چون نمایی آن رخ گلرنگ را
از طرب در چرخ آری سنگ را
۱بار دیگر سر برون کن از حجاب
از برای عاشقان دنگ را
۲تا که دانش گم کند مر راه را
تا که عاقل بشکند فرهنگ را
۳تا که آب از عکس تو گوهر شود
تا که آتش واهلد مر جنگ را
۴من نخواهم ماه را با حسن تو
وان دو سه قندیلک آونگ را
۵من نگویم آینه با روی تو
آسمان کهنه پرزنگ را
۶دردمیدی و آفریدی باز تو
شکل دیگر این جهان تنگ را
۷در هوای چشم چون مریخ او
ساز ده ای زهره باز آن چنگ را
۸