غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

داری به جان من کمین ای من کمین هندوی تو

خوی تو گر هست این چنین صد جان فدای خوی تو

۱

گه بر در بتخانه ام گه در حریم خانقه

القصه گردم در به در دایم به جست و جوی تو

۲

بادا ز زخم ناوکت در سینه صد روزن مرا

باشد که افتد پرتوی از آفتاب روی تو

۳

روز و جفای چاوشان شبها و بیم پاسبان

یارب من آزرده جان کی راه یابم سوی تو

۴

یکباره دل برداشتم از قیل و قال مدرسه

زین پس به کنج میکده ماییم و گفت و گوی تو

۵

تا کی چو زاهد بی جهت آریم سوی قبله رو

محراب طاعت بس بود ما را خم ابروی تو

۶

جامی کی از خاک درت محروم ماندی این چنین

گر آبرویی داشتی پیش سگان کوی تو

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: توقافیه: ـوی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. خانقهتو
  3. مراتو
  4. پاسبانتو
  5. مدرسهتو
  6. روتو
  7. چنینتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.