رخت خطی به مشک تر نوشته ست
براتی بر گل از عنبر نوشته ست
۱خطا گفتم نه خط است آنکه دوران
به خون عاشقان محضر نوشته ست
۲فریب عقل را نوشین لب تو
فسون سحر بر شکر نوشته ست
۳نوشته گرچه خوش زین پیش یاقوت
پس از وی لعل تو خوشتر نوشته ست
۴بود کاف کرامت هر شکافی
که از تیغت سران را سر نوشته ست
۵دلم شرح غمت از دوده آه
بر این زنگارگون منظر نوشته ست
۶تو خرم زی چه غم زانت که جامی
بساط شادمانی در نوشته ست
۷