زندگی‌نامه و جایگاه ادبی خاقانی

افضل‌الدین بدیل بن علی بن عثمان خاقانی شروانی · Khaqani Shirvani

خاقانی شروانی، شاعر و نثرنویس قرن ششم هجری، در شروان زاده شد و بنا بر ایرانیکا میان ۵۸۲ و ۵۹۵ قمری در تبریز درگذشت. او در دربار شروانشاهان، منوچهر و اخستان، قصیده می‌سرود، به حج رفت، به‌گزارش منابع دست‌کم یک‌بار زندانی شد و مثنوی «تحفةالعراقین» (نام نخست: ختم‌الغرائب) و قصیدهٔ «ایوان مدائن» را پدید آورد.[^s1][^s2][^s7][^s8]

نویسنده و بازبین
تیم تحریریه دیوان‌سرا
تاریخ تدوین
تاریخ بازبینی
انتشار
نسخهٔ محتوا
۱

خلاصه

افضل‌الدین بدیل بن علی بن عثمان، متخلص به خاقانی و معروف به خاقانی شروانی، از شاعران بزرگ قصیده‌سرای قرن ششم هجری است. بر پایهٔ ایرانیکا در شروان زاده شد و در تبریز درگذشت؛ ایرانیکا زادروز او را حدود ۵۲۱ قمری (۱۱۲۷ میلادی) و سال مرگش را میان ۵۸۲ تا ۵۹۵ قمری برآورد می‌کند.[1] منابع دیگر تاریخ‌های متفاوتی می‌دهند (نک. بخش اختلاف منابع).

او بیشتر عمر را در دربار شروانشاهان گذراند و برای منوچهر و پسرش اخستان قصیده سرود.[2] دو سفر حج، رابطهٔ پرتنش با دربار و حبس‌هایی که در شعرش بازتاب یافته، از رویدادهای شناخته‌شدهٔ زندگی اوست.[2][7] اثر روایی او «تحفةالعراقین» است که در منابع بر سفر حجش دلالت دارد و نام نخستش «ختم‌الغرائب» بوده است.[1][4][7] قصیدهٔ «ایوان مدائن» او نیز از معروف‌ترین سروده‌هایش دربارهٔ ویرانه‌های تیسفون/مدائن است.[9][10]

این صفحه پیش‌نویس تحقیقی است و هنوز بازبینی انسانی نشده است؛ آنچه در ادامه می‌آید تنها به منابع فهرست‌شده تکیه دارد.

زندگی

نام و تخلص. ایرانیکا نام کامل او را افضل‌الدین بدیل بن علی بن عثمان ثبت می‌کند.[1] بریتانیکا می‌گوید او در جوانی غزل‌هایی با تخلص «حقایقی» («جوینده حقیقت») می‌سرود و پس از راه‌یافتن به دربار منوچهر، فرمانروای شروان که لقب «خاقان» داشت، تخلص خاقانی را از او گرفت.[7] ایرانیکا نیز می‌نویسد شروانشاهان لقب خاقان داشتند و تخلص خاقانی از همین لقب گرفته شده است.[2]

خانواده. به نوشتهٔ ایرانیکا پدرش مسلمان و مادرش در اصل مسیحی نسطوری بود که به اسلام گرویده بود.[2] گولد نیز همین را می‌آورد (مادر نسطوری که مسلمان شده بود) و آن را در تفسیر درونمایه‌های مسیحی شعر او به کار می‌برد.[8] ایرانیکا هشدار می‌دهد که تنها منبع اطمینان‌بخش دربارهٔ زندگی او خود آثار اوست و روایت‌های تذکره‌ای بعدی را، مگر با تأیید دیوان یا مثنوی، نمی‌توان پذیرفت.[2] در این متن نیز همین قاعده رعایت شده است.

عمو و آموزش. بریتانیکا می‌گوید خاقانی را عمویش پرورد.[7] ایرانیکا با استناد به بخشی طولانی از «تحفةالعراقین» (ص ۲۱۷–۲۲۱ در چاپ مورد استناد) می‌نویسد که آموزش ادبی و علمی نخستین او نزد عمویش کافی‌الدین عمر، پزشک، بود که هنگامی درگذشت که خاقانی حدود بیست‌وپنج سال قمری داشت.[2]

استاد و ابوالعلاء گنجوی. در روایت‌های سنتی ابوالعلاء گنجوی استاد و پدرزن خاقانی است. ایرانیکا در مدخل ابوالعلاء می‌گوید او شاعر دربار منوچهر شروانشاه بود و در معرفی خاقانی جوان به پادشاه نقش داشت؛ ولی آن مدخل هشدار می‌دهد که داستان‌های سنتیِ استادی و دامادی را نمی‌توان معتبر دانست. به گزارش همان‌جا ابوالعلاء با شاگرد و دامادِ پیشینش درگیر شد، خاقانی را هجو کرد و خاقانی پاسخی بسیار تندتر داد و او را بی‌پایه به گرایش اسماعیلی متهم کرد.[5]

دربار شروان. بر پایهٔ ایرانیکا، خاقانی بیشتر عمرش را در دربار شروانشاهان در شماخی گذراند و بخش مهمی از مدایحش، به قالب قصیده یا قالب بندی، به منوچهر و پسرش اخستان تعلق دارد.[2] گولد زمان فرمانروایی منوچهر (سوم) را ۱۱۲۰ تا ۱۱۶۰ و اخستان را ۱۱۶۰ تا ۱۱۹۷ میلادی می‌نویسد.[8] (شمارهٔ ترتیبی منوچهر در گزیده‌های بازیابی‌شده یکدست نبود؛ در این متن فقط نام آورده می‌شود.)

حج. بریتانیکا سفر او به مکه را ۱۱۵۶–۱۱۵۷ میلادی می‌داند و مثنوی «تحفةالعراقین» را حاصل همین سفر می‌شمارد.[7] ایرانیکا در برشمردن نقاط عطف زندگی از نخستین حج در حدود ۱۱۵۶، مرگ منوچهر در ۱۱۶۰، مرگ همسر نخست و پسرش رشیدالدین در حدود ۱۱۷۵ و حجی دوم و سپس کناره‌گیری از دربار و اقامت در تبریز یاد می‌کند.[2] بریتانیکا نیز می‌گوید پس از مرگ پسر و همسر در ۱۱۷۵ حج دیگری گزارد و در تبریز ساکن شد.[7]

حبس. ایرانیکا رابطهٔ او با شروانشاهان را پرتنش می‌خواند و می‌گوید برخی سروده‌ها را می‌توان اشاره به حبس واقعی، شاید دو بار در عمر، دانست، هرچند برخی پژوهشگران بخشی از این اشاره‌ها را مجازی می‌شمارند؛ خاقانی خود را در زادگاه محبوس و ناتوان از زیارت می‌نامد.[2] گولد روایت دولتشاه سمرقندی را بازمی‌گوید: منوچهر به شاعر اجازهٔ سفر حج نداد؛ او بی‌اجازه رفت، در بیلقان گرفته شد و پس از بازگرداندن، به نوشتهٔ دولتشاه، پنج ماه در قلعهٔ شابران زندانی شد. گولد روایت را از دولتشاه و باکیخانف می‌آورد و خود آن را سند قطعی نمی‌شمارد.[8] در روایتی دیگر که گولد به گفتهٔ خود شاعر در «تحفةالعراقین» نسبت می‌دهد، پس از بازگشت از بغداد، اخستان انگشتری را که شاعر هدیه گرفته بود (و گفته می‌شد نامرئی می‌کند) طلب کرد، شاعر نداد و زندانی شد.[8]

درگذشت. ایرانیکا مرگ او را در تبریز و میان ۵۸۲ قمری (۱۱۸۶–۸۷) و ۵۹۵ قمری (۱۱۹۹) برآورد می‌کند.[1]

دوره و زمینهٔ ادبی

خاقانی در شروان، مرکز فرهنگی کم‌وبیش پیرامونیِ جهان فارسی‌زبان، زیست؛ سرزمینی که به گفتهٔ گولد در قرن ششم از مراکز ادب فارسی بود. گولد می‌نویسد نظامی گنجوی نیز از بخشش شروانشاهان بهره می‌برد و با خاقانی یک حامی مشترک داشت: اخستان.[8] ایرانیکا خاقانی را در کنار انوری و دیگران از استادان قصیدهٔ درباری آن سده می‌آورد و در مدخل ظهیر فاریابی، فاریابی را شاعری فاضل می‌خواند که همواره با خاقانی و انوری مقایسه می‌شود.[14]

زمینهٔ دیگر، ژانر «حبسیات» است. گولد حبسیات را ژانری کوچک‌حجم می‌داند که در قرن ششم از لاهور تا آذربایجان رواج یافت، مسعود سعد را نخستین حبسیه‌سرا می‌شمارد و خاقانی را از نمایندگان برجستهٔ آن در شروان.[8] بریتانیکا نیز خاقانی را در شمار سرایندگان معروف حبسیه می‌آورد.[7]

محیط مذهبی شروان آمیخته بود. گولد یادآور می‌شود در شروان مسیحیان ارتدکس آلبانیایی قفقاز، زردشتیان و نسطوریان می‌زیستند و شروانشاهان رسماً حنفی بودند، اما متن‌های شافعی نیز رواج داشت؛ از این رو نمی‌توان خاقانی را به‌سادگی به یک مذهب فقهی نسبت داد.[8]

سبک و زبان

ایرانیکا خاقانی را «شاعر عالِم» (poeta doctus) با تصویرپردازی بسیار غنی می‌نامد و تضاد میان سبک پرشور و شخصیت عمیقاً اندوهگینش را یادآور می‌شود.[1] بریتانیکا قصیده‌های او را در دربار شروان سرشار از شگردهای تشبیه و استعاره به شیوه‌ای بسیار شخصی می‌خواند.[7]

دشواری. بریتانیکا دشواری سبک او را به کاربرد گستردهٔ تصویرهای مسیحی، که میان شاعران فارسی کمیاب است، پیوند می‌دهد.[7] دشواری شعر او در ایران نیز موضوع پژوهش مستقل بوده است: عنوان کتاب میرجلال‌الدین کزازی، «گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی» (تهران، ۱۳۷۸/۱۹۹۹)، به همین نیاز شرح اشاره دارد.[13] گولد از «تفسیرهای فارسی» و نیز از سنت شرح بر قصیدهٔ ترسائیه یاد می‌کند.[8]

ارجاع‌های قرآنی، مسیحی و دانشی. گولد در بررسی «قصیدهٔ ترسائیه» نشان می‌دهد شاعر برای روایت زندگی مسیح به اشاره‌های دانشورانه بسنده می‌کند: سوزنی که مسیح با آن به آسمان رفت، درد زایمان مریم نزد درخت خرما (با ارجاع به قرآن ۱۹: ۲۳–۲۴)، شفای نابینایی ایلعازر و جملهٔ مسیح پیش از صعود که با انجیل یوحنا ۱۶: ۲۸ مقایسه می‌شود.[8] همان قصیده گردش ستارگان را به خط «ترسا» (یونانی) که از چپ به راست نوشته می‌شود تشبیه می‌کند، یعنی تصویری از آسمان‌شناسی با واژگان ادبی-مذهبی.[8] گولد همچنین نشان می‌دهد واژگان فقهیِ مربوط به «اهل ذمه» و «شروط عمریه» در همین قصیده به کار رفته است.[8] ایرانیکا در بخش زندگی، آموزش «ادبی و علمی» او نزد عمو را یادآور می‌شود که می‌تواند زمینهٔ دانش‌گرایی شعرش باشد؛[2] نمونه‌های دقیق ارجاع‌های پزشکی یا نجومی دیگر در منابع بازیابی‌شده برای این پیش‌نویس تأیید نشد.

ساختار. بنا بر ایرانیکا، بیش از یک‌چهارم قصیده‌های او با آرایهٔ تصریع جنبهٔ بندی دارد.[3]

آثار

دیوان. ایرانیکا شهرت او را بر قصیده‌هایش استوار می‌داند و در چاپ ضیاءالدین سجادی ۱۳۲ قصیده (ص ۱–۴۴۴) ثبت می‌کند، به‌علاوه ترجیع‌بندها (ص ۴۴۶–۵۴۶) و بخش جداگانه‌ای از قطعه‌ها و ریزه‌ها.[3] قصیدهٔ «مرآة‌الصفا» که در بسیاری از نسخه‌ها آغازگر دیوان است، به نوشتهٔ همان مدخل به‌منزلهٔ بیانیه‌ای دربارهٔ شاعر شمرده می‌شود.[3] بیش از بیست مرثیهٔ بلند هم از او مانده، که بعضی برای پسرش رشیدالدین است که به گفتهٔ ایرانیکا در جوانی بر اثر صرع درگذشت.[3] ایرانیکا مرگ همسر نخست و پسر را در حدود ۱۱۷۵ می‌گذارد.[2] هر دو دعوی (صرع و تاریخ ۱۱۷۵) از گزیدهٔ ایرانیکا گرفته شده و در بخش اختلاف منابع تکرار می‌شود.

مثنوی «تحفةالعراقین». به نوشتهٔ ایرانیکا، تنها مثنوی خاقانی بیش از سه‌هزار بیت دارد، بسیار پیچیده است و روایت نهایی آن به ۵۵۲ قمری (۱۱۵۷ م) تاریخ‌گذاری می‌شود.[3][4] نام نخست آن «ختم‌الغرائب» است و کهن‌ترین نسخه، نسخهٔ وین، همین نام را دارد؛ خاقانی خود در قصیده‌ای در ستایش اصفهان اثر را «ختم‌الغرائب» می‌خواند.[1][3] بریتانیکا آن را حاصل سفر حج و آمیزهٔ مدح، پند و تمثیل می‌شمارد.[7] گولد آن را سفرنامهٔ منظوم زندگی‌نامه‌ای می‌نامد که شاعر در آن شروان را به قفسی آهنین مانند می‌کند و خود را «طوطی معنی‌آفرین» می‌خواند.[8] اشارهٔ «دو عراق» در نام اثر به همین سفر وابسته است (بریتانیکا آن را «هدیهٔ دو عراق» ترجمه می‌کند).[7]

«ختم‌الغرائب» دوم. ایرانیکا یادآور می‌شود مثنوی کوتاهی نیز با همین نام، منسوب به خاقانی، به‌عنوان ضمیمهٔ نسخه‌ای از «تحفةالعراقین» (حدود پایان قرن ۱۸ یا ۱۹ م) یافت شده و سجادی آن را در مجلهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز (۱۳، ۱۹۶۵) منتشر کرده است.[4] اصالت آن در منابع بازیابی‌شده بررسی نشده بود، پس صرفاً «منسوب» است.

نامه‌ها و شعر عربی. ایرانیکا از مجموعهٔ منشآت (نامه‌ها) و چند شعر عربی نیز نام می‌برد.[1][3] گولد به مجموعهٔ شعر عربی ویراستهٔ کزازی اشاره می‌کند.[8]

قصیدهٔ ترسائیه. گولد آن را از جسورانه‌ترین سروده‌های حبسی خاقانی می‌داند که مینورسکی در بررسی خود (۱۹۴۵) مخاطبش را آندرونیکوس کومننوس می‌دانست؛ پژوهشگران دیگر مخاطب را مسیحی اما نه الزاماً او می‌دانند، و گولد گمان می‌کند خاقانی آن را احتمالاً در ۱۱۷۳ در شابران پرورده باشد.[8]

ایوان مدائن. این قصیده در گنجور با عنوان «هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری» آمده و با خطاب به دل آغاز می‌شود: «هان ای دل عبرت‌بین از دیده عبر کن هان / ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان».[10] گولد در مقاله‌ای دربارهٔ این قصیده آن را از منظر نظریهٔ ویرانه‌ها و «سبک دیرین» (در معنای ادوارد سعید) می‌خواند و نتیجه می‌گیرد خاقانی آن را برای نقد ستم فرمانروایان به کار برده است.[9] زمان سرایش در منابع مورد اختلاف است (نک. بخش اختلاف منابع).

جایگاه و تأثیر

پژوهش بیلارت دربارهٔ شعر او (لیدن، ۲۰۰۰) از مراجع نوین است و ایرانیکا نیز از آن یاد می‌کند.[3][12] مدخل ایرانیکا دربارهٔ فاریابی او را در کنار انوری یکی از دو نامی می‌داند که قصیده‌سرایان درباری با آن‌ها سنجیده می‌شوند.[14] دربارهٔ تأثیر بعدی، گولد یادآور می‌شود که کلیم کاشانی در سدهٔ هفدهم در حبسیه‌ای به «ترسائیه» اشاره کرده است.[8]

در پژوهش نوین، مینورسکی را بنیان‌گذار بررسی «ترسائیه» می‌دانند و گولد ترجمهٔ مقالهٔ او را به فارسی همراه با شرح زرین‌کوب نام می‌برد.[8] این اشاره‌ها نشان می‌دهد شعر او هم در پژوهش‌های ایرانی و هم غیرایرانی دنبال شده است؛ مقایسهٔ کمّی میان شهرت او و دیگران را منابع بازیابی‌شده تأیید نکردند.

اختلاف منابع و نکات نامطمئن

تولد و مرگ. ایرانیکا: تولد حدود ۵۲۱ قمری/۱۱۲۷ در شروان؛ مرگ میان ۵۸۲ و ۵۹۵ قمری/۱۱۹۹ در تبریز.[1] بریتانیکا: تولد حدود ۱۱۰۶ در شروان و مرگ حدود ۱۱۹۰ در تبریز.[7] گولد: ۱۱۲۱–۱۱۹۹.[8] ویکی‌داده: ۱۱۲۰ و ۱۱۲۱ برای تولد و ۱۱۹۹ برای مرگ، بدون مرجع دانشنامه‌ای مستقل؛ مراجع آن اشاره به ویکی‌پدیاست.[11] پایگاه گل‌ها بازه‌ای از ۱۱۲۶ تا ۱۱۹۹ می‌آورد و می‌گوید دولتشاه مرگ را ۱۱۸۶ نوشته است.[15] در این متن بازهٔ ایرانیکا مبنا گرفته شد و روشن است که سال دقیق هیچ‌کدام قطعی نیست. نیز در برخی منابع فارسی بازیابی‌نشده بازهٔ ۵۲۰–۵۹۵ قمری دیده می‌شود؛ چون مستقیم دیده نشد، به آن استناد نمی‌کنم.

استادی ابوالعلاء گنجوی. روایت سنتی او را استاد و پدرزن خاقانی می‌داند، اما ایرانیکا آن را معتبر نمی‌شمارد.[5] یک گزیدهٔ جست‌وجو از مدخلی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (ج ۲، ص ۳۴۶) حاکی از آن بود که فلکی شروانی و خاقانی هر دو نزد ابوالعلاء دانش می‌آموختند؛ این گزیده را مستقیم نخواندم و آن را نمی‌پذیرم.

زندانی شدن و محل آن. روایت دولتشاه (به نقل گولد) زندان شابران را به خاقانی نسبت می‌دهد و مدت آن را پنج ماه می‌نویسد.[8] ایرانیکا در مدخل فلکی شروانی می‌گوید فلکی بود که زمانی در قلعهٔ شابران زندانی شد و منوچهر او را بخشید؛[6] بنابراین انتساب شابران به خاقانی با گزارش ایرانیکا دربارهٔ فلکی همخوان نیست و بازتاب روایتی تذکره‌ای است. گولد هم می‌گوید روایت انگشتری تنها یک روایت از دلیل زندان است.[8] ایرانیکا زندان‌های او را «شاید دو بار» و گاه مجازی می‌داند.[2] نتیجه: تعداد، مدت و علت حبس‌ها تأیید قطعی ندارد.

زمان «ایوان مدائن». چکیدهٔ مقالهٔ گولد قصیده را «سبک دیرین» می‌نامد، یعنی کاری متعلق به دوران پختگی؛[9] پایگاه گل‌ها زمان آن را سفر بغداد در ۱۱۵۶–۵۷ می‌گذارد.[15] نتایج جست‌وجو دربارهٔ حج دوم (حدود ۱۱۷۴–۷۶) نیز اشاره‌هایی داشت اما به منبع معتبر دسترس‌پذیر بازنمی‌گشت. در نتیجه تاریخ سرایش و اینکه کدام سفر پشت آن است، تأیید نشد.

مرثیه‌ها و مرگ پسر. صرع و تاریخ حدود ۱۱۷۵ را فقط از گزیدهٔ ایرانیکا و بریتانیکا دارم؛[2][3][7] شمار دقیق مرثیه‌ها و ترتیب سرایش آن‌ها تأیید نشد.

دو «ختم‌الغرائب». ایرانیکا نام نخست مثنوی اصلی را «ختم‌الغرائب» می‌داند و جداگانه مثنوی کوتاهی با همین نام را به خاقانی نسبت می‌دهد؛ این دو نباید یکی گرفته شوند.[1][4]

شمارهٔ منوچهر. منوچهر را گولد «سوم» می‌خواند؛ گزیده‌های دیگر از ایرانیکا شماره‌ای نداشتند یا فرق داشتند، پس شماره در متن نیامده است.[8]

آنچه حذف شد. از ویکی‌پدیا (فارسی/انگلیسی) فقط سرنخ گرفتم: سال‌های ۵۶۷/۵۶۹/۵۵۰–۵۵۲ برای سفرها، ماجرای «والی ری» که او را از ادامهٔ سفر بازداشت، و اینکه پسر بیست‌ساله بود، چون به منبع معتبر بازیابی‌شده برنگشت حذف شد. شغل پدر (نجار) و جزئیات سلسلهٔ خانوادگی نیز تأیید نشد و نیامد. شعر دیگری از دیوان از حافظه نقل نشد.

از کجا بخوانیم

این پیشنهاد بر ژانر و اثر استوار است و نه بر محبوبیت.

  • قصیدهٔ فلسفی-عبرت‌آموز: «ایوان مدائن» (دیوان، قصاید، شمارهٔ ۱۶۸ در گنجور) مدخل مناسبی است، چون روایی است و مضمون روشنی دارد.[10][9]
  • حبسیات: «قصیدهٔ ترسائیه» به همراه بحث گولد و مینورسکی برای دیدن حبسیه و ارجاع‌های مسیحی و حقوقی.[8]
  • مرثیه: مرثیه‌های بلند او، از جمله مرثیه‌های رشیدالدین (بیش از بیست مرثیهٔ بلند از او مانده است).[3]
  • مثنوی: «تحفةالعراقین/ختم‌الغرائب» برای سفرنامهٔ منظوم؛ یادآور که اثر پیچیده است.[3][4]
  • شرح دشواری‌ها: گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی از کزازی و پژوهش بیلارت.[13][12]
  • چاپ‌ها: دیوان با تصحیح ضیاءالدین سجادی مرجع مورد استناد ایرانیکا است؛ سال چاپ در منابع ناهمخوان است (۱۹۵۹/۱۹۶۰/۱۹۶۷ در گزیده‌های مختلف) و باید در کتاب‌شناسی بازبینی شود.[3]

پرسش‌های رایج دربارهٔ خاقانی

خاقانی کیست و کی زندگی کرد؟

شاعر قرن ششم هجری از شروان. ایرانیکا تولد را حدود ۵۲۱ قمری و مرگ را در تبریز میان ۵۸۲ و ۵۹۵ قمری می‌نویسد؛ منابع دیگر سال‌های متفاوتی می‌دهند.[1][7][8]

چرا «خاقانی» نامیده شد و «حقایقی» چه بود؟

بریتانیکا می‌گوید او نخست با تخلص «حقایقی» شعر می‌سرود و پس از ورود به دربار منوچهر که لقب خاقان داشت، خاقانی را برگزید.[7] ایرانیکا نیز تخلص را برآمده از لقب خاقان شروانشاهان می‌داند.[2]

آیا ابوالعلاء گنجوی استاد او بود؟

سنت چنین می‌گوید، اما ایرانیکا هشدار می‌دهد که این روایت‌ها معتبر نیستند و از دشمنی میان این دو سخن می‌گوید. استاد نخست او به نوشتهٔ ایرانیکا عمویش کافی‌الدین عمر بود.[5][2]

خاقانی چرا زندانی شد؟

منابع روایت‌های متفاوتی دارند: سفر حج بی‌اجازه (روایت دولتشاه به نقل گولد)، یا نپذیرفتن بازپس‌دادن انگشتری (به گفتهٔ خود شاعر در «تحفةالعراقین» به نقل گولد). ایرانیکا حبس را ممکن اما گاه مجازی می‌داند.[8][2]

«تحفةالعراقین» چیست؟

مثنوی بیش از سه‌هزار بیتی او که به سفر حج وابسته است. نام نخستش «ختم‌الغرائب» بود و روایت نهایی آن به ۵۵۲ قمری (۱۱۵۷) تاریخ‌گذاری می‌شود.[4][7]

«ایوان مدائن» دربارهٔ چیست؟

قصیده‌ای عبرت‌آموز دربارهٔ ویرانه‌های طاق کسری/ایوان مدائن که با خطاب به دل آغاز می‌شود. گولد آن را برای نقد ستم فرمانروایان می‌خواند.[10][9]

چرا شعر خاقانی دشوار است؟

ایرانیکا او را شاعری عالم با تصویرپردازی بسیار غنی می‌داند و بریتانیکا دشواری را به ارجاع‌های مسیحی نسبت می‌دهد. کتاب کزازی نیز دشواری‌های دیوان را شرح می‌دهد.[1][7][13]

منابع

  1. Encyclopaedia Iranica، «ḴĀQĀNI ŠERVĀNI»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  2. Encyclopaedia Iranica، «ḴĀQĀNI ŠERVĀNI i. Life»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  3. Encyclopaedia Iranica، «ḴĀQĀNI ŠERVĀNI ii. Works»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  4. Encyclopaedia Iranica، «ḴATM AL-ḠARĀʾEB»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  5. Encyclopaedia Iranica، «ABU’L-ʿALĀʾ GANJAVĪ»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  6. Encyclopaedia Iranica، «FALAKĪ ŠARVĀNĪ, Abu’l-Neẓām Moḥammad»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  7. Encyclopaedia Britannica، «Khāqānī»، Encyclopaedia Britannica, Inc. پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  8. Rebecca Gould، «Wearing the Belt of Oppression: Khāqāni’s Christian Qasida and the Prison Poetry of Medieval Shirvān»، Journal of Persianate Studies 9 (2016), pp. 19–44 (Brill) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  9. Rebecca Gould، «Khaqani’s Late Style: The Mada’in Qasida»، Journal of Philosophical Investigations (University of Tabriz), 2021 پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  10. خاقانی (متن در گنجور؛ چاپ مبنا در صفحه ذکر نشده)، «دیوان خاقانی، قصاید، شمارهٔ ۱۶۸ — هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری»، گنجور پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  11. Wikidata contributors، «Khaqani (Q368862)»، Wikimedia Foundation پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  12. Abstracta Iranica (فهرست‌نویسی کتاب)، «Anna Livia Beelaert, A Cure for the Grieving. Studies on the Poetry of the 12th century Persian Court Poet Khâqânî Sirwânî (Leiden, 2000)»، OpenEdition Journals پیوند — دسترسی: metadata only
  13. Abstracta Iranica (فهرست‌نویسی کتاب)، «Mīr-Jalāl al-Dīn Kazzāzī, Gozāreš-e došvārī-hā-ye Dīvān-e Ḫāqānī (Tehran, 1378/1999)»، OpenEdition Journals پیوند — دسترسی: metadata only
  14. Encyclopaedia Iranica، «FĀRYĀBĪ, Ẓahīr-al-Dīn Abu’l-Fażl Ṭāher»، Encyclopaedia Iranica Foundation پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  15. Golha (پایگاه اطلاعات برنامه‌های گل‌ها)، «Khaqani Shirvani»، Golha.co.uk پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو

بازگشت به صفحهٔ خاقانی و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوان‌سرا · گزارش خطا