آن کری را گفت افزون مایهای
که ترا رنجور شد همسایهای
۱گفت با خود کر که با گوش گِران
من چه دریابم ز گفت آن جوان
۲خاصه رنجور و ضعیف آواز شد
لیک باید رفت آنجا نیست بُد
۳چون ببینم کان لبش جُنبان شود
من قیاسی گیرم آن را از خِرد
۴چون بگویم، چونی ای مِحنت کشم؟
او بخواهد گفت نیکم یا خوشم
۵من بگویم شکر، چه خوردی ابا
او بگوید "شربتی" یا "ماش با"
۶من بگویم صَحّهِنوشَتْ کیست آن
از طبیبان پیش تو؟ گوید فِلان
۷من بگویم بس مبارکپاست او
چونک او آمد شود کارت نِکو
۸پای او را آزمودستیم ما
هر کجا شد میشود حاجت روا
۹این جوابات قیاسی راست کرد
پیش آن رنجور شد آن نیکمرد
۱۰گفت چونی؟ گفت مُردم، گفت شُکر
شد ازین رنجور پر آزار و نُکر
۱۱کین چه شُکر است، این عدوی ما بُدَست
کر قیاسی کرد و، آن کژ آمدست
۱۲بعد از آن گفتش چه خوردی؟ گفت زهر
گفت نوشت باد! افزون گشت قهر
۱۳بعد از آن گفت از طبیبان کیست او
کاو همی آید به چاره پیش تو؟
۱۴گفت عزرائیل میآید برو
گفت پایش بس مبارک، شاد شو
۱۵کر برون آمد بگفت او شادمان
شُکر کَش کردم مراعات این زمان
۱۶گفت رنجور این عَدوی جان ماست
ما ندانستیم کاو کان جفاست
۱۷خاطر رنجور جویان شد سَقط
تا که پیغامش کند از هر نَمَط
۱۸چون کسی که خورده باشد آش بَد
میبشوراند دلش تا قی کند
۱۹کظم غیظ اینست آن را قی مکن
تا بیابی در جزا شیرین سُخن
۲۰چون نبودش صبر، میپیچید او
کین سگ زنروسپیِ حیز کو
۲۱تا بریزم بر وی آنچه گفته بود
کان زمان شیر ضمیرم خفته بود
۲۲چون عیادت بهر دلآرامیست
این عیادت نیست، دشمن کامیست
۲۳تا ببیند دشمن خود را نزار
تا بگیرد خاطر زشتش قرار
۲۴بس کسان، کایشان ز طاعت که رهند
دل به رضوان و ثواب آن دهند
۲۵خود حقیقت، معصیت باشد خفی
بس کِدر، کان را تو پنداری صفی
۲۶همچو آن کر، کو همی پنداشتست
کو نکویی کرد و آن بر عکس جَست
۲۷او نشسته خوش که خدمت کردهام
حق همسایه بجا آوردهام
۲۸بهر خود او آتشی افروختهست
در دلِ رنجور و، خود را سوختهست
۲۹فَاتَقوا النار الَتی اوقَدَتُم
اِنَکُم فی المَعصیه اِزدَدَتُم
۳۰گفت پیغامبر به یک صاحبریا
صَلِ اِنَک لَم تَصَلَ یا فَتی
۳۱از برای چارهٔ این خوفها
آمد اندر هر نمازی اِهدِنا
۳۲کین نمازم را میامیز ای خدا
با نماز ضالین و اهل ریا
۳۳از قیاسی که بکرد آن کر گزین
صحبت ده ساله باطل شد بدین
۳۴خاصه، ای خواجه قیاس حس دون
اندر آن وحیی که شد از حَد فزون
۳۵گوش حس تو، به حرف ار در خور است؟
دان، که گوش غیبگیر تو، کر است
۳۶