زندگی‌نامه و جایگاه ادبی خیام

ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری · Omar Khayyam

عمر خیام نیشابوری، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و فیلسوف سدهٔ پنجم و آغاز سدهٔ ششم هجری، در منابع بیش از هر چیز با جبر و هندسه و اصلاح گاه‌شماری جلالی شناخته می‌شود. رباعی‌هایی با نام او از چند دهه پس از مرگش نقل شده است، اما شمار رباعی‌های اصیل میان پژوهشگران مناقشه‌برانگیز است و تاریخ دقیق تولد و مرگ او نیز قطعی نیست.

نویسنده و بازبین
تیم تحریریه دیوان‌سرا
تاریخ تدوین
تاریخ بازبینی
انتشار
نسخهٔ محتوا
۱

خلاصه

عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری، که در منابع کهن بیشتر با القابی چون «حجةالحق» و «امام» از او یاد می‌شود، در سدهٔ پنجم و آغاز سدهٔ ششم هجری (یازدهم و آغاز دوازدهم میلادی) در خراسان و ماوراءالنهر و اصفهان می‌زیست.[1][7] آنچه از او با اطمینان بیشتری شناخته می‌شود، فعالیت علمی است: رساله‌های ریاضی دربارهٔ جبر و معادلات درجه سه، شرح مقدمات هندسهٔ اقلیدس، و مشارکت در رصد و اصلاح گاه‌شماری ایرانی در دورهٔ سلجوقی.[4][5][7] شهرت جهانی او اما بیشتر به رباعی‌هایی بازمی‌گردد که به نام او نقل می‌شود؛ دربارهٔ اصالت بخش بزرگی از آن‌ها پژوهشگران هنوز هم‌نظر نیستند.[2][6]

این نوشته می‌کوشد میان آنچه در منابع کهن و پژوهش‌های علمی آمده و آنچه صرفاً روایت یا انتساب است، مرز روشن بکشد. تاریخ تولد و مرگ، محل تحصیل، نقش دقیق او در گاه‌شماری جلالی، و شمار رباعی‌های راستین از جمله مواردی است که منابع دربارهٔ آن‌ها با هم اختلاف دارند.

زندگی

نام و نسب. نام کامل او در مدخل اصلی دایرةالمعارف ایرانیکا «ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری» ضبط شده است.[1] ایرانیکا یادآوری می‌کند که کنیهٔ او در برخی منابع «ابوالفتح» و در برخی «ابوالحفص» آمده است.[2] به گفتهٔ مدخل دایرةالمعارف علمی‌ـ‌زندگی‌نامه‌ای DSB، لقب «خیامی» احتمالاً نشان می‌دهد پدر یا نیاکان او به خیمه‌دوزی اشتغال داشته‌اند؛ «عمر» نام اصلی اوست، «غیاث‌الدین» لقبی است که در سال‌های بعد گرفته، و «نیسابوری» به زادگاهش اشاره دارد.[7] این تعبیر دربارهٔ شغل نیاکان استنباط پژوهشگران از لقب است و سند مستقیمی برای آن در دست نیست.

تولد. مورخ و حکیم ظهیرالدین بیهقی خیام را شخصاً می‌شناخت و زایچهٔ او را ثبت کرده بود. بر پایهٔ همین زایچه، گوویندا تیرتا (Govinda Tīrtha) روز تولد را ۱۸ مه ۱۰۴۸ میلادی (۲۶ ذی‌القعدهٔ ۴۳۹ هجری) محاسبه کرده است.[2] مدخل DSB نیز همین سال را محتمل‌ترین می‌داند، اما تاریخ دقیق روز را با علامت تردید می‌آورد و از تاریخ ۱۵ مه یاد می‌کند.[7] کهن‌ترین تاریخ تولدی که برای او پیشنهاد شده، حدود ۱۰۱۷ میلادی است، ولی DSB آن را محتمل نمی‌داند.[7]

آموزش و جوانی. بیهقی او را «نیسابوری المولد و الآباء و الاجداد» توصیف کرده است، به نقل مقدمهٔ چاپ رمضانی.[9] طبق گزارش DSB، رشیدالدین فضل‌الله تحصیل او را در نیشابور دانسته، اما یار احمد تبریزی (سدهٔ نهم) نوشته است که خیام کودکی و جوانی را در بلخ گذراند و در هفده‌سالگی در همهٔ شاخه‌های فلسفه ورزیده بود.[7]

سفرها و حامیان. به گزارش DSB، خیام نزدیک سال ۱۰۷۰ میلادی به سمرقند رسید و در پناه ابوطاهر، قاضی‌القضات آن شهر، رسالهٔ بزرگ جبر را نوشت. ضمیمهٔ آن رساله یا در دربار شمس‌الملوک (خاقان بخارا) یا در اصفهان نوشته شد، جایی که ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام‌الملک او را برای سرپرستی رصدخانه دعوت کرده بودند.[7] ایرانیکا نیز می‌نویسد ملکشاه و نظام‌الملک، با انگیزهٔ مسائل عملی گاه‌شماری و به‌ویژه زمان گردآوری مالیات زمین، به‌دنبال راه‌حلی بودند و ابن‌اثیر ثبت کرده است که در ۴۶۷ هجری (۱۰۷۴–۷۵ میلادی) ملکشاه چند ستاره‌شناس، از جمله «عمر بن ابراهیم الخیامی»، را برای ساخت رصدخانه فراخواند؛ رصدخانه احتمالاً در اصفهان بود.[5] مدخل DSB مدت اقامت او در اصفهان را نزدیک هجده سال می‌داند.[7]

پس از ۱۰۹۲. مرگ ملکشاه و قتل نظام‌الملک در ۱۰۹۲ میلادی، به گزارش DSB، به قطع حمایت مالی از رصدخانه و رکود اصلاح تقویم انجامید و موقعیت خیام در دربار متزلزل شد.[7] DSB می‌افزاید که او در دورهٔ سلطان سنجر (که از ۱۱۱۸ میلادی بر تخت نشست) اصفهان را ترک کرد و مدتی در مرو، پایتخت تازهٔ سلجوقیان، زیست.[7] نظامی عروضی نیز در چهارمقاله، در داستانی دربارهٔ زمستان ۵۰۸ هجری، خیام را در شهر مرو و در خانهٔ صدرالدین محمد بن مظفر نشان می‌دهد؛ سلطان از او خواسته بود زمانی برای شکار برگزیند که برف و باران نیاید.[8] این حکایت در متن چهارمقاله آمده و شاهد معاصرِ مستقیمی از حضور او در مرو است، هرچند جزئیات داستان (از جمله پیش‌بینی ناگهانی آب‌وهوا) را باید در حد روایت دید.

مرگ و آرامگاه. نظامی عروضی می‌نویسد که در سال ۵۰۶ هجری در بلخ، در مجلسی که خیام و مظفر اسفزاری در آن حضور داشتند، از او شنیده بود که آرامگاهش جایی خواهد بود که هر بهار باد شمال بر آن گل می‌افشاند. او سپس در سال ۵۳۰ در نیشابور، در گورستان حیره، به زیارت قبر او رفته و نوشته است که شکوفهٔ درختان باغی مجاور خاک او را پوشانده بود.[8] این شاهد، قدیمی‌ترین منبع نزدیک به زمان زندگی خیام و بیشتر یک گزارش شخصی است.[9] اما همین گزارش دربارهٔ فاصلهٔ زمانی میان مرگ و دیدار عبارت یکسانی ندارد؛ نسخه‌ها «چند سال» یا «چهار سال» دارند و ایرانیکا و DSB هر دو بر این اختلاف نسخه تکیه می‌کنند.[2][7][9] از همین رو تاریخ مرگ قطعی نیست (بخش «اختلاف منابع» را ببینید). مدخل DSB یادآوری می‌کند که در ۱۹۳۴ میلادی بنایی یادبود بر آرامگاه او در نیشابور برافراشته شد.[7]

دوره و زمینهٔ ادبی

خیام در دوره‌ای می‌زیست که سلجوقیان خراسان را فراگرفته و امپراتوری نظامی پهناوری، اما ناپایدار، برپا کرده بودند.[7] DSB تصویری از موقعیت دانشمند در آن عصر می‌دهد: ادامهٔ پژوهش بدون پیوند با دربار یا ثروتمندان دشوار بود و کار علمی به سیاست دربار و وضع جنگ‌ها وابسته بود. خود خیام در آغاز رسالهٔ جبر، به نقل DSB، از این دشواری‌ها و از کمبود اهل دانش و فراوانی مدعیان فلسفه گله می‌کند.[7]

از نظر فکری، DSB او را در سنت ارسطویی‌ـ‌افلاطونی خاورزمین، نزدیک به ابن‌سینا، جای می‌دهد؛ بیهقی نیز به نقل همین مدخل او را «جانشین ابوعلی [ابن‌سینا]» در شاخه‌های فلسفه خوانده بود.[7] قفطی (۱۱۷۲–۱۲۳۹ میلادی) در تاریخ الحکماء از او با ستایش در حوزهٔ حکمت و نجوم یاد کرده و در همان‌جا به تردید معاصران در دین‌داری او اشاره می‌کند؛ این عبارت در مقدمهٔ چاپ رمضانی نقل شده است.[9]

از نظر ادبی، رباعی‌هایی با نام خیام نخست در لابه‌لای متن‌های نثر فارسی، معمولاً برای تأیید نکته‌ای، نقل شده است؛ ایرانیکا نخستین منبعی را که رباعی‌ای را با نام او می‌آورد، تفسیر قرآنی فخرالدین رازی (درگذشته ۶۰۶ هجری) معرفی می‌کند.[3] خالقی مطلق، در یادداشتی در CGIE، سندبادنامه (تألیف ۵۵۶ هجری) را کهن‌ترین منبعی می‌داند که چند رباعی از او را، البته بی‌ذکر نام، نقل کرده است.[12] نجم‌الدین رازی در مرصادالعباد، که مقدمهٔ چاپ رمضانی تألیف آن را حدود ۶۲۰ هجری می‌داند (خالقی مطلق ۶۱۸ گفته)، دو رباعی را با نام خیام آورده است.[9][12] به گفتهٔ ایرانیکا، رباعی‌ها چند دهه پس از مرگ او به‌صورت نقل‌های پراکنده در متن‌های نثر فارسی پدیدار شدند.[3] پس از آن، گلچین‌ها و تذکره‌ها رباعی‌ها را گرد آوردند: ایرانیکا از مجموعه‌های سدهٔ هفتم، از گردآوری نظام‌مندتر از اواسط سدهٔ نهم و از دو دستنوشتهٔ سرشناس یاد می‌کند.[3] نزهة المجالس گلچینی است که به گفتهٔ ایرانیکا ۳۳ رباعی منسوب به خیام را نگه داشته و از کهن‌ترین گردآوری‌هاست.[14]

سبک و زبان

درباره سبک خیام باید میان دو حوزه تمایز گذاشت. نوشته‌های علمی و فلسفی او، بر پایهٔ عناوین و فهرست‌های DSB، بیشتر با نام‌های عربی شناخته می‌شوند؛ ایرانیکا نیز از حدود چهل بیت عربی منسوب به او یاد می‌کند.[3][7] در مقابل، رباعی‌های او به فارسی است.[7] قفطی و شهرزوری، به نقل مقدمهٔ رمضانی، چند بیت عربی به او نسبت داده‌اند.[9]

دربارهٔ رباعی‌ها، ایرانیکا آن‌ها را شامل «رباعی‌های متعدد» و سه قطعه به فارسی می‌شمارد.[3] نکتهٔ اساسی این است که سبک را فقط می‌توان از مجموعه‌ای سنجید که اصالتش محل بحث است. DSB می‌نویسد رباعی‌هایی که امروز به خیام نسبت داده می‌شوند طیف بسیار گسترده‌ای از اندیشه‌ها را در بر دارند، از عرفان دینی تا نگرشی مادی و نزدیک به بی‌خدایی، و شمار زیادی از آن‌ها در روایت‌های گوناگون موجودند، چون مدتی طولانی شفاهی نقل می‌شده‌اند.[7] زوکوفسکی، به نقل DSB، تنوع داوری‌ها دربارهٔ خیام را از آزاداندیش و ملحد تا مسلمان معتقد و فیلسوف نشان داده و پرسیده بود چگونه ممکن است همهٔ این گرایش‌ها در یک شخص گرد آمده باشد؛ این پرسش پیوند مستقیم با مسئلهٔ «رباعی‌های سرگردان» دارد.[7]

نمونهٔ مهمی از مضمون‌های نقل‌شده با نام او در منبع کهن، در مرصادالعباد است: نجم‌الدین رازی، در بحثی دربارهٔ هدف آفرینش و فنای انسان، دو رباعی را از «عمر خیام» می‌آورد که پرسش دربارهٔ آمدن و رفتن، آغاز و پایان، و علت ساختن و ویران‌کردن را مطرح می‌کنند. رازی آن‌ها را نشانهٔ سرگشتگی فیلسوف و طبیعی‌مذهب می‌شمارد و از آن‌ها برای نقد سخن می‌گوید.[9] DSB نیز از داوری قفطی و نجم رازی دربارهٔ آزاداندیشی او یاد می‌کند.[7] این گزارش‌ها تنها نشان می‌دهند که در سدهٔ هفتم رباعی‌هایی با این مضمون به او منسوب بوده و خوانندگان مذهبی آن‌ها را مشکوک می‌دانستند؛ دربارهٔ اینکه آیا خود خیام همین باورها را داشته، منابع هم‌نظر نیستند.

آثار

آثار ریاضی. ایرانیکا سه رسالهٔ ریاضی را باقی‌مانده می‌شمارد: شرحی بر اقلیدس، رساله‌ای دربارهٔ تقسیم ربع دایره، و رسالهٔ جبر؛ رسالهٔ چهارم او دربارهٔ استخراج ریشهٔ n‌ام اعداد از میان رفته است.[4] DSB فهرست بلندتری ارائه می‌کند و از رسالهٔ نخستین و بی‌عنوان جبر، «مشکلات الحساب»، «القول علی اجناس التی بالأربعة»، رسالهٔ جبر با عنوان «رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابلة»، «شرح ما أشکل من مصادرات کتاب اقلیدس»، «میزان الحکم» و «نوروزنامه» یاد می‌کند.[7] تفاوت دو فهرست احتمالاً به تعریف «اثر» و میزان بقای هر رساله برمی‌گردد.

در جبر، DSB می‌گوید خیام ۲۵ نوع معادلهٔ درجه یک تا سه با ضرایب مثبت را فهرست کرد، چهارده نوع معادلهٔ درجه سه را که قابل تقلیل به درجه کمتر نیستند جدا ساخت و برای هر یک ریشه را به کمک تقاطع مقاطع مخروطی (دایره، هذلولی متساوی‌القطر، سهمی) ساخت.[7] ایرانیکا هم می‌نویسد او این معادلات را فقط با هندسه و مقاطع مخروطی حل می‌کرد.[4] DSB تأکید می‌کند که او نمی‌دانست معادلهٔ نوعی از درجه سه ممکن است سه ریشهٔ مثبت داشته باشد، و او را نخستین کسی می‌داند که نشان داد معادلهٔ درجه سه می‌تواند دو ریشه داشته باشد.[7] ویرایش و ترجمهٔ فرانسوی رسالهٔ جبر را فرانتس وپکه در ۱۸۵۱ در پاریس منتشر کرد.[4]

در حوزهٔ نظریهٔ نسبت‌ها و شرح اقلیدس، DSB می‌گوید خیام در ۱۰۷۷ میلادی شرح خود را بر اقلیدس به پایان رساند؛ کتاب نخست آن به نظریهٔ خطوط موازی و کتاب‌های دوم و سوم به نسبت‌ها می‌پردازد. به نوشتهٔ DSB، او تلاش کرد برابری نسبت‌ها در تعریف اقلیدسی را با تعریف مبتنی بر کسر مسلسل هم‌ارز نشان دهد و با پذیرفتن نسبت‌های ناسنجیده در قلمرو «عدد» گامی به‌سوی مفهوم گسترده‌تر عدد برداشت.[7] ایرانیکا نیز کارش دربارهٔ نسبت‌ها را سهمی تعیین‌کننده در مطالعهٔ نظری مفهوم عدد گنگ شمرده است.[4]

نجوم و گاه‌شماری. ایرانیکا یادآوری می‌کند که شهرت او در ایران تا حد زیادی به نقش او در پدید آمدن گاه‌شماری جلالی بسته است، ولی منابع کهن دربارهٔ این نقش کم‌گویی دارند.[5] DSB طرح اصلاح تقویم را حدود ۱۰۷۹ میلادی می‌داند: چرخهٔ ۳۳ ساله با هشت سال کبیسه و میانگین سال ۳۶۵٫۲۴۲۴ روز، که به گفتهٔ همان مدخل از میانگین سال تقویم میلادی (۳۶۵٫۲۴۲۵) اندکی کمتر است.[7] بریتانیکا جلالی را دقیق‌تر از تقویم میلادی توصیف می‌کند.[6] این دو برداشت به معیار مقایسه (میانگین سال در برابر دقت هر انطباق) برمی‌گردد و ما قضاوتی در این مورد نمی‌کنیم. از رصدخانه فقط بخش کوچکی از جدول‌های زیج، شامل مختصات دایرة‌البروجی و قدر صد ستارهٔ درخشان، بر جا مانده است.[7]

فلسفه. DSB پنج رسالهٔ فلسفی برمی‌شمرد: «رسالة الکون و التکلیف» (۱۰۸۰ میلادی؛ پاسخ به پرسش مقامی بلندپایه)، «الجواب عن ثلاث مسائل»، «رسالة فی کلیة الوجود» (نوشته برای پسر مؤیدالملک)، «رسالة الضیاء العقلی» و «رسالة فی الوجود».[7] همان مدخل یادآوری می‌کند که این رساله‌ها احتمالاً به سفارش نوشته شده و لحن محتاطانهٔ آن‌ها ممکن است با شرایط حمایت درباری یا برای رفع اتهام آزاداندیشی ارتباط داشته باشد؛ و در نتیجه از روی آن‌ها نمی‌توان با اطمینان جهان‌بینی شخصی او را بازسازی کرد.[7]

رباعیات. ایرانیکا آنچه از او در چاپ‌ها آمده را «رباعی‌های متعدد»، سه قطعه و حدود چهل بیت عربی می‌داند و می‌افزاید که شمار رباعی‌ها در چاپ‌ها به‌شدت متفاوت است؛ چاپ استانبول ۱۹۵۳ حاوی ۴۲۲ رباعی و چاپ همایی (۱۹۶۳) حاوی ۵۵۹ رباعی است.[3] DSB می‌گوید بیش از هزار رباعی به نام او چاپ شده (گوویندا ۱۰۶۹ رباعی شمرده است).[7] ترجمهٔ شعرگونهٔ ادوارد فیتزجرالد (۱۸۵۹) در چاپ نخست ۷۵ رباعی و در چاپ چهارم ۱۰۱ رباعی داشت.[7]

جایگاه و تأثیر

در ایران، جایگاه خیام تا حد زیادی با نقش او در دانش و تقویم تعریف می‌شود.[5] اما شهرت بین‌المللی او را بریتانیکا و DSB هر دو مدیون ترجمهٔ بسیار آزاد فیتزجرالد (۱۸۵۹) می‌دانند.[6][7] DSB تأکید می‌کند که ترجمهٔ جبر او به‌دست وپکه چند سال پیش از آن، دانشمندان غربی را با جبرش آشنا کرد.[7] دو جنبهٔ این تصویر دوگانه گاه با هم اشتباه می‌شود: «خیامِ ریاضی‌دان» با رساله‌های عربی‌اش و «خیامِ رباعی‌سرا» که اثرش از رهگذر انتخاب‌ها و ترجمه‌های بعدی شکل گرفته است.

در تاریخ ریاضیات، DSB می‌نویسد کار او دربارهٔ معادلات درجه سه «موفق‌ترین» کوشش یک دانشمند مسلمان در این زمینه بود و کار او دربارهٔ نسبت‌ها بر ریاضی‌دانان بعدی (از جمله طوسی) اثر گذاشت؛ همان مدخل خاطرنشان می‌کند که سنجش تأثیر او بر ریاضیات اروپایی دشوار است.[7] این‌ها داوری‌های مدخل مذکور است و باید به‌عنوان نظر نویسندگان آن خوانده شود.

اختلاف منابع و نکات نامطمئن

تاریخ مرگ. ایرانیکا (در مدخل اصلی) مرگ او را حدود ۵۱۷ هجری / ۱۱۲۳ میلادی می‌آورد.[1] بریتانیکا و ویکی‌داده ۴ دسامبر ۱۱۳۱ را ثبت کرده‌اند و DSB همین تاریخ را با علامت پرسش و به‌عنوان محتمل‌ترین می‌آورد.[6][10][7] استدلال DSB بر گزارش نظامی عروضی است که در ۵۳۰ هجری (۱۱۳۵/۱۱۳۶ میلادی) بر مزار او رفت و نسخه‌ای را مبنا می‌گیرد که از «چهار سال» پس از مرگ حرف می‌زند؛ یار احمد تبریزی نیز این تاریخ را تأیید می‌کند.[7] ایرانیکا یادآوری می‌کند که نسخه‌های چهارمقاله در تعبیر این فاصله اختلاف دارند و همین، تاریخ مرگ را ناقطعی می‌کند.[2] مقدمهٔ چاپ رمضانی نیز مرگ را «به‌طور مشهور» ۵۱۷ ذکر می‌کند.[9]

روز تولد. ۱۸ مه ۱۰۴۸ (ایرانیکا، بریتانیکا، یکی از ادعاهای ویکی‌داده) در برابر ۱۵ مه ۱۰۴۸ (DSB با علامت پرسش) و تنها «۱۰۴۸» (ادعای دیگر ویکی‌داده).[2][6][7][10]

محل تحصیل. نیشابور (رشیدالدین، به نقل DSB) در برابر بلخ (یار احمد تبریزی، به نقل همان مدخل).[7]

نقش در تقویم جلالی. ایرانیکا تصریح می‌کند که منابع کهن بسیار کم دربارهٔ نقش او می‌گویند و همان مدخل نشان می‌دهد قدیم‌ترین منبع دربارهٔ تقویم (زیج خازنی) نام هیچ‌یک از مشارکت‌کنندگان را نمی‌آورد؛ ابن‌اثیر او را یکی از ستاره‌شناسان فراخوانده‌شده می‌نامد.[5] DSB به‌صراحت او را سرپرست رصدخانه و طراح تقویم می‌شمارد.[7] تفاوت این دو لحن را باید در نظر داشت.

اصالت رباعی‌ها. بریتانیکا می‌نویسد اکثر پژوهشگران دربارهٔ اصالت حدود ۵۰ رباعی هم‌نظرند و دربارهٔ حدود ۲۰۰ رباعی دیگر مناقشه هست.[6] ایرانیکا نیز در مدخل «زندگی» می‌گوید جز شمار اندکی در کهن‌ترین منابع، اصالت بسیاری از رباعی‌های منسوب مشکوک می‌ماند.[2] DSB نمونه‌هایی از اختلاف پژوهشگران آورده است: کریستنسن در ۱۹۰۴ تنها حدود دوازده رباعی را اصیل می‌دانست و بعدها (۱۹۲۷) ۱۲۱ رباعی را برگزید.[7] زوکوفسکی (۱۸۹۷) پدیدهٔ «رباعی‌های سرگردان» را، یعنی رباعی‌هایی که هم به خیام و هم به شاعران دیگر منسوب است، بررسی کرد.[7] خالقی مطلق نیز نوشته است که رباعی‌های کهن، حتی در منابع کهن، با سروده‌های دیگران درآمیخته‌اند.[12]

دوستی با نظام‌الملک و حسن صباح. داستان هم‌مکتبی خیام، نظام‌الملک و حسن صباح در نیشابور، به نقل مقدمهٔ رمضانی، از کتابی اسماعیلی (سرگذشت سیدنا) در جامع‌التواریخ رشیدالدین آمده و در تاریخ گزیده و حبیب‌السیر و منابع دیگر تکرار شده است. مصحح می‌نویسد بیشتر خاورشناسان اروپایی آن را ساختگی می‌دانند، زیرا اگر هر سه تقریباً هم‌سن بودند، لازم می‌آمد خیام و حسن صباح هر دو بیش از صد سال زیسته باشند.[9] ما این حکایت را از متن زندگی حذف کردیم و فقط به‌عنوان روایت ذکر می‌کنیم.

حکایت‌ها و منسوبات. حکایت‌هایی مانند حضور خیام نزد سنجر کودک بیمار، گفت‌وگو با غزالی، یا روایت دعای او هنگام مرگ، در مقدمهٔ رمضانی به نقل از بیهقی و دیگران آمده‌اند؛ آن‌ها را نمی‌توان با منبع مستقل دیگری سنجید، پس در زندگی‌نامه نیاوردیم.[9] حکایت قفطی دربارهٔ حج خیام برای پاک‌کردن اتهام الحاد نیز به‌صورت نقل‌قول از قفطی در DSB آمده است و تنها همان مقدار نقل می‌شود.[7]

از کجا بخوانیم

برای آشنایی با خیام می‌توان این مسیر را، بر اساس نوع اثر، دنبال کرد:

۱. شواهد کهن دربارهٔ زندگی. نخست بخش مربوط به خیام در چهارمقاله نظامی عروضی (مقالت سوم)، سپس مقدمهٔ چاپ رمضانی که عبارت‌های کهن دیگر را به‌صورت گزیده گرد آورده است. خواننده بهتر است میان «شاهد معاصر» و «حکایت بعدی» تمایز بگذارد.[8][9]

۲. رباعیات. مجموعه‌ای را بخوانید که روش گزینش آن (پایهٔ نسخه‌ها، منابع کهن) در مقدمه‌اش بیان شده باشد، و کنار آن یادداشت‌های پژوهشی دربارهٔ اصالت را بخوانید، از جمله مطالب خالقی مطلق که در CGIE آمده‌اند.[12] چاپ ۱۳۱۵ رمضانی نمونه‌ای از چاپ‌های قدیمی‌تر است.[9] برای مقایسه با چاپ‌های دیگر و شمار رباعی‌های هر چاپ می‌توان از ایرانیکا کمک گرفت.[3]

۳. نوروزنامه. DSB آن را رساله‌ای دربارهٔ تاریخ تقویم خورشیدی و آیین نوروز معرفی می‌کند و چاپ مجتبی مینوی (تهران ۱۳۱۲ خورشیدی/۱۹۳۳ میلادی) را در کتاب‌شناسی خود آورده است.[7]

۴. آثار ریاضی. برای خوانندهٔ علاقه‌مند، رسالهٔ جبر (در ترجمهٔ وپکه یا ترجمه‌های تازه‌تر) و شرح اقلیدس؛ مدخل DSB و مدخل ایرانیکا راهنمای مناسبی برای نگاه کلی‌اند.[4][7]

۵. دریافت غربی. ترجمهٔ فیتزجرالد را باید به‌عنوان اقتباس آزاد خواند، نه ترجمهٔ وفادار؛ بریتانیکا آن را «بسیار آزاد» توصیف می‌کند.[6]

پرسش‌های رایج دربارهٔ خیام

آیا همهٔ رباعی‌هایی که به خیام نسبت داده می‌شود از اوست؟

نه. بریتانیکا می‌گوید دربارهٔ حدود ۵۰ رباعی توافق بیشتری هست و حدود ۲۰۰ رباعی دیگر محل مناقشه‌اند.[6] ایرانیکا نیز اصالت بسیاری از رباعی‌های منسوب را مشکوک می‌داند.[2] رباعی‌های بسیاری هم میان چند شاعر مشترک است (رباعی‌های سرگردان).[7]

خیام چه زمانی زاده شد و چه زمانی درگذشت؟

تولد به احتمال زیاد ۱۰۴۸ میلادی است؛ بیهقی زایچه‌ای ثبت کرده بود که بر پایهٔ آن ۱۸ مه ۱۰۴۸ محاسبه شده است.[2] مرگ را برخی منابع ۱۱۲۳ و برخی ۱۱۳۱ می‌دانند؛ ببینید «اختلاف منابع».[1][6][7]

خیام ریاضی‌دان بود یا شاعر؟

منابع علمی او را پیش از هر چیز ریاضی‌دان و ستاره‌شناس معرفی می‌کنند و شهرت جهانی‌اش را بیشتر مدیون رباعی‌ها (و ترجمهٔ فیتزجرالد) می‌دانند.[1][6][7] هر دو وجه در منابع کهن هم حضور دارند: نظامی عروضی او را در شمار منجمان می‌آورد و نجم رازی رباعی‌هایی را به نامش نقل می‌کند.[8][9]

خیام در تقویم جلالی چه نقشی داشت؟

ملکشاه سلجوقی ستاره‌شناسانی را برای رصد و اصلاح تقویم فراخواند و ابن‌اثیر نام «عمر بن ابراهیم الخیامی» را در فهرست آن‌ها آورده است.[5] اینکه او دقیقاً چه سهمی در طرح و محاسبه داشته در منابع کهن روشن نیست؛ DSB او را سرپرست رصدخانه می‌داند.[5][7]

آیا خیام را باید ملحد دانست؟

منابع این‌گونه داوری نمی‌کنند. در سدهٔ هفتم، بعضی نویسندگان (قفطی، نجم رازی) رباعی‌های منسوب را مایهٔ تردید در دین‌داری او می‌دانستند.[7] از سوی دیگر، رساله‌های فلسفی او با قالب‌های رسمی‌تر نوشته شده‌اند و بر پایهٔ DSB به سفارش حامیان بوده است. با توجه به مشکل اصالت رباعی‌ها، از روی آن‌ها نمی‌توان باور شخصی او را قاطعانه تعیین کرد.[7]

کهن‌ترین منابعی که از خیام یاد کرده‌اند کدام‌اند؟

مقدمهٔ چاپ رمضانی چهارمقاله را کهن‌ترین کتابی می‌داند که از خیام یاد کرده و مؤلف آن معاصر او بوده است؛ پس از آن به تتمة صوان الحکمة بیهقی، شعر خاقانی، مرصادالعباد، تاریخ ابن‌اثیر و قفطی اشاره می‌کند.[9] این فهرست از دید مصحح است و پژوهش‌های بعدی ممکن است منابع دیگری افزوده باشند.

منابع

  1. (نویسندگان مدخل‌های فرعی؛ مدخل اصلی بدون نام نویسنده در نتیجهٔ جستجو)، «KHAYYAM, OMAR (مدخل اصلی)»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  2. «KHAYYAM, OMAR i. LIFE»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  3. «KHAYYAM, OMAR ii. POETRY»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  4. «KHAYYAM, OMAR xiv. AS MATHEMATICIAN»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  5. «KHAYYAM, OMAR xv. AS ASTRONOMER»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  6. «Omar Khayyam»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  7. A. P. Youschkevitch; B. A. Rosenfeld، «Al-Khayyāmī (Omar Khayyam), in Dictionary of Scientific Biography»، Charles Scribner's Sons (Complete Dictionary of Scientific Biography, 2008)؛ نسخهٔ PDF در MacTutor, University of St Andrews پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  8. نظامی عروضی سمرقندی، «چهار مقاله (متن، مقالت سوم)»، ویکی‌نبشته فارسی پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  9. محمد رمضانی (مصحح؛ شواهد به نقل از گردآوری محمد قزوینی)، «رباعیات حکیم عمر خیام، تصحیح محمد رمضانی، ۱۳۱۵ خورشیدی — مقدمه (شامل گزیدهٔ گردآوری‌شدهٔ قزوینی از شواهد کهن دربارهٔ خیام)»، کلالهٔ خاور، تهران؛ متن در ویکی‌نبشته فارسی پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  10. «Omar Khayyám (Q35900)»، Wikidata پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
  11. جلال خالقی مطلق، «شعرهای خیام که به ما نرسیده‌اند»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی (CGIE)، بخش اخبار/یادداشت‌ها پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو
  12. «NOZHAT AL-MAJĀLES»، Encyclopaedia Iranica Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جست‌وجو

بازگشت به صفحهٔ خیام و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوان‌سرا · گزارش خطا