غزلیاتشمارهٔ ۵۱ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریما را به غم تو هیچ کم نیستتا هست غم تو هیچ غم نیست۱خالی ز دل شکسته حالیدر زلف تو هیچ پیچ و خم نیست۲خشک است رخت ز اشک رحمتدر چشمه آفتاب نم نیست۳صد پاره دلم درم درم شدجز داغ تو نقش هر درم نیست۴بر ما به غرض چه می کشی خطبر لوح ارادت این رقم نیست۵قدر تو ز عاشقان بلند استشه را حشمت جز از حشم نیست۶جامی ز وجود خویش بگذرجایی چو نشیمن عدم نیست۷