غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۳ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آینهٔ جان شده چهرهٔ تابان تو

هر دو یکی بوده‌ایم، جان من و جان تو

۱

ماهِ تمام دُرست! خانهٔ دل آن توست

عقل که او خواجه بود بنده و دربان تو

۲

روح ز روز الست بود ز روی تو مست

چند که از آب و گِل بود پریشان تو

۳

گِل چو به پستی نشست آب کنون روشن‌ست

رفت کنون از میان آنِ من و آنِ تو

۴

قیصر رومی کنون زنگیکان را شکست

تا به ابد چیره باد دولت خندان تو

۵

ای رخ تو همچو ماه، ناله کنم گاه گاه

ز آنک مرا شد حجاب، عشق سخندان تو

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: توقافیه: ـان۵ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. توستتو
  3. مستتو
  4. روشن‌ستتو
  5. شکستتو
  6. گاهتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.