ابومحمد مشرفالدین مصلح بن عبدالله شیرازی · Saʿdi of Shiraz (Musharrif al-Din Muslih ibn ʿAbd Allah Saʿdi Shirazi)
سعدی شیرازی شاعر و نثرنویس فارسیزبان سدهٔ هفتم هجری است که در شیراز زاده شد و همانجا درگذشت. دانشنامهها زادروز او را حدود ۱۲۱۰ میلادی و مرگش را ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲ میدانند. در بغداد درس خواند، سالها سفر کرد و در حدود ۱۲۵۷ به شیراز بازگشت. بوستان (نظم) و گلستان (نثر آمیخته به نظم) را در ۶۵۵ و ۶۵۶ قمری نوشت. غزلها، قصیدهها و رسالههایی نیز از او مانده است.
خلاصه
سعدی شیرازی (مصلحالدین یا مشرفالدین مصلح بن عبدالله) شاعر و نثرنویس فارسیزبان سدهٔ هفتم هجری است. بنا بر دانشنامهٔ ایرانیکا، او حدود سال ۱۲۱۰ میلادی در شیراز به دنیا آمد و در ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲ در همان شهر درگذشت؛ ایرانیکا تأکید میکند که دربارهٔ زندگی او کم چیز با قطعیت دانسته میشود.[1] مهمترین آثار او دو کتاب بوستان (منظوم) و گلستان (نثر آمیخته به نظم) است که به گفتهٔ خود او بهترتیب در ۶۵۵ و ۶۵۶ قمری (حدود ۱۲۵۷ و ۱۲۵۸ میلادی) پایان یافتند.[8][1] علاوه بر این دو کتاب، مجموعهای از غزلها، قصیدهها، قطعهها، رباعیها و چند رساله به نام او در «کلیات» گرد آمده است.[8] در این صفحه تلاش شده است میان آنچه منابع معتبر میگویند و آنچه تنها از حکایتهای خود سعدی یا روایتهای بعدی برمیآید فرق گذاشته شود.
زندگی
نام و لقب. در مدخل ایرانیکا نام کامل او «ابومحمد مشرفالدین مصلح بن عبدالله بن مشرف شیرازی» آمده است.[1] در فهرست مستند کتابخانهٔ کنگره نیز صورت فارسی «سعدی، مصلح بن عبدالله» ثبت شده و دهها شکل املایی و نویسهگردانی دیگر از نام او بهعنوان صورتهای دیگر نام ضبط شده است.[7] «سعدی» تخلص او است. ایرانیکا در مدخل اتابکان فارس میگوید این تخلص را به اتابک سعد بن زنگی نسبت میدهند، اما سعدی هنگام درگذشت سعد بن زنگی (۱۲۲۶) هنوز نوجوان بوده و در آثارش اشارهای به سعد پیر نیست؛ شواهد بیشتر بهسوی سعد دوم، پسر اتابک ابوبکر، اشاره دارد.[5] فروغی، مصحح کلیات، نیز تخلص را برگرفته از نام «سعد» پسر اتابک ابوبکر میداند.[8]
زادگاه و آغاز زندگی. همهٔ منابع بررسیشده زادگاه و آرامگاه او را شیراز میدانند.[1][3][6] بریتانیکا مینویسد که او در کودکی پدرش را از دست داد و سپس به بغداد فرستاده شد و در مدرسهٔ نظامیه آموزش دینی دید.[3] فروغی در خلاصهای از شرح حال شاعر نوشته است که خانوادهٔ او از عالمان دین بودهاند و او در جوانی در بغداد و در مدرسهٔ نظامیه و حوزههای دیگر درس خوانده است.[8] (این مطلب دربارهٔ خانواده در منبع بهصورت جمعبندی مصحح آمده و در گزیدههای ایرانیکا و بریتانیکا که در دسترس بود تکرار نشده است.)
سفرها. ایرانیکا میگوید پس از دورهٔ تحصیل در بغداد، سعدی دورهای طولانی سفر کرد، ولی نویسندهٔ مدخل تردید دارد که بتوان مسیر دقیق سفرها را از حکایتهای خود او بازسازی کرد، زیرا بخشهای خودزندگینامهای آثار او اغلب جنبهٔ ادبی و داستانی دارند.[1] بریتانیکا آشفتگیهای دورهٔ مغول را انگیزهٔ سرگردانی او در آناتولی، شام، مصر و عراق میداند و ادعای اسارت او به دست فرنگیان در طرابلس را مشکوک میشمارد.[3] وبلاگ کتابخانهٔ کنگره (نوشتهٔ یک کارشناس بخش خاورمیانه) میگوید که او بیش از سی سال بیرون از ایران زیسته و جاهایی مانند آسیای مرکزی، غرب چین، آدانا و قونیه، و نیز بغداد، دمشق و قاهره را در شمار مکانهایی آورده است که در آنها زندگی کرده یا آنها را دیده است.[6] مقایسهٔ این فهرستها با نظر محتاطانهٔ ایرانیکا نشان میدهد که جزئیات سفرها در منابع یکدست نیست و باید با احتیاط خوانده شود (نک. بخش «اختلاف منابع»).
بازگشت به شیراز. به گفتهٔ ایرانیکا، سعدی حدود ۱۲۵۷ در حالی به شیراز بازگشت که شاعری شناختهشده بود.[1] بریتانیکا میگوید او در میانسالی برگشت و احتمالاً بقیهٔ عمر را در شیراز ماند.[3] فروغی هم مینویسد که او در نیمهٔ سدهٔ هفتم قمری، زمانی که ابوبکر بن سعد بن زنگی از اتابکان سلغری بر فارس حکومت میکرد، به شیراز بازگشت و بوستان را در ۶۵۵ و گلستان را در سال بعد سرود.[8] ایرانیکا (مدخل ابوبکر بن سعد) حکومت این اتابک را ۶۲۳ تا ۶۵۸ قمری (۱۲۲۶–۱۲۶۰ میلادی) میداند و میگوید سعدی در دربار او میزیست؛ بوستان به همین اتابک پیشکش شد و گلستان به او و پسرش سعد و یک وزیر.[5] در متن دیباچهٔ گلستان نیز نام «اتابک اعظم مظفرالدنیا و الدین ابوبکر بن سعد بن زنگی» و «سعد ابوبکر سعدبن زنگی» آمده و از امیری دیگر به نام «ابوبکر بن ابینصر» نیز یاد شده است.[8]
دورهٔ پایانی و مرگ. ایرانیکا مرگ او را در شیراز، سال ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲، میداند.[1] کتابخانهٔ کنگره (وبلاگ) سال ۱۲۹۱ را آورده است[6] و فروغی مرگ را در یکی از سالهای ۶۹۱ تا ۶۹۴ قمری و دفن او را در بیرون شهر شیراز، در محلی که آرامگاهش زیارتگاه صاحبدلان است، نوشته است.[8] دربارهٔ تفاوت این تاریخها در بخش «اختلاف منابع» بیشتر آمده است.
دوره و زمینهٔ ادبی
سعدی در سدهٔ هفتم قمری (سیزدهم میلادی) میزیست؛ دورهای که فارس تحت حکومت اتابکان سلغری و در سایهٔ قدرت مغولان بود. ایرانیکا یادآوری میکند که اتابک ابوبکر ناچار شد به مغولان اظهار اطاعت کند و پسرش سعد را بهعنوان گروگان به دربار مغول در بغداد بفرستد، و پیش از بازگشت سعد در ۶۵۸ قمری درگذشت.[5] سقوط بغداد در ۱۲۵۸ و کشتهشدن آخرین خلیفهٔ عباسی، مستعصم، در شعر او بازتاب یافته است: ایرانیکا از دو قصیده، یکی عربی و یکی فارسی، در سوگ مستعصم و خلافت یاد میکند و میافزاید که سعدی نمیتوانسته از برقراری حاکمیت مستقیم مغول استقبال کرده باشد؛ بریتانیکا هم مرثیهای دربارهٔ سقوط بغداد را از آثار او میشمارد.[1][3]
از نظر ادبی، سعدی در دورهٔ شکوفایی غزل فارسی در کنار مولوی کار میکرد؛ ایرانیکا (مقالهٔ ادبیات کلاسیک فارسی) میگوید غزل در روزگار مولوی و سعدی به اوج رسید و شهرت سعدی بیشک بر پایهٔ رواج گستردهٔ غزلهای استادانهٔ او بوده است.[14] ایرانیکا در مدخل سعدی نیز مینویسد که بعید است او سرودن صدها غزلِ دارای تخلص خود را تنها پس از بازگشت به شیراز آغاز کرده باشد.[5] قالبها و سنتهایی که او با آنها کار کرد شامل قصیدهٔ مدحی و مرثیه، مثنوی تعلیمی، غزل و نثر مسجع است که در بخش «آثار» بهتفصیل میآید.
سبک و زبان
غزل. بریتانیکا مینویسد که ایرانیان سعدی را استاد غزل میدانند و بارها گفته شده است که او شکل کلاسیک غزل فارسی را بنیان گذاشت؛ همچنین از امیرخسرو دهلوی بهعنوان یکی از نخستین پیروان سبک غزلی او یاد میکند.[4] همین منبع یادآور میشود که غزل معمولاً بیش از هفت تا ده بیت ندارد، در اصل شعر عاشقانه است و درونمایههای فرعی دیگری هم به آن پیوسته است، و در بسیاری از غزلها ابیات بهنظر مستقل میآیند و وحدت درونی و موضوعی آنها را دشوار میتوان تعیین کرد.[4] ناشر کتاب دومنیکو اینجنیتو (بریل، ۲۰۲۰) سبک غزل سعدی را دارای نوعی «روانی تقلیدناپذیر» مینامد و میگوید این کتاب نخستین کوشش برای مطالعهٔ تأملات غنایی سعدی دربارهٔ زیبایی در متن جریانهای هنری، علمی و فکری روزگار او است؛ موضوع کتاب پیوند میان امر جنسی، سیاست و معنویت در شعر غنایی اوست.[11] (این توصیف از زبان ناشر نقل میشود، نه حکم این صفحه.)
نثر و آمیزش نثر و نظم. ایرانیکا (مدخل گلستان) گلستان را احتمالاً مؤثرترین اثر نثر در سنت فارسی میداند و میگوید اثر شامل هشت باب است و نثر را با شعر درمیآمیزد؛ یکی از تحلیلهای مذکور در آن مدخل میگوید سعدی دو ساحتِ پیشازآن جدای نثر و نظم را در یک زبان ادبی یکپارچه به هم رساند و گلستان بازگشتی به روشنی و دقت نحوی را با حفظ وقار دانشورانه آغاز کرد.[2] بریتانیکا گلستان را به همان درونمایههای اخلاقی بوستان، اما با لحنی شوختر میداند.[4] خود فروغی، که نسخهٔ انتقادی گلستان را فراهم کرد، گلستان را «زیباترین کتاب نثر» فارسی میخواند و شاهنامه را «ارجمندترین کتاب نظم»؛ این داوری یک ادیب و مصحح است و بهعنوان نظر او نقل میشود.[8]
نمونه از متن. در گلستان حکایت و نکتههای اخلاقی با شعر درآمیختهاند.[2] نمونهای از متن اصلی (باب اول، «در سیرت پادشاهان»، چاپ فروغی) این دو مصراع است: «بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند».[8] کتابخانهٔ کنگره نیز همین شعر را نمونهای از پیام یگانگی انسانها در آثار او میداند.[6] ایرانیکا از سوی دیگر هشدار میدهد که بسیاری از شرححالگونههای درون آثار او ادبیاند و نباید مدرک زندگینامهای مطمئن شمرده شوند.[1]
آثار
آنچه امروز با نام «کلیات سعدی» شناخته میشود، مجموعهای است که پس از مرگ شاعر تدوین شد. فروغی مینویسد که قدیمیترین نسخهٔ کلیات که تاریخش معلوم است کمتر از ۲۴–۲۵ سال پس از مرگ شیخ فاصله ندارد و نمیدانیم تدوینکننده چه کسی بوده است؛ در مقدمهٔ منسوب به علی بن احمد بن ابیبکر بیستون آمده که او دو بار در هفت سال غزلهای شیخ را ترتیب داده و «جامع دیوان» در آغاز بنای کار را بر بیستودو کتاب و رساله نهاده بود، و فروغی از آن نتیجه میگیرد که بیستون ظاهراً نسخهای تنظیمشده به دست خود شیخ در اختیار نداشته است.[8] مصحح فهرست محتوای کلیات چاپی را چنین میآورد (بهترتیب نسخههای چاپی): شش رساله پیش از گلستان، سپس گلستان، بوستان، قصاید فارسی و مراثی، قصاید عربی، ملمعات و مثلثات، ترجیعات، طیبات، بدایع، خواتیم، غزلیات قدیم، صاحبیه، مقطعات، رباعیات، مفردات، هزلیات و خبیثات.[8] اینکه این تقسیمبندی کار خود سعدی بوده یا بعدی، مورد بحث است (نک. بخش اختلاف منابع).
بوستان. مثنوی تعلیمی با ده باب. عنوان بابها در چاپ فروغی از این قرار است: عدل و تدبیر و رأی؛ احسان؛ عشق و مستی و شور؛ تواضع؛ رضا؛ قناعت؛ عالم تربیت؛ شکر بر عافیت؛ توبه و راه صواب؛ مناجات و ختم کتاب.[8] فروغی یادآور میشود که در نسخههای کهن نام «بوستان» دیده نمیشود و آن را «سعدینامه» میخواندند و نام «بوستان» بعدها به قرینهٔ «گلستان» رایج شد.[8] دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز (در گزیدهٔ جستوجو) همین را میگوید و پایان سرایش را ۶۵۵ قمری میداند.[13] بریتانیکا بوستان را ۱۲۵۷ و ایرانیکا آن را «در اواخر ۱۲۵۷» تمامشده مینویسد.[3][1]
گلستان. در چاپ فروغی دارای دیباچه و هشت باب است: در سیرت پادشاهان؛ در اخلاق درویشان؛ در فضیلت قناعت؛ در فواید خاموشی؛ در عشق و جوانی؛ در ضعف و پیری؛ در تأثیر تربیت؛ در آداب صحبت.[8] ایرانیکا تکمیل آن را ۱۲۵۸ میداند[2][1] و فروغی سال ۶۵۶ قمری را سال تصنیف آن میداند و ۱۳۵۶ قمری را هفتصدمین سال تصنیف گلستان میشمارد.[8] بنا بر روایت راوی در دیباچه، او پس از تصمیم به گوشهنشینی با آمدن یکی از دوستان روبهرو میشود و در گفتوگو با او از نوشتن کتابی به نام «گلستان» سخن میگوید؛ دیباچه کتاب را با نام اتابک ابوبکر و پسرش سعد میآراید. این روایت بخشی از متن ادبی است و نه گزارش مستقل تاریخی.[8]
قصیدهها و مرثیهها. کلیات شامل قصاید فارسی و عربی و مراثی است؛ از جمله دو قصیدهٔ مربوط به سقوط بغداد.[8][1]
غزلیات و دیگر قالبها. مجموعههای طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم در نسخهها آمدهاند. فروغی در تصحیح خود تصمیم گرفت غزلها را به دو دستهٔ «مغازله و معاشقه» و «موعظه و حکمت» بخش کند و آنها را در دو جلد جدا چاپ کند: غزلیات (جلد سوم) و مواعظ (جلد چهارم)، با نشانههای اختصاری برای نشاندادن تعلق هر غزل به مجموعههای سنتی.[8] ملمعات، ترجیعات، قطعات، رباعیات و مفردات هم از اجزای کلیاتاند.[8]
رسالهها. فروغی سه رساله را بیتردید از خود سعدی میشمارد: نصیحةالملوک، رسالهٔ عقل و عشق و رسالهٔ انکیانو. او مجالس پنجگانه (مواعظ) را اگر هم از شیخ باشد، «تقریر» او میداند که دیگران نوشتهاند، و سه رسالهٔ «تقریرات ثلاثه» (سؤال صاحبدیوان، حکایت اباقا و رسالهٔ شمسالدین تازیکو) را که دیگران دربارهٔ احوال شیخ نوشتهاند، در انتسابشان به سعدی مشکوک میداند.[8]
جایگاه و تأثیر
ایرانیکا (مدخل گلستان) گلستان را احتمالاً مؤثرترین اثر نثر در سنت فارسی میداند و مینویسد که علی دشتی، با اینکه گلستان را یکی از سه کتاب مهم زبان فارسی در کنار مثنوی و شاهنامه شمرده، از پرصداترین منتقدان آن بوده است: به نظر او برخی حکایتها اهمیت و پرداخت کافی ندارند و شعرهای خلاصهکنندهٔ آنها همیشه با حکایت سازگار نیست.[2] بریتانیکا سعدی را از پرخوانندهترین نویسندگان جهان فرهنگی ایرانی میشمارد[3] و میگوید گلستان از سدهٔ هفدهم به اروپا راه یافت.[4] بر پایهٔ چکیدهها، شماری از مطالعات اخیر دریافت او را در جهان فارسیزبان و اروپا بررسی میکنند: مقالهٔ لمیا بلفرژ دربارهٔ دو گزیدهٔ برجایمانده از بوستان در ایران، آسیای مرکزی و ترکیه در سدههای پانزدهم و شانزدهم؛ مقالههایی دربارهٔ ترجمههای گلستان به انگلیسی، آلمانی و بازتاب سعدی در «زادیگ» ولتر؛ و کتابشناسی توصیفی سعدی در زبانها و ادبیات اروپایی.[12] کتابخانهٔ کنگره دستهای دهتایی از نسخههای خطی فارسی مجموعههای آثار سعدی را، از جمله چند نسخهٔ گلستان و بوستان که در ایران، آسیای مرکزی، هند و ترکیه کتابت شدهاند، نگهداری و دیجیتال کرده است.[6] لقبهای «استاد سخن» (در وبلاگ کتابخانهٔ کنگره)[6] و «شیخ اجل» (در مقدمههای فروغی)[8] برای او بهکار رفته است. Oxford Islamic Studies Online او را بهعنوان عضو طریقت سهروردیه توصیف میکند که به آموزههای معنوی و اخلاقی شناخته میشود؛ این نسبت طریقتی فقط از خلاصهٔ نتایج جستوجو دیده شد و باید در مرجع اصلی بررسی شود.[10]
اختلاف منابع و نکات نامطمئن
سال تولد. منابع بر سر سال تولد همداستان نیستند. ایرانیکا حدود ۱۲۱۰ میگوید[1]؛ کتابخانهٔ کنگره (وبلاگ) ۱۲۱۰[6]؛ بریتانیکا حدود ۱۲۱۳[3]؛ در پیشینهٔ مستند کتابخانهٔ کنگره دستکم سه برآورد ثبت است: حدود ۱۲۰۰، بازهٔ ۱۲۰۹–۱۲۱۰، و یادداشتی از یک کتاب که ۵۸۵ یا ۶۰۶ قمری (۱۱۸۹/۱۱۹۰ یا ۱۲۰۹/۱۲۱۰ میلادی) را آورده است.[7] مدخل ایرانیکا دربارهٔ ابوبکر بن سعد سال ۱۱۸۴ را با علامت پرسش برای تولد ذکر میکند.[5] فروغی بازهٔ کلی «سالهای نخست سدهٔ هفتم هجری» را میدهد.[8] خود آیتم ویکیداده نیز چندین ادعای متناقض (۱۱۷۵، ۱۱۸۴، ۱۲۱۰، ۱۲۱۳) با منابع گوناگون برای تولد دارد که نشانهٔ همین اختلاف است.[9] بنابراین هیچ سال معینی را نمیتوان قطعی دانست.
سال مرگ. ایرانیکا: ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲[1]؛ بریتانیکا: ۱۲۹۱[3]؛ کتابخانهٔ کنگره (وبلاگ): ۱۲۹۱[6]؛ پیشینهٔ مستند کتابخانهٔ کنگره: ۱۲۹۲، و در یادداشتی دیگر ۶۹۱ قمری (۱۲۹۲ یا ۱۲۹۳)[7]؛ فروغی: یکی از سالهای ۶۹۱ تا ۶۹۴ قمری[8]. ویکیداده نیز مقدارهای ۱۲۹۱ و ۱۲۹۲ را دارد.[9]
تاریخ دو کتاب بزرگ. ایرانیکا این دو تاریخ (بوستان ۱۲۵۷، گلستان ۱۲۵۸) را مطمئنترین تاریخهای زندگی او میشمارد[1] و فروغی همان ۶۵۵ و ۶۵۶ قمری را میدهد؛ گزیدهٔ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نیز پایان بوستان را ۶۵۵ قمری میداند.[8][13] (توجه: دورهٔ تقویمها فرق میکند و تبدیل دقیق سال قمری به میلادی بسته به ماه است.)
ممدوح و منشأ تخلص. منبع s5 دو احتمال دربارهٔ سعد (پدر یا پسر) را مطرح میکند و به سود سعد دوم استدلال میکند[5]؛ فروغی بدون ذکر تردید تخلص را برگرفته از پسر اتابک ابوبکر میداند.[8]
شمار بابهای بوستان. خلاصهٔ نتیجهٔ جستوجو دربارهٔ مدخل ایرانیکا بوستان را «نه باب» توصیف کرده بود، در حالی که چاپ فروغی ده باب (با احتساب باب «مناجات و ختم کتاب») دارد.[8] چون متن کامل مدخل ایرانیکا خوانده نشد، دلیل این تفاوت (شیوهٔ شمارش یا خطای خلاصه) روشن نیست و تعداد بابها در این صفحه بر اساس چاپ فروغی آمده است.
سفرها و ادعای اسارت. بریتانیکا ادعای اسارت در طرابلس را مشکوک میشمارد؛[3] ایرانیکا میگوید حکایتهای خودزندگینامهای او بهشکل ادبی نوشته شدهاند و نمیتوان مسیر سفر را از آنها بازسازی کرد.[1] فهرست کشورها و شهرهای کتابخانهٔ کنگره (از جمله «غرب چین») در منبع دیگری از میان منابع بررسیشده تأیید نشد و باید با احتیاط تلقی شود.[6]
تقسیمبندی کلیات. فروغی استدلال میکند که تقسیم غزلها به طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم و ملمعات نه کار مسلّم خود شاعر است و نه مبنای ثابتی در نسخهها دارد (برخی غزلها در نسخههای مختلف در دستههای متفاوتاند) و به همین دلیل آن را کنار گذاشت.[8] بنابراین نمیتوان این دستهها را بهطور قطع ساختار نخستین دیوان دانست.
انتسابها. مجالس پنجگانه و سه رسالهٔ «تقریرات ثلاثه» از نظر فروغی در انتسابشان به سعدی مشکوک یا غیرسعدیاند.[8] همچنین فروغی چند غزل را جزو «ملحقات» گذاشت، چون گمان میبرد از شیخ نیستند.[8]
از کجا بخوانیم
بر پایهٔ تفکیک نوع ادبی و بدون ادعای دربارهٔ محبوبیت، میتوان این مسیر را پیشنهاد داد:
- گلستان برای آشنایی با نثر او: دیباچه و بابِ «در سیرت پادشاهان» و سپس «در فواید خاموشی» و «در آداب صحبت»؛ عنوان بابها بر اساس چاپ فروغی است.[8]
- بوستان برای مثنوی تعلیمی: ابتدا بابهایی دربارهٔ عدل و احسان و سپس باب عشق و مستی و شور و باب توبه و مناجات.[8]
- غزلیات برای شعر غنایی؛ بهتر است نخست با یک چاپ انتقادی (مثل چاپ فروغی که توضیح و نسخهبدل دارد) آغاز شود. برای تحلیل پژوهشی شعر غنایی او میتوان کتاب اینجنیتو (بریل، ۲۰۲۰) را دید.[8][11]
- قصاید و مراثی برای شعر مدحی و دربارهٔ رویدادهای تاریخی مانند سقوط بغداد؛ دو قصیدهٔ سوگ مستعصم (عربی و فارسی) در این بخشاند.[8][1]
- رسالهها (نصیحةالملوک، عقل و عشق، انکیانو) برای نثر سادهتر او؛ فروغی نصیحةالملوک و انکیانو را سخنی میداند که شیخ خواسته بود آنچه در بوستان به شعر آمده را برای امیران ترکزبان به زبانی سادهتر بگوید.[8]
پرسشهای رایج دربارهٔ سعدی
سعدی در کجا و چه زمانی زندگی کرد؟
منابع بررسیشده شیراز را زادگاه و آرامگاه او میدانند. ایرانیکا تولد را حدود ۱۲۱۰ و مرگ را ۱۲۹۱ یا ۱۲۹۲ میداند؛ بریتانیکا تولد را حدود ۱۲۱۳ میگذارد.[1][3]
مهمترین آثار سعدی کداماند؟
بوستان (مثنوی تعلیمی) و گلستان (نثر آمیخته به نظم) که طبق ایرانیکا بهترتیب در ۱۲۵۷ و ۱۲۵۸ پایان یافتند. غزلیات، قصاید و رسالهها نیز در کلیات او گرد آمده است.[1][8]
آیا همهٔ سفرهای سعدی که در آثارش آمده، واقعیاند؟
ایرانیکا هشدار میدهد که بخشهای خودزندگینامهای آثار او اغلب ادبی و داستانیاند و بازسازی سفرها از آنها قطعی نیست؛ بریتانیکا ادعای اسارت او در طرابلس را مشکوک میداند.[1][3]
«سعدی» از کجا آمده است؟
به گفتهٔ ایرانیکا (مدخل اتابکان فارس)، تخلص را به سعد بن زنگی نسبت میدهند، ولی تاریخ فوت او با نوجوانی سعدی نمیخواند و شواهد بیشتر به سعد دوم، پسر اتابک ابوبکر، اشاره دارد. فروغی تخلص را برگرفته از نام پسر ابوبکر میداند.[5][8]
گلستان و بوستان چه تفاوتی دارند؟
بوستان منظوم و دارای ده باب در چاپ فروغی است؛ گلستان نثر آمیخته به شعر با هشت باب است.[8] بریتانیکا میگوید گلستان همان درونمایههای اخلاقی بوستان را با لحنی شوختر دنبال میکند.[4]
«کلیات سعدی» را خود شاعر تدوین کرد؟
ظاهراً نه؛ فروغی بر پایهٔ مقدمهٔ منسوب به بیستون استدلال میکند که مجموعه را دیگران گرد آوردهاند و حتی ممکن است دستهبندیهای سنتی غزلها از خود شاعر نباشد.[8]
منابع
- Paul Losensky (به نقل گزیدهٔ نتایج جستوجو)، «SAʿDI (مدخل دانشنامهٔ ایرانیکا، نویسنده در گزیدهٔ جستوجو: پل لوزنسکی)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «GOLESTĀN-E SAʿDI»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Saʿdī»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Persian literature (بخشهای Classical poetry و Classical prose)»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «ABŪ BAKR B. SAʿD و ATĀBAKĀN-E FĀRS (مدخلهای ایرانیکا دربارهٔ اتابکان فارس)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Hirad Dinavari، «Saʻdī and His Mystical Humanist Literature at the Library of Congress»، Library of Congress, 4 Corners of the World (blog) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Saʻdī; سعدى، مصلح بن عبد الله (LC Name Authority n79139394)»، Library of Congress, LC Linked Data Service پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- سعدی؛ مصحح: محمدعلی فروغی، «کلیات سعدی، تصحیح محمدعلی فروغی (چاپ بروخیم، ۱۳۱۶ش به بعد): مقدمههای مصحح بر گلستان، بوستان، غزلیات و مواعظ؛ «صفحهای از شرح حال سعدی»؛ فهرست بخشها؛ متن گلستان، باب اول»، ویکینبشته (فارسی) — متن منبع اولیه و مقدمهٔ تصحیح انتقادی پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Saadi (Q170302)»، Wikidata پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Sadi, Musharrif al-Din Muslih»، Oxford Islamic Studies Online پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Domenico Ingenito، «Beholding Beauty: Saʿdi of Shiraz and the Aesthetics of Desire in Medieval Persian Poetry»، Brill (Leiden), 2020 پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- ویراستار مهمان: Julia Caterina Hartley، «Iranian Studies, vol. 52, issue 5–6 (2019), Special Section: Saʿdi at Large»، Cambridge University Press (Iranian Studies) پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «بوستان (مدخل دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)»، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «IRAN viii. PERSIAN LITERATURE (2) Classical»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
بازگشت به صفحهٔ سعدی و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوانسرا · گزارش خطا
