آفتابا سوی مه رویان شدی
چرخ را چون ذرهها برهم زدی
۱آتشی در کفر و ایمان شعله زد
چون بگستردی تو دین بیخودی
۲پست و بالا عشق پر شد همچو بحر
چشمه چشمه جوش جوش سرمدی
۳عالمی پرآتش عشاق بود
بر سر آتش تو آتش آمدی
۴هر سحرگه پیش قانونهای تو
سجده آرد دین پاک احمدی
۵بی وجودی گر تو را نقصان نهد
بی وجودان را چه نیکی یا بدی
۶خاک پای شمس تبریزی ببوس
تا برآری سر ز سعد و اسعدی
۷