غزلیات

شمارهٔ ۴۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا

اگر جانم رود گو رو بقای جان او بادا

۱

اگر فرمان دهد خطش به خونریز وفاداران

چو خامه جمله را سربر خط فرمان او بادا

۲

چو شب بر آستانش سر نهم ذوق غلامی را

به گردن طوقم از دم سگ دربان او بادا

۳

به دامانش نشاید کرد کار خون فشان چشمم

به جاروب مژه فراشی میدان او بادا

۴

چو از باد خزان باغ و بهار از هم فروریزد

بهار باغ عمرم غنچه خندان او بادا

۵

همی رفت از لطافت خوی فشان واندر دعا خلقی

که کشت ناامیدان خرم از باران او بادا

۶

بجز وصف جمالش نگذرد بر خاطر جامی

تماشاگاه جان عاشقان دیوان او بادا

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: او باداقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«او بادا» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بادابادا
  2. وفادارانبادا
  3. رابادا
  4. چشممبادا
  5. فروریزدبادا
  6. خلقیبادا
  7. جامیبادا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.