به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد
۱بت و بت پرست و مؤمن همه در سجود رفتند
چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد
۲دل آهنم چو آتش چه خوش است در منارش
نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد
۳به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم
ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد
۴همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد
صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد
۵همه نقشها برون شد همه بحر آبگون شد
همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد
۶همه خانهها که آمد در آن به سوی دریا
چو فزود موج دریا همه خانهها درآمد
۷همه خانهها یکی شد دو مبین به آب بنگر
که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد
۸همه کوزهها بیارید همه خنبها بشویید
که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد
۹