میرزا محمدعلی صائب تبریزی · Saʾeb of Tabriz (Ṣāʾeb Tabrizi; also Saib Tabrizi)
صائب، میرزا محمدعلی، شاعر دورهٔ صفوی و از چهرههای اصلی سبک هندی است. خانوادهاش اصلاً تبریزی بود و او در اصفهان پرورش یافت. حدود هفت سال در هند ماند، سپس در اصفهان به ملکالشعرایی شاه عباس دوم رسید و در همانجا درگذشت. شهرتش بیشتر بر غزلهای بسیار و تمثیلها و مضمونهای تازهاش استوار است. سال تولد و مرگ او در منابع یکسان نیست.
خلاصه
میرزا محمدعلی، متخلص به «صائب»، از شاعران بنام دورهٔ صفوی در سدهٔ یازدهم هجری (حدود سدهٔ هفدهم میلادی) است. در منابع او را بیشتر «صائب تبریزی» مینامند، هرچند پرورشیافتهٔ اصفهان بود و گاه «صائب اصفهانی» هم خوانده شده است.[3] خانوادهٔ او اصلاً از تبریز بود، اما جوانی و تحصیل را در اصفهان گذراند؛ سپس حدود هفت سال در هند، در پیوند با ظفرخان، حاکم کابل و بعدها کشمیر، زیست و پس از بازگشت در اصفهان ماند.[1][3][7] شاه عباس دوم او را ملکالشعرا خواند.[1][2][3]
مجموعهٔ شعر او از بزرگترین دیوانهای زبان فارسی شمرده شده است و بیشترِ آن غزل است.[1] نام او با «سبک هندی» پیوند خورده است: شیوهای که با تازهگویی، مضمونیابی، تمثیل و استعارهٔ مرکب شناخته میشود.[1][5][7] پس از «بازگشت ادبی» در ایران، این سبک و شاعرانش مدتی مطرود شدند و در سدهٔ بیستم دوباره بازخوانی شدند.[1][3][4][6]
این متن یک پیشنویس تحقیقی است و هنوز ویرایش و تأیید انسانی نشده است. نکتههای ناهمخوان میان منابع، بهویژه سال تولد و مرگ، در بخش «اختلاف منابع» آمده است.
زندگی
نام و خانواده. نام کامل او را میرزا محمدعلی، پسر میرزا عبدالرحیم، ثبت کردهاند.[7][8] براون با استناد به آتشکده میگوید نام اصلی او میرزا محمدعلی بود.[3] پدرش بازرگان بود؛ گلها او را بازرگانی در اصفهان معرفی میکند و مدخل کتابخانهٔ ریاستجمهوری آذربایجان، به نقل از نصرآبادی، از او با احترام یاد میکند.[7][8] دربارهٔ عمو یا جد پدریاش، شمسالدین تبریزی ملقب به «شیرینقلم» که خوشنویس بود، دو منبع دو نسبت متفاوت میدهند (نک. بخش اختلاف منابع).[7][8]
تبریز یا اصفهان؟ خانوادهٔ صائب اصلاً تبریزی بود. بر پایهٔ آنچه براون از آتشکده نقل میکند، خانوادهٔ پدری به فرمان شاه عباس از تبریز به عباسآباد اصفهان منتقل شد و او در همانجا به دنیا آمد.[3] گلها نیز همین انتقال را گزارش میکند و میافزاید برخی منابع محل تولد را تبریز گفتهاند، اما در منابع بسیار دیگر اصفهان آمده است.[7] در مقابل، Iranica (به نقل از چکیدهٔ نتایج) و Britannica او را زادهٔ تبریز میدانند.[1][2] براون در پانویس خود مینویسد که او اگرچه در تبریز زاده شده، در اصفهان تحصیل کرده و بزرگ شده و از این رو غالباً «اصفهانی» خوانده میشود.[3]
تحصیل و آغاز شاعری. صائب در اصفهان آموزش دید.[2][8] براون از قول منابع میگوید او از استادانی چون رکنا و شفایی احترام یاد میکند، و بر تحسین او از حافظ تأکید میکند.[3] مدخل آذربایجانی میافزاید که او پیش از سفر هند به زیارت مکه و مدینه و سفری به ترکیه رفت؛ این روایت در منابع دیگر تأیید نشد و باید با احتیاط خواند.[8]
سفر به هند. چون دربار گورکانیان هند برای شاعران فارسیگوی پرپشتیبان بود، شمار زیادی از ایرانیان آن زمان به آنجا رفتند و همین پیوند نام «سبک هندی» را پدید آورد.[5][6] صائب نیز در جوانی راهی هند شد. سال عزیمت را منابع از ۱۶۲۴ تا ۱۶۲۷ میلادی گفتهاند (گلها: ۱۶۲۴؛ مدخل آذربایجانی: ۱۶۲۵؛ Britannica: حدود ۱۶۲۶/۲۷؛ براون با حساب پانویس خود: حدود ۱۶۲۵–۱۶۲۶).[2][3][7][8] بنا بر گلها، او از اصفهان نخست به هرات و کابل رفت و خواجه احسنالله، معروف به ظفرخان، حاکم کابل که خود شاعر و ادیب بود، او را پذیرفت.[7] براون نیز ظفرخان را حامی اصلی او در هند مینامد.[3] به نوشتهٔ گلها، پس از جلوس شاهجهان ظفرخان به دکن رفت و صائب را با خود برد؛ Iranica (به نقل از چکیدهٔ نتایج) نیز میگوید صائب ظفرخان و پدرش را در لشکرکشیهایی در دکن همراهی کرد.[1][7] گلها همچنین میگوید به او لقب «مستعدخان» داده شد و برخی لقب را از یک صوفی دانستهاند.[7]
پدر صائب، که به نوشتهٔ براون هفتاد ساله بود، برای بازگرداندن پسر به هند آمد. براون ابیاتی از صائب را آورده که در آنها از ظفرخان میخواهد به او اجازهٔ بازگشت دهد، و از همین ابیات برمیآید که شاعر بیش از شش سال از ایران دور بوده است.[3] گلها میگوید این رخداد سال ۱۶۲۹ در برهانپور پیش آمد، اجازه دو سال طول کشید و صائب پس از انتصاب ظفرخان به حکومت کشمیر (۱۶۳۲) همراه پدر به ایران بازگشت.[7] کتابخانهٔ ریاستجمهوری آذربایجان بازگشت را ۱۶۳۳ میداند.[8] جمعبندی Iranica این است که حضور حدود هفتساله در هند به شهرتش انجامید و او باقی عمر را در اصفهان گذراند.[1]
بازگشت و دربار. پس از بازگشت، صائب در اصفهان ماند و گاه برای دیدن شهرهای دیگر ایران بیرون میرفت.[1] گلها از قزوین، اردبیل، تبریز و یزد، و مدخل آذربایجانی از مشهد و قم و قزوین و یزد و اردبیل یاد میکند.[7][8] شاه عباس دوم او را «ملکالشعرا» کرد؛ Britannica عنوان «پادشاه شاعران» را به کار میبرد.[2][3][7][8] با این حال، Iranica (به نقل از چکیدهٔ نتایج) یادآوری میکند که او در کاخ ساکن نشد، و در دیوانش مدحهایی برای شاه صفی و شاه عباس دوم و شاه سلیمان هست.[1] براون مینویسد او متأسفانه جانشین شاه عباس دوم، یعنی سلیمان، را رنجاند؛ مدخل آذربایجانی هم از افول جایگاه او در دربار پس از جلوس شاه سلیمان و کنارهگیریاش سخن میگوید و آخرین دههٔ عمر را مصروف تنظیم آثار میداند.[3][8]
مرگ و آرامگاه. صائب در اصفهان درگذشت.[1][3] به نقل از چکیدهٔ مدخل «انجمن آثار ملی» در Iranica، او در باغچهای نزدیک مسجد لنبان اصفهان به خاک سپرده شد و آرامگاه او و پسر و نوهاش در دههٔ ۱۹۳۰ دوباره شناسایی شد.[4] گلها محل دفن را محلهٔ عباسآباد مینامد.[7] سال مرگ از ۱۰۸۰ تا ۱۰۸۸ هجری (۱۶۶۹ تا ۱۶۷۷ میلادی) در منابع مختلف دیده میشود (نک. بخش اختلاف منابع).
دوره و زمینهٔ ادبی
زندگی صائب با دو دربار پیوند دارد: صفویان در ایران و گورکانیان در هند. به نوشتهٔ مدخل آذربایجانی، انتقال اهالی تبریز به اصفهان پس از اشغال تبریز به دست عثمانیان صورت گرفت.[8] سدهٔ یازدهم هجری دورهای است که در آن بخشی از شاعران ایرانی برای یافتن پشتیبان به هند رفتند. Iranica در بحث تاریخ غزل میگوید شاهان نخستین صفوی به مدیحه چندان اقبال نشان ندادند و شاعران به جستوجوی گونههای ظریفتر و پیچیدهتر مضمون و تصویر پرداختند؛ در همین زمینه از «سبک هندی» نام میبرد که هم در میان شاعران صفوی (صائب را بهترین نمایندهٔ آنان میشمارد) و هم، بهویژه، در میان شاعران مهاجر به هند رواج داشت.[5][6]
نامگذاری «سبک هندی» خود محل بحث است. براون در همان فصل مینویسد که شاعرانی چون عرفی و صائب را شبلی نعمانی در شمار شاعرانی آورده که به هند کشیده شدند و در هند و ترکیه بیش از وطن خود اعتبار دارند.[3] Iranica نیز یادآوری میکند این سبک در سراسر حوزهٔ فرهنگی ایرانی رواج داشت و نام «هندی» به شاعران مهاجر برمیگردد.[6] به این دلیل گاه برای شاعران ایرانمقیم همروزگار او اصطلاح «سبک اصفهانی» به کار میرود؛ مدخل کتابخانهٔ ریاستجمهوری آذربایجان نیز میگوید پژوهشگران ایرانی او را بنیادگذار «سبک اصفهانی» میدانند و در هند بنیادگذار «مکتب هندی» فارسی به شمار میآید.[8] این ادعا بهصورت دیدگاه همان منبع گزارش میشود و نه حکمی مسلم.
همروزگاران برجستهٔ او در همین سنت شامل ابوطالب کلیم کاشانی است که Iranica او را از نمایندگان برجستهٔ سبک هندی میداند و میگوید در ۱۶۳۲ لقب ملکالشعرا گرفت (از چکیدهٔ نتایج).[6] براون هم کلیم را در کنار صائب نام میبرد و از قول صائب میآورد که او «صائب و معصوم و کلیم» را از شاعرانی میشمارد که با یکدیگر مهرباناند.[3]
سبک و زبان
تازهگویی و معنای بیگانه. به نوشتهٔ چکیدهٔ مدخل Iranica، صائب سبک خود را «تازه» و ویژگیاش را «معنای بیگانه» (معنای نامأنوس) وصف میکند، و مقصود او تصویرها و مضمونهای نو است.[1] غلامحسین یوسفی، به نقلی که همان چکیده آورده، توانایی او در ساختن تصویر و استعارهٔ تازه را دلیل جایگاه او در میان شاعران برجستهٔ زبان فارسی میشمارد و گسترش دامنهٔ تصویرها را به بیرونآمدن شعر از دربار و راهیافتن آن به زندگی شهری مربوط میداند.[1]
تمثیل و استعارهٔ مرکب. از ویژگیهایی که Iranica (چکیده) برمیشمارد، استعارهٔ مرکب و «تمثیل کوچک» است.[1] گلها نیز تمثیل را برجسته میداند: شاعر مفهومی اخلاقی یا عرفانی را در یک مصراع میآورد و در مصراع دیگر با تصویر ملموس مثالش میزند؛ به نوشتهٔ همان مدخل، بسیاری از مصراعهای صائب چنان رایج شدند که در زمان خودش و پس از آن به ضربالمثل بدل شدند.[7] Britannica هم از ذوق او در حکمتگویی و ضربالمثل و از ظرافت ذهن سخن میگوید.[2] براون ویژگیهایی مانند «حسن تعلیل» و «ارسالالمثل» و سادگی سبک را در شعر او میستاید و مینویسد خود او ــ برخلاف بسیاری از ایرانیان ــ شعر صائب را بهشدت جذاب مییابد.[3]
بیتمحوری و ردیف. گلها مینویسد که در غزل سبک هندی، هر مضمون معمولاً در یک بیت به اختصار بیان میشود و بیتهای یک غزل ممکن است مضمونهای متفاوت و حتی متضاد داشته باشند، و ردیفهای اسمی (مانند رقص، خط، شمع، حرف، گل، صبح، رنگ، آفتاب) در شعر صائب بسامد بالایی دارند.[7] چون این تحلیل در منبعی ثانویه و بیارجاع آمده، پیشنهاد میشود ویراستار آن را با یک پژوهش تخصصی سبکشناسی بسنجد.
زبان. گلها زبان شعر او را بهسوی واژگان گفتاری و رایجتر و دور از زبان فخیم «عراقی» میداند.[7] Iranica (چکیده) گزارش میدهد که برای شناخت واژگان شعر صائب فرهنگی دو جلدی از گلچین معانی (تهران، ۱۹۸۵–۱۹۸۶) وجود دارد.[1]
پیوند با پیشینیان. براون میگوید صائب دانشجوی دقیق آثار پیشینیان و معاصران بود و خود گزیدهای بزرگ از شعر آنان فراهم آورد که به قول شبلی نسخهای از آن در حیدرآباد دکن است؛ شبلی او را از این جهت به ابوتمام، گردآورندهٔ حماسه، مانند میکند.[3] براون همچنین مینویسد صائب شعر حافظ را بسیار میستود و همزمان با ستایش از شاعران هندی، مانند فیضی و طالب آملی، ابیاتی را به صورت تضمین از آنان آورده است.[3] Iranica (چکیده) میگوید او در غزلهایش نام نزدیک به هفتاد شاعر را آورده، بیشتر در پایان جوابهایی که به پیشینیان نوشته است.[1]
آثار
دیوان. مجموعهٔ شعر صائب را بزرگترین یا از بزرگترین دیوانهای ادب کلاسیک فارسی دانستهاند (عبارت چکیدهٔ Iranica: «یکی از بزرگترین دیوانها»).[1] بر پایهٔ همان چکیده، بیشترِ شعر او غزل است؛ ویرایش محمد قهرمان (تهران، ۱۹۸۵–۱۹۹۱، شش جلد) بیش از ۷۰۰۰ غزل دارد که حدود بیست شعر ترکی (به گویش تبریز) در آن هست؛ نسخههای متعددی از دیوان وجود دارد که بسیاری از آنها کمتر از نیمی از کل شعر او را در بر دارند و گزینش از خود شاعر آغاز شده بود؛ حدود ۱۵۰ نسخهٔ خطی از دیوان در کتابخانههای ایران و هند و اروپا و ایالات متحده فهرست شده؛ و ویرایش قهرمان، با آنکه مرجع اصلی است، همهٔ شرایط یک تصحیح انتقادی را ندارد.[1] ویرایش امیری فیروزکوهی (تهران، ۱۹۵۴) نیز به گفتهٔ همین چکیده متنی ضعیف دارد.[1] دیوان صائب را «انجمن آثار ملی» در ۱۹۶۶ بهصورت عکسی هم منتشر کرد.[4] براون اشاره میکند که چاپ سنگی بمبئی از آثار او در ۱۸۶۰ در دسترس بوده است.[3]
حجم شعر. عددهای مربوط به شمار ابیات پراکندهاند: Britannica حدود ۳۰۰٬۰۰۰ بیت میگوید؛ چکیدهٔ Iranica بزرگترین دیوان را حدود ۷۵٬۰۰۰ بیت یاد میکند؛ مدخل آذربایجانی از قول تربیت دیوانی ۱۲۰٬۰۰۰ بیتی (بدون قصیدهها) را آورده است؛ و گلها از ۶۵٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ بیت یاد میکند.[1][2][7][8] به این دلیل هیچ عدد قطعی نباید در سایت یا متن ثابتی ذکر شود.
قندهارنامه. Britannica و مدخل آذربایجانی از «قندهارنامه» بهعنوان منظومهٔ حماسی یاد میکنند و آن را به فتح قندهار در دورهٔ شاه عباس دوم (در مدخل آذربایجانی: ۱۶۴۹) مربوط میدانند.[2][8] در مقابل، چکیدهٔ Iranica میگوید گزارشهای مربوط به اندازهٔ آن بسیار اغراقآمیز است، هیچ نسخهای از آن بیش از دویست بیت ندارد و صائب تقریباً شعر روایی نسروده است.[1] این دو تصویر با هم نمیخوانند و باید برای سایت بر پایهٔ متن کامل Iranica و خود نسخهها داوری شود. (چکیده برای تاریخ فتح قندهار عددی آورده که با آغاز سلطنت شاه عباس دوم سازگار نمینماید و از این رو در این متن نیامده است.)
مجموعههای موضوعی و دیگر آثار. گلها و مدخل آذربایجانی نامهای «مرآتالجمال»، «آرایش نگار»، «میخانه» و «واجبالحفظ» را در شمار آثار صائب میآورند؛ گلها آنها را در شمار آثار و بخشی از دیوان، و مدخل آذربایجانی آنها را گزیدههایی موضوعی میداند که شاعر در دههٔ پایانی عمر سامان داد. توصیف این چهار مجموعه در دو منبع یکسان نیست و بازبینی در منابع تخصصی لازم است.[7][8] گلها «سفینهٔ بیاض» را هم گلچینی از شعر پیشینیان تا زمان صائب معرفی میکند، که به نظر میرسد با گزیدهای که براون از قول شبلی نام میبرد یکی باشد؛ این همسانی در منابع تصریح نشده است.[3][7]
شعر ترکی. Iranica (چکیده) از حدود بیست شعر ترکی در دیوان یاد میکند.[1] Britannica نیز میگوید او گاه به ترکی شعر گفته است.[2]
جایگاه و تأثیر
در روزگار خود و پس از آن. براون مینویسد صائب، مانند عرفی، در هند و ترکیه از ایران معتبرتر بود.[3] شبلی نعمانی، به نقل او، صائب را آخرین شاعر بزرگ فارسی و از نظر ابتکار برتر از قاآنی میشمرد.[3] شاگردانی همچون محمدسعید اشرف و جویای تبریزی در گلها نام برده شدهاند، و Iranica (چکیده) از اشرف مازندرانی بهعنوان شاگرد او یاد میکند که برای مرگ استاد مادهتاریخ ساخته است.[1][7]
بازگشت ادبی و واکنش به سبک هندی. Iranica میگوید «بازگشت ادبی» در ایران عمدتاً در واکنش به سبک هندی آغاز شد و داوریها دربارهٔ ارزش زیباییشناختی این سبک یکسان نیست.[6] براون به گفتهٔ رضاقلیخان هدایت اشاره میکند که روش صائب را «شیوهای غریب و امروز نامقبول» میخواند، و چکیدهٔ Iranica نیز همین داوری را از قرن نوزدهم نقل میکند.[1][3]
بازخوانی در سدهٔ بیستم. Iranica (مدخل انجمن آثار ملی) میگوید حلقهٔ ادبی صائب به ابتکار حمید مصدق در ۱۹۵۶ بر مزار او برپا شد، پس از ۱۹۶۱ انجمن آثار ملی برای او آرامگاهی ساخت و ۱۹۶۶ نسخهٔ عکسی دیوانش را منتشر کرد.[4] این نشانهها از بازتر شدن نگاه به او در ایران خبر میدهند؛ اما چکیدهٔ جستوجو توضیح بیشتری دربارهٔ دلایل این بازنگری نیاورد.
جایگاه در طبقهبندی سبک. مدخل غزل در Iranica صائب را از نمایندگان برجستهٔ سبک هندی میداند.[5] Britannica شهرت او را بیشتر به غزل و حجم عظیم سرودههایش میداند.[2]
اختلاف منابع و نکات نامطمئن
سال تولد. Iranica (به نقل چکیده): حدود ۱۰۰۰ق/۱۵۹۲م؛ استدلال بر اساس اشارهای در یکی از غزلها به رسیدن به هشتاد سالگی.[1] Britannica: حدود ۱۶۰۱/۱۶۰۲.[2] رکورد کتابخانهٔ کنگره (شکل متغیر نام): ۱۶۰۱؛ بر پایهٔ چکیدهٔ VIAF، BnF سال ۱۶۰۱ و DNB سال ۱۶۰۲ را ثبت کردهاند.[10] کتابخانهٔ ریاستجمهوری آذربایجان: ۱۶۰۱.[8] ویکیداده: ۱۵۹۲، با ارجاع به Iranica.[9] مدخلی دیگر از Iranica (چکیده) «حدود ۱۶۰۳» را داده است و مدخلی دیگر «۱۰۱۰–۱۰۸۸ق/۱۶۰۱–۱۶۷۷م».[6] نتیجه: تاریخ تولد قطعی نیست.
محل تولد. تبریز (Iranica، Britannica) در برابر عباسآباد اصفهان (به نقل براون از آتشکده؛ گلها میگوید در بسیاری منابع اصفهان آمده است).[1][2][3][7]
نسبت شمسالدین «شیرینقلم». گلها او را عموی پدری صائب مینامد؛ مدخل آذربایجانی او را جد پدری مینامد.[7][8]
سال مرگ. Iranica: ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ق/۱۶۷۶م؛ کتیبهٔ آرامگاه ۱۰۸۷/۱۶۷۶ است، مادهتاریخهای اشرف مازندرانی و سرخوش (کلمات الشعرا) ۱۰۸۱/۱۶۷۰–۷۱ را میدهد، و امیری فیروزکوهی نتیجه میگیرد که او احتمالاً اوایل ۱۶۷۶ درگذشت.[1][4] براون یکجا ۱۰۸۰/۱۶۶۹–۷۰ میآورد و یادآوری میکند که مادهتاریخ «صائب مرگ یافت» عدد ۱۰۸۱ میدهد؛ در جای دیگر همان فصل ۱۰۸۸/۱۶۷۷–۷۸ را آورده است.[3] Britannica: حدود ۱۶۷۷.[2] برخی ورودیهای ISNI در VIAF حدود ۱۶۷۰ را دارند.[10] ویکیداده ۱۶۷۶.[9]
تاریخهای سفر به هند. عزیمت: ۱۶۲۴ (گلها)، ۱۶۲۵ (مدخل آذربایجانی)، ۱۶۲۶/۲۷ (Britannica)؛ بازگشت ۱۶۳۲ (گلها، به قرینهٔ انتصاب ظفرخان به کشمیر) یا ۱۶۳۳ (مدخل آذربایجانی). براون میگوید پدر پس از دو سال اقامت به هند آمد؛ گلها آن را ۱۶۲۹ و آغاز مذاکره برای اجازهٔ بازگشت میداند. اینها با هم کاملاً سازگار نیستند.[2][3][7][8]
شعر ترکی. تعداد شعرهای ترکی در Iranica «حدود بیست» آمده است؛ عدد دیگری در دسترس منابع معتبر نبود.[1]
قندهارنامه. حماسهای مفصل یا نظمی کوتاه؟ نک. بخش آثار.[1][2][8]
محل دفن. باغچهای نزدیک مسجد لنبان (Iranica، از چکیده) یا محلهٔ عباسآباد (گلها)؛ این دو لزوماً متناقض نیستند ولی همارز هم نیستند.[4][7]
روایتهای شخصی. هر جزئیاتی که فقط در یک منبع دستهدوم آمده (مانند سفر به مکه و ترکیه یا لقب «مستعدخان») باید «به نقل آن منبع» خوانده شود.[7][8]
از کجا بخوانیم
برای آشنایی با صائب پیشنهاد میشود بهترتیب نوع اثر پیش رفت.
۱. غزلها (هستهٔ دیوان). چون بیشترِ شعر او غزل است، آغاز کار با دیوان، ترجیحاً از طریق یک گزینهٔ شرحدار، معقول است. ویرایش قهرمان (شش جلد، ۱۹۸۵–۱۹۹۱) به گفتهٔ Iranica مرجع اصلی است، هرچند نه تصحیحی کاملاً انتقادی.[1] در این مسیر، توجه به بیتهای مستقل، تمثیلها و ردیفهای اسمی که گلها برمیشمارد، خواندن را آسانتر میکند.[7]
۲. مدیحهها و قصیدههای درباری. بخش کوچکتر دیوان که برای شاه صفی و شاه عباس دوم و شاه سلیمان سروده شده است، زمینهٔ تاریخی-دربار را روشن میکند.[1]
۳. قندهارنامه. منظومهای مربوط به فتح قندهار؛ پیش از خواندن باید اختلاف منابع دربارهٔ اندازه و ماهیتش را در نظر داشت.[1][2]
۴. شعرهای ترکی. شمار اندک ولی قابلتوجه در دیوان؛ برای کسانی که با ادبیات ترکی آذربایجانی آشنا هستند.[1]
۵. ابزارهای کمکی. برای دشواریهای واژگانی، فرهنگ اشعار صائب گلچین معانی (۱۹۸۵–۱۹۸۶)، و برای دیدن صائب در بستر سنت، بخش «Sāʾib of Isfahān» در تاریخ ادبی براون که ابیات نمونهای از او را همراه با ترجمهٔ انگلیسی میآورد.[1][3]
پرسشهای رایج دربارهٔ صائب
صائب اهل تبریز بود یا اصفهان؟
خانوادهٔ او از تبریز بود و به فرمان شاه عباس به اصفهان منتقل شد. Iranica و Britannica او را زادهٔ تبریز میدانند، ولی براون به نقل از آتشکده میگوید در عباسآباد اصفهان زاده شد و گلها هم میگوید منابع بسیاری اصفهان را نوشتهاند. بر هر دو روایت میتوان تکیه کرد، با این قید که محل تولد قطعی نیست و شهرت «اصفهانی» به تحصیل و زندگی او در اصفهان برمیگردد.[1][2][3][7]
صائب کِی زندگی میکرد؟
حدود ۱۵۹۲ تا ۱۶۷۶ میلادی بنا بر Iranica؛ ولی برخی منابع تولد را حدود ۱۶۰۱ و مرگ را از ۱۶۶۹ تا ۱۶۷۷ میدانند. در هر حال زندگی او در سدهٔ هفدهم میلادی و دورهٔ صفوی میگذشت.[1][2][3][4]
«سبک هندی» یعنی چه و صائب چه ربطی به آن دارد؟
سبک هندی نامی است برای شیوهای در شعر فارسی سدهٔ هفدهم که به دلیل مهاجرت شاعران ایرانی به دربارهای هند به این نام شهرت یافت، اما در سراسر حوزهٔ فرهنگی ایرانی رایج بود. Iranica صائب را بهترین نمایندهٔ آن در میان شاعران صفوی ایران میداند.[5][6]
آیا صائب به دربار صفوی وابسته بود؟
شاه عباس دوم او را ملکالشعرا نامید و در دیوانش مدحهایی برای شاهان صفوی هست؛ با این حال، Iranica (از چکیده) میگوید او در کاخ ساکن نشد.[1][3]
منابع
- Paul E. Losensky (بنا بر نشانیای که در نتایج جستوجو آمده بود)، «ṢĀʾEB TABRIZI»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Ṣāʾib»، Encyclopaedia Britannica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- Edward G. Browne، «A Literary History of Persia, vol. IV: Modern Times (1500–1924)، بخش «Sāʾib of Isfahān» (فصل ششم) و بخش مربوط به شاعران ایرانی در هند»، Cambridge University Press (نسخهٔ پویششده در آرشیو اینترنت با سال ۱۹۲۸ ثبت شده) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «ANJOMAN-E ĀṮĀR-E MELLĪ»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «ḠAZAL i. HISTORY»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «IRAN viii(2). PERSIAN LITERATURE: Classical (و مدخلهای همخانوادهٔ Iranica دربارهٔ هند، بازگشت ادبی و سبکشناسی که در همان نتایج آمده بودند)»، Encyclopaedia Iranica پیوند — دسترسی: فقط از طریق خلاصهٔ نتایج جستوجو
- «Sa’ib Tabrizi, Muhammad ‘Ali»، Golha (golha.co.uk) — پایگاه مرجع برنامههای گلها پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Saib Tabrizi — one of the most renowned figures of classical Azerbaijani literature»، Presidential Library of the Republic of Azerbaijan (preslib.az) پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «Saib Tabrizi (Q2713416)»، Wikidata پیوند — دسترسی: متن کامل خوانده شد
- «رکورد معتبر نام Library of Congress (no2009105830، شکل متغیر «Tăbrizi, Saib, 1601-») و خوشهٔ VIAF 225432250 (از طریق چکیدهٔ جستوجو)»، Library of Congress / VIAF پیوند — دسترسی: metadata only
بازگشت به صفحهٔ صائب و آثار او ‹ · روش تحریریه دیوانسرا · گزارش خطا
