باب دوم در اخلاق درویشان

حکایت شمارهٔ ۳۹ سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی

یکی بر سرِ راهی مستْ خفته بود و زمامِ اختیار از دست رفته.

عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالتِ مستقبَح او نظر کرد.

جوان از خوابِ مستی سر بر آورد و گفت:

اِذاٰ مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً

اِذا رَأیْتَ اَثِیماً کُنْ سٰاتِراً وَ حَلیماً

یا مَنْ تُقَبِّحُ اَمْرِی لِمْ لا تَمَرُّ کَرِیماً

متاب ای پارسا، روی از گنهکار

به بخشایندگی در وی نظر کن

اگر من ناجوانمردم به کردار

تو بر من چون جوانمردان گذر کن

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب دوم در اخلاق درویشان (۴۸ شعر) قرار دارد.