»، Library of Congress Linked Data Service پیوند — دسترسی: metadata only
- Wikidata contributors، «Jami (Q312458)»، Wikimedia Foundation پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
بازگشت به صفحهٔ جامی و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوانسرا · گزارش خطا
