بخش

قطعات جامی

این بخش از «فاتحة الشباب» جامی است و ۴۴ مورد منتشرشده دارد (قطعه ۴۴).

مورد منتشرشده
۴۴
صفحه
۳

اشعار (۴۴ مورد · نمایش ۱۷ تا ۳۲)

  1. ۱۷شمارهٔ ۱۷ساغری می گفت دزدان معانی برده اندهر کجا در شعر من یک معنی خوش دیده اندخواندن قطعه ‹
  2. ۱۸شمارهٔ ۱۸جاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کندخواندن قطعه ‹
  3. ۱۹شمارهٔ ۱۹ای خواجه عقل بین که بزرگان شهر مابر خویشتن فضای جهان تنگ می کنندخواندن قطعه ‹
  4. ۲۰شمارهٔ ۲۰مشو با کم از خود مصاحب که عاقلهمه صحبت بهتر از خود گزیندخواندن قطعه ‹
  5. ۲۱شمارهٔ ۲۱معنی جمعیت ار خواهی دلا لازم شمارسلک صحبت را که جمعیت به جمع اولی بودخواندن قطعه ‹
  6. ۲۲شمارهٔ ۲۲هر که ناکس بود در اصل و سرشتبه تقالیب دهر کس نشودخواندن قطعه ‹
  7. ۲۳شمارهٔ ۲۳دلا منشین درین ویرانه چون چغدسوی مرغان قدسی آشیان پرخواندن قطعه ‹
  8. ۲۴شمارهٔ ۲۴جامی از قید تعلق چون رهیدی بعد ازینبا مسیحا باش در ملک تجرد هم نفسخواندن قطعه ‹
  9. ۲۵شمارهٔ ۲۵هیچ سودی نکند تربیت ناقابلگرچه برتر نهی از خلق جهان مقدارشخواندن قطعه ‹
  10. ۲۶شمارهٔ ۲۶عشوه شاهد دنیا طمع انگیز بودجامی آن به که ازین می نشوی مست طمعخواندن قطعه ‹
  11. ۲۷شمارهٔ ۲۷من که از دولت قناعت رستگردن همتم ز غل طمعخواندن قطعه ‹
  12. ۲۸شمارهٔ ۲۸بسا اخ کز اخوت چون زند دمدمش باشد چراغ عیش را پفخواندن قطعه ‹
  13. ۲۹شمارهٔ ۲۹بهشتی پیکری کز غایت لطفسپاه نیکوان را بود سر خیلخواندن قطعه ‹
  14. ۳۰شمارهٔ ۳۰چنان ز خلق ملولم که تا به چشم نیایدمرا خیال کسی روز و شب ز خواب گریزمخواندن قطعه ‹
  15. ۳۱شمارهٔ ۳۱ایا نور دیده که بینم تو راشده نقد راحت کم از درد چشمخواندن قطعه ‹
  16. ۳۲شمارهٔ ۳۲پست است قدر سفله اگر خود کلاه جاهبر اوج سلطنت زند از گردش زمانخواندن قطعه ‹