غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

پرتو شمع رخت عکس بر افلاک انداخت

قرص خورشید شد و سایه بر این خاک انداخت

۱

برقی از شعشعه طلعت رخشان تو جست

شعله در خرمن مشتی خس و خاشاک انداخت

۲

خوش بران رخش که عشقت فلک سرکش را

طوق در گردن ازان حلقه فتراک انداخت

۳

ذوق مستان صبوحی زده بزم تو دید

صبح در اطلس فیروزه خود چاک انداخت

۴

می خرامیدی و ارواح قدس می گفتند

ای خوش آن پاک که سر در ره این پاک انداخت

۵

طوطی ناطقه را سر خط و عارض تو

زنگ تشویر در آیینه ادراک انداخت

۶

جامی اهلیت اندیشه عشق تو نداشت

همتش رخت درین موج خطرناک انداخت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: انداختقافیه: ـاک۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. انداختانداخت
  2. جستانداخت
  3. راانداخت
  4. دیدانداخت
  5. گفتندانداخت
  6. توانداخت
  7. نداشتانداخت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.