کاروان شهید رفت از پیش
وآن ما رفته گیر و میاندیش
۱از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
۲توشهٔ جان خویش ازو بربای
پیش کهآیدت مرگ پای آگیش
۳آنچه با رنج یافتیش و به ذل
تو به آسانی از گزافه مدیش
۴خویش بیگانه گردد از پی سود
خواهی آن روز مزد کمتر دیش
۵گرگ را کی رسد صلابت شیر
باز را کی رسد نهیب شخیش
۶