قطعات

شمارهٔ ۲۳۱ - در مدح تاج الدین خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دو گهر دان پیمبری و کرم

زاده از کان کاینات به هم

۱

هر دو را کوهسار مغز بشر

هر دو را آفتاب نور قدم

۲

ز آفرینش درخت انسی راست

بیخ پیغمبری و شاخ کرم

۳

دهر بیخ پیمبری بگسست

شاخ رادی به تیغ کرد قلم

۴

نه پیمبر بزاد از کیهان

نه نبی خود بزاید از عالم

۵

بس که روز پیمبری که گذشت

ندمد صبح رادمردی هم

۶

حکم حق تا درِ نبوت بست

بست گردون درِ فتوت هم

۷

نه نه گرچه پیمبری شد ختم

راد مردی برفت باز عدم

۸

که‌آشکارا چو روز می‌بینی

آفتاب کرم در اوج هِمَم

۹

آفتاب کرم کجاست به ری

اهل همت که‌راست ز اهل عجم

۱۰

سروری دارد آنکه قالب جود

کند احیا چو عیسیِ مریم

۱۱

گوهر تاج ملک، تاج الدین

کوست سردار گوهر آدم

۱۲

حاسد خاک پای او کعبه

تشنهٔ آب دست او زمزم

۱۳

کرمش چشمه سار مشرب خضر

قلمش سر بهای خاتم جم

۱۴

سر تیغ و زبانهٔ قلمش

هست دندانه چو لب خاتم

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـم۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کرمهم
  2. بشرقدم
  3. راستکرم
  4. بگسستقلم
  5. کیهانعالم
  6. گذشتهم
  7. بستهم
  8. ختمعدم
  9. می‌بینیهمم
  10. ریعجم
  11. جودمریم
  12. الدینآدم
  13. کعبهزمزم
  14. خضرجم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.