دفتر سوم

بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلام مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
دفتر سوم
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شب برفت و او بر آن درگاه خفت

نیم‌شب آمد پی دیدنش جفت

۱

زن برو افتاد و بوسید آن لبش

بر جهانیدش ز خواب اندر شبش

۲

گشت بیدار او و زن را دید خوش

بوسه باران کرده از لب بر لبش

۳

گفت عمران این زمان چون آمدی

گفت از شوق و قضای ایزدی

۴

در کشیدش در کنار از مهر مرد

بر نیامد با خود آن دم در نبرد

۵

جفت شد با او امانت را سپرد

پس بگفت ای زن نه این کاریست خرد

۶

آهنی بر سنگ زد زاد آتشی

آتشی از شاه و ملکش کین‌کشی

۷

من چو ابرم تو زمین موسی نبات

حق شه شطرنج و ما ماتیم مات

۸

مات و بُرد از شاه می‌دان ای عروس

آن مدان از ما مکن بر ما فسوس

۹

آنچ این فرعون می‌ترسد ازو

هست شد این دم که گشتم جفت تو

۱۰

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر سوم (۲۲۸ شعر) قرار دارد.