غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم

از من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنم

۱

مقضی توی، قاضی توی، مستقبل و ماضی توی

خشمین توی، راضی توی، تا چون نمایی دم به دم

۲

ای عشق زیبای منی، هم من توام هم تو منی

هم سیلی و هم خرمنی، هم شادیی هم درد و غم

۳

آن‌ها توی، وین‌ها توی، وز این و آن تنها توی

وآن دشت با پهنا توی، وآن کوه و صحرای کرم

۴

شیرینی خویشان توی، سرمستی ایشان توی

دریای دُرافشان توی، کان‌های پُر زرّ و درم

۵

عشق سخن کوشی توی، سودای خاموشی توی

ادراک و بی‌هوشی توی، کفر و هدی عدل و ستم

۶

ای خسرو شاهنشهان، ای تختگاهت عقل و جان

ای بی‌نشان با صد نشان، ای مخزنت بحر عدم

۷

پیش تو خوبان و بتان چون پیش سوزن لعبتان

زشتش کنی، نغزش کنی، بردری از مرگ و سقم

۸

هر نقش با نقشی دگر، چون شیر بودی و شکر

گر واقفندی نقش‌ها که آمدند از یک قلم

۹

آن کس که آمد سوی تو تا جان دهد در کوی تو

رشک تو گوید که: «برو»، لطف تو خواند که: «نعم»

۱۰

لطف تو سابق می‌شود، جذّاب عاشق می‌شود

بر قهر سابق می‌شود، چون روشنایی بر ظلم

۱۱

هر زنده‌ای را می‌کشد وهم و خیالی سو به سو

کرده خیالی را کَفَت لشکرکش و صاحب علم

۱۲

دیگر خیالی آوری، ز اوّل رباید سروری

آن را اسیر این کنی، ای مالک الملک و حشم

۱۳

هر دم خیالی نو رسد از سوی جان اندر جسد

چون کودکان «قلعه بزم» گوید ز قسام القسم

۱۴

خامش کنم، بندم دهان، تا برنشورد این جهان

چون می‌نگنجی در بیان، دیگر نگویم بیش و کم

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـم۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. صنمضامنم
  2. تویدم
  3. منیغم
  4. تویکرم
  5. تویدرم
  6. تویستم
  7. جانعدم
  8. لعبتانسقم
  9. شکرقلم
  10. تونعم
  11. می‌شودظلم
  12. سوعلم
  13. سروریحشم
  14. جسدالقسم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.