بخش
اشعار پراکنده جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۲۲ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۲۲
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱غره دولت بود در صورت تیغت عیانگفتم اینک یک دو حرف از دولت آخر زمانخواندن شعر ‹
- ۲شمارهٔ ۲دل ز لعلش چو قوت بیحد یافتدر یکی لحظه رو به مقصد تافتخواندن شعر ‹
- ۳شمارهٔ ۳چو عفوت بیحد افتادهست دریاهاست پنداریکه پیدا نیست قعرش پیش جامی جز به دشواریخواندن شعر ‹
- ۴شمارهٔ ۴یارم چو شود به طوف بستان مایلگل دل بکند ز برگ خود خوار و خجلخواندن شعر ‹
- ۵شمارهٔ ۵زیور خود به مسیح ار دهد آن شوخ ملیحمهر و مه بوسه زند بر لب و دندان مسیحخواندن شعر ‹
- ۶شمارهٔ ۶چو در ساغر ببیند درد بادهشود تایب ز تاج توبه سادهخواندن شعر ‹
- ۷شمارهٔ ۷دی مرغک خامه بهر نامتبر صفحه نامه شد رقم کوشخواندن شعر ‹
- ۸شمارهٔ ۸بر دل از رنج طمع بار منهطلب بی طمعی آخر بهخواندن شعر ‹
- ۹شمارهٔ ۹هرگه که رسد به فارسی سوق سخنرکنی دو ز شرع را به آن ترجمه کنخواندن شعر ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشانشد مرا مربوط با هر موی او رگهای جانخواندن شعر ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱شد نهان زابروی تو مه چو هلال اول شببه دعا طالب مه گو بگشا گوشه لبخواندن شعر ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲ابروی تو به صورت ظاهر چو بنگرمماه بلند مرتبه را یاد ناورمخواندن شعر ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳از روی تو بر مصحف چون نور فتد ماهااز طره مشکینت خوانیم دراو طاهاخواندن شعر ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴سمنبر انجمن بین که نی سمن نه چمنبه روزگار تو دارد نشان ز هستی منخواندن شعر ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵در زلف تو از راست سوی چپ کششی نیستآری طرف راست گرفتن ز چپ اولی ستخواندن شعر ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶ای آمده سوی بیدلان دیر به دیروز سنگدلی به خونشان گشته دلیرخواندن شعر ‹
