قطعاتشمارهٔ ۳۱ جامیشاعرجامیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریپیری دیدم خمیده قامتدنبال جنازه جوانی۱با او به زبان حال می گفتگریان گریان به هر زبانی۲رفتی تو چو تیر و من بماندمدر قبضه دهر چون کمانی۳