غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۵۲۷ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باریزهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باری۱بسوزد دل اگر گویم همان دلدار پیشینیبسوزد جان اگر گویم همان جانی که هر باری۲فلک هم خرقه ازرق بدرد زود تا دامناگر تو آستین زان سان برافشانی که هر باری۳زهی خلوت زهی شاهی مسلم گشت آگاهیاگر زان سان من و ما را برون رانی که هر باری۴بنال ای بلبل بیخود که سوز دیگر آوردیبدان دم نامه گل را نمیخوانی که هر باری۵